النساء
The Women • 176 ayahs • Medinan
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
1ای مردم! از پروردگارتان (مالک و متصرف تان) بترسید، آن (پروردگاری) که شما را از یک شخص آفرید، و همسر او (حوا) را (نیز) از همان شخص (آدم) آفرید، و (باز) از آن دو (آدم و حوا)، مرد و زن بسیاری را (در روی زمین) منتشر ساخت، و از الله بترسید که به نام او از یکدیگر سوال (درخواست) میکنید، همچنین از قطع صله رحمی (و تلف شدن حقوق) خویشاوندان بترسید؟ بیگمان الله بر (کردار و گفتار) شما نگهبان هست.
2و مالهای یتیمان را به خودشان (بعد از بلوغ آنها) بسپارید، و (مال) ناپاک را با (مال) پاکیزه تبدیل نکنید و مالهای آنان (یتیمان) را با مالهای خود (یکجا کرده) نخورید، چون این (کار) گناه بزرگ است.
3و اگر ترسیدید از اینکه در حق دختران یتیم عدل کرده نمیتوانید پس (در این صورت) از دیگر زنانی که مورد پسندتان است؛ دو زن، یا سه زن، یا چهار زن را نکاح کنید، پس اگر ترسیدید که عدل کرده نمیتوانید پس (فقط) یک زن را نکاح کنید یا (اکتفا کنید به) کنیزی که مالک شدهاید، این نزدیکتر به آن است که (با عیالمندشدن و فقیر شدن، در حق زنان) ظلم نکنید.
4و مهرهای زنان را به خوشی و رضایت، به ایشان بدهید، پس اگر از خلوص دل برای شما چیزی از مهر را (معاف کرده) بگذارند، پس آن را خوش و گوارا بخورید
5و به نادانان اموال تان را مسپارید که الله آن را سبب بقا و زندگیتان گردانیده است، و از آن مال، خوراک و پوشاکشان را بدهید، و با آنها سخن نیک و پسندیده بگویید.
6و یتیمان را امتحان کنید (که بالغ شدهاند یا نه؟) تا وقتی که به عمر نکاح (بلوغ) برسند، پس اگر در آنها عقل و تدبیر را احساس کردید پس به آنها مالهایشان را بسپارید، و آن (مالها) را به اسراف و شتاب مخورید (از ترس) اینکه بزرگ شوند (و مال خود را تصرف کنند) و هرکس توانمند (ثروتمند) بود، پس باید (از خوردن مال یتیم) پرهیزگاری و پاکی کند، و کسی که فقیر و تنگدست بود از مال یتیم به قدر ضرورت باید بخورد، پس وقتی خواستید مالهایشان را به آنها بسپارید، پس بر آنها گواه بگیرید، و الله بر محاسبه (بندگان) کافی است.
7مردان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان به میراث میگذارند سهم دارند، و زنان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان به میراث میگذارند سهم دارند، آن سهم (از اموال متروکه) کم باشد یا زیاد باشد (برای هریک) حصه معین مقرر گردیده است.
8و چون خویشاوندان (که وارث نیستند) و یتیمان و ناتوانان در تقسیم میراث حاضر شوند، پس به آنها چیزی از آن (مال به طور بخشش) بدهید، و با آنها سخن نیک و شایسته بگویید.
9و آنانی که اگر اولاد ضعیف از خود بجا بگذارند و بر (آینده) آنها ترس دارند (که ضائع نشوند) باید از الله بترسند، پس باید (در وصیت) از الله بترسند و باید سخن محکم و درست بگویند (که مخالف با عدل و حق نباشد).
10يقينا آنانی که مالهای (چنين) يتيمان (ضعیف ) را به ظلم میخورند، جز این نیست که در شکمهای خود آتش را میخورند، و زود است که در آتش شعله ور داخل شوند.
11(چون رعایت اولاد ضروری است لذا) الله شما را دربارۀ اولادتان سفارش میکند (که دارایی خود را برباد نکرده و آنها را فقیر نگذارید. و در وقت تقسیم) برای پسر مانند دو سهم دختر است، پس اگر وارثان زن باشند و اضافه از دو نفر باشند، پس برای آنها (از جمله سه حصه ترکه)، دو حصه سهم میرسد، و اگر یکی باشد، پس نصف ترکه از اوست، و برای هریک از پدر و مادر میت، یک ششم ترکه است اگر از میت فرزندی باشد، و اگر از میت فرزندی نباشد و پدر و مادر او وارث او گردند، پس برای مادر یک سوم است (و باقی از پدر است) و اگر از میت برادرانی مانده باشد، پس مادر او یک ششم ترکه را میبرد، البته (تقسیم میراث) بعد از تنفيذ وصیتی است که میت به آن وصیت کرده است یا بعد از ادای دین است (اگر میت دیندار باشد) و شما نمیدانید که پدران و پسرانتان کدام یکی از آنها برای تان سودمندتر است، (این احکام) از طرف الله مقرر شده است؛ یقینا الله (به احوال ورثه) دانا و حکیم است.
12و برای شما (مردان) نصف از ترکۀ است که زنهایتان از خود بجا گذاشتهاند، اگر آنها اولاد نداشته باشند، ولی اگر اولاد داشته باشند، سهم شما یک چهارم از ترکه است، البته بعد از تنفيذ وصیتی که زنان به آن وصیت میکنند یا بعد از ادای دین (اگر دیندار باشند)، و (اما اگر شوهر وفات کرد) سهم زنان یک چهارم از تركه شما است اگر فرزندی نداشته باشید، اما اگر فرزندی داشته باشید، سهم زنان شما یک هشتم تركه شما است (لیکن) بعد از تنفيذ وصیتی که شما به آن وصیت میکنید یا بعد از ادای دین (اگر دیندار باشید) و اگر مردی یا زنی که از او ارث برده شود کلاله باشد (یعنی والدین و فرزند نداشته باشد) و او برادر و خواهر داشته باشد، پس برای هریک از آنان یک ششم میرسد، پس اگر (خواهر و برادر) بیش از یکی باشند همهشان در یک سوم مساویانه شريکاند، البته بعد از تنفيذ وصیت یا بعد از ادای دین، (به شرطی که) وصیت (وصیت کننده) به وارث ضرر نرساند، (این حکم) سفارشی از جانب الله است، و الله دانا (و) بردبار است.
13آن (چه بیان شد) حدود و مقررات الله است، و هر کس از الله و رسول او اطاعت و پیروی کند، الله او را در باغهای داخل میکند که از زیر درختان و قصرهای آن نهرها جاری است، آنان برای همیشه در آن میباشند، و این است کامیابی بزرگ.
14و هرکس نافرمانی الله و رسول او را کند و از حدود الهی تجاوز کند الله او را در آتشی داخل میکند که همیشه در آن میماند، و برای او عذاب رسواکننده (اهانت آمیز) است.
15و آنانی از زنان شما که مرتکب فاحشه (زنا) میشوند، پس بر آنها چهار مرد از خودتان (از مسلمانان عادل) را گواہ طلب کنید، پس اگر گواهی دادند (بر کار بد آنها) پس آنها را در خانهها محبوس کنید تا آن که ملک الموت روح آنها را قبض کند، یا الله برای آنها (قانون و) راهی دیگری مقرر کند.
16و آن دو کس از شما که زنا میکنند (از زن و مرد) پس آنها را (بوسيلۀ حاكم) آزار دهید، پس اگر توبه کردند (از عمل فاحشه) و اصلاح کردند (عمل خود را) پس از آزارسانیشان دست بردارید؛ زیرا الله توبه پذیر (و) بسیار مهربان است.
17جز این نیست که (وعدۀ) قبول توبه بر ذمۀ الله است (الله متعال بر خود واجب گردانیده است). (این) تنها برای آنانی است که به نادانی کار بد میکنند، و باز به زودی (از گناه خویش) توبه میکنند. پس این گروه است که الله توبهشان را قبول میکند، و الله دانای باحکمت است.
18و (وعدۀ) قبول توبه برای کسانی نیست که گناه میکنند تا وقتی که مرگ یکی از آنها برسد میگوید: البته اکنون توبه کردم، و نیز توبه آنانی که در حالت کفر میمیرند (قبول نمیگردد)، برای این (دو) گروه عذاب دردناک آماده کردهایم.
19ای کسانی که ایمان آوردهاید، برای شما حلال نیست که زنان را جبرا (بدون رضامندی آنها) به ارث ببرید، و نیز زنان (بیوه) را از نکاح (با مردی دیگر) منع مکنید، تا بخشی از مالی را که به آنها (به طور مهر) داده بودید، پس بگیرید مگر آنکه مرتکب عمل زشت آشکار شوند، و با زنان به طريقۀ نیک و پسندیده زندگانی کنید، پس اگر آنها را دوست ندارید (صبر کنید) زیرا چه بسا؛ چیزی را خوش ندارید و (لیکن) الله در آن خیر و برکت بسیاری گذاشته است.
20و اگر خواستید همسر (جدید) را به جای همسر (قدیم) قرار دهید (یعنی زن قدیم را طلاق دهید) و به یکی از آنها مال بسیار (به طور مهر) داده باشید، پس از آن (مال) چیزی نگیرید، آیا آن را به ستم و تجاوز آشکار پس میگیرید؟.
21و چطور آن را میگیرید حال آن که با یکدیگر آمیزش (جنسی) کردهاید (و هریک بر عورت دیگری اطلاع پیدا کرده است) در حالیکه زنان از شما عهد محکم (در عقد نکاح) گرفتهاند.
22و با زنانی ازدواج نکنید که پدران تان با آنها نکاح کرده بودند، مگر آنچه در گذشته (قبل از نزول این آیت) رخ داده است، بیگمان این کار، بیحیائی و عمل ناشایست و منفور و راه بد است.
23بر شما مادران تان حرام شده است و دختران تان و خواهران تان و عمههایتان و خالههایتان و دختران برادر و دختران خواهر و (حرام شده است) آن مادران شما که شما را شیر دادهاند و خواهران رضاعی تان و مادران زنهایتان، و دختران زنان تان که در کنار شما پرورش یافته اند؛ از بطن آن زنان تان که با آنها همبستر شدهاید، پس اگر با آنها همبستر نشدهاید، پس بر شما گناهی نیست (در نکاح کردن دختران آنها)، و (حرام شده است) زنان پسران شما که از پشت (نسل) خود تان باشند، و (حرام شده است) این که دو خواهر را در نکاح خود جمع کنید، مگر آنچه گذشته است، بیگمان الله آمرزنده (و) مهربان است.
24و زنان شوهردار بر شما حرام شده است مگر کنیزهای که مالک آنها شدهاید، این فریضۀ الهی است که بر شما لازم شده است، و برای شما غیر این محرمات حلال است (به شرطی) که به مالهای خویش طلب نکاح کنید به قصد پاکی، نه به قصد شهوت رانی و زنا، پس آنچه از زنان نفع گرفتهاید (بوسيلۀ آمیزش جنسی) پس مهرهایشان را مطابق آنچه (از جانب الله) مقرر شده است بدهید، و بر شما در آنچه با یکدیگر بعد از مهر مقرر توافق نمودهاید، گناهی نیست، (چون) يقينا الله دانای باحکمت است.
25و هر که از شما قدرت مالی نداشته باشد که (به وسیلۀ آن) با زنان مسلمان آزاد نکاح کند، پس باید با کنیزهای مسلمانی که مالک آنها شدهاید نکاح کند، و الله به ایمان شما عالمتر است، همۀ شما از جنس یكدیگرید (همه تان فرزندان آدم هستید) پس کنیزان مسلمان را به اجازۀ اهل آنها نکاح کنید و مهرهایشان را به وجه معروف و نیک به آنان بدهید (به شرطی که) پاکدامن باشند و زانی نباشند و نه دوست پنهانی گیرنده باشند، پس وقتی شوهردار شدند، اگر مرتكب فاحشه (زنا) شدند پس بر آنها نیمی از عقوبتی (حدی) که بر زنان آزاد است (اجرای آن لازم است)، این (نکاح کنیزکان) برای کسی از شما است که از واقع شدن در گناه بترسد، و صبر کردن (نسبت به نکاح کنیزها) برایتان بهتر است، و الله آمرزندۀ مهربان است.
26الله میخواهد برای شما (قواعد دین تان را) بیان کند، و شما را به طریقههای (نیک) آنانی که پیش از شما بودند راهنمایی کند، و (می خواهد) توبۀ شما را قبول کند، والله دانای باحکمت است.
27و الله میخواهد شما را ببخشد (و بهسوی رحمت خود باز گرداند)، و کسانی که از شهوات پیروی میکنند، میخواهند شما (از راه راست) به کجی بزرگ متمایل شوید (و حق را کاملا ترک گویید).
28الله میخواهد که (با آسان کردن احکام) بار تکلیف شما را سبک کند (زیرا) انسان ضعیف آفریده شده است.
29ای کسانی که ایمان آوردهاید، مالهای یکدیگر را در بین خودتان به ناحق مخورید، مگر این که از راه تجارت به رضامندی یکدیگر باشد، و خود را نکشید، بیگمان الله به شما همیشه مهربان است.
30و هرکه با تجاوز و ظلم چنین کند، پس به زودی او را در آتش سوزان داخل میکنیم، و این کار بر الله آسان است.
31اگر از گناهان بزرگی که از آن منع میشوید، پرهیز کنید (پس) گناهان کوچک تان را از شما دور (محو) میسازیم، و شما را در جای عزت و کرامت داخل میکنیم.
32و آنچه را که الله سبب فضیلت بعضی شما بر بعضی دیگر قرار داده است تمنی نکنید، برای مردان از آنچه خود کسب کردهاند سهمی است، و برای زنان از آنچه خود کسب کردهاند سهمی است، و (به جای آرزوهای بیمورد) از فضل الله بخواهید، يقينا الله به هر چیزی عالم است.
33و برای هریک از والدین و خویشان و آنانی که با ایشان پیمان بستهاید، در چیزی که از خود بجا میگذارند، ورثه و حقدار قرار دادهایم، پس سهم آنها را (از ارث) بدهید، زیرا الله بر هر چیز گواه است.
34مردان بر زنان ولایت دارند (صاحب اداره و حاکم اند) از آن جهت که الله بعضی (مردان) را بر بعضی دیگر (زنان) برتری داده است (از نگاه قدرت بدنی و ارادۀ محکم)، و اینکه از مالهای خود (بر زنان) انفاق میکنند، پس زنان نیکو کار، فرمانبردار شوهران خود میباشند، و حقوق و اسرار شوهران خود را در غیاب آنها محافظت میکنند، به سبب اینکه الله آنها را (به وسیله شوهرها) محافظت میکند. و زنانی که از نافرمانی آنها میترسید پس؛ (اولا) آنها را نصیحت کنید، و (ثانيا: اگر مؤثر نشد) در خوابگاه از آنها دوری کنید، و (ثالثا: اگر پند و جدایی فایده نکرد) پس آنها را بزنید، پس اگر از شما اطاعت کردند، باز بهانهای (برای ظلم و ستم) بر آنها مجویید؛ بیگمان الله بلندمرتبه (و) بسیار بزرگ است.
35و اگر (شما اولیای امور) از اختلاف میان زن و شوهر ترسیدید، پس صلاح کاری (داور) از خانواده شوهر و صلاح کاری (داور) از خانواده زن بفرستید، اگر (صلاح کاران) اصلاح را بخواهند الله میان آن دو (زن و شوهر) موافقت (و الفت) پیدا میکند؛ بیگمان الله دانای باخبر است.
36و الله را عبادت کنید و با او چیزی را شریک نسازید، و با پدر و مادر نیکی و احسان کنید، و با خویشاوندان و یتیمان و ناداران، و با همسایۀ خویشاوند و با همسایۀ بیگانه و با همنشین در پهلو نشسته و با مسافران و با کنیزان؛ بیگمان الله کسی را که متكبر و خودستا (فخر فروش) باشد، دوست ندارد.
37(همچنان الله دوست ندارد) آنانی را که بخل میورزند و مردم را (هم) به بخل امر میکنند، و آنچه را الله از فضل خود به آنها داده است، میپوشانند، و برای کافران عذاب خوار کننده مهیا نمودهایم.
38و آنانی که مالهای خود را برای نمایش به مردم انفاق میکنند و (در حقیقت) به الله و به روز آخرت ایمان ندارند (در واقع شیطان همدم آنها است) و هر کس که شیطان همنشین او باشد، پس وی چه بد همنشینی است.
39و اگر به الله و به روز آخرت ایمان میآوردند، و (به اخلاص ) از آنچه الله به آنها روزی داده است، انفاق میکردند؛ چه زیانی بر آنها داشت؟ و الله به (احوال) آنها داناست.
40البته الله به وزن ذرۀ (بر کسی) ظلم نمیکند، و اگر آن (ذره) نیکی باشد، (الله) دو چندانش میکند، و از نزد خود (صاحب آن را) ثواب بزرگ میدهد.
41پس حال مردم چگونه باشد؛ وقتی از هر امتی گواهی بیاوریم، و تو را (نیز ای محمد) بر آنان (امت مسلمان) گواه بیاوریم.
42در آن روز، آنانی که کفر ورزیدهاند و از پیغمبر نافرمانی کردهاند آرزو میکنند که ای کاش زمین بر آنها هموار گردد (در زمین فرو روند) و نمیتوانند هیچ سخنی را از الله پنهان کنند.
43ای کسانی که ایمان آوردهاید، در حال مستی و نشه به نماز نزدیک مشويد، تا وقتی که بدانید چه میگویید، و در حال جنابت به نماز نزدیک مشوید (و در حال جنابت در مسجد داخل نشوید) مگر اینکه عبور نمایید (از مسجد) تا آن که غسل کنید و اگر بیمار باشید، و یا مسافر باشید، یا یکی از شما از قضای حاجت آمد، یا با زنان هم بستری کرده باشید و آب نیافتید پس تیمم کنید بر زمین (خاک) پاک، پس مسح کنید به آن رویها و دستهای خود را، بیگمان الله عفو کننده (و) آمرزنده است.
44آیا بهسوی آنانی که بهرۀ از (علم) کتاب داده شدهاند ندیدی (یهود) که گمراهی را (در بدل هدایت) میخرند و میخواهند که شما (هم) راه حق را گم کنید.
45و (ای مؤمنان) الله به دشمنان شما داناتر است، و کافی است که الله دوست و کارساز شما باشد و کافی است که الله مددگار شما باشد.
46گروهی از یهودیها اند که کلمات را از جاهای آن تحریف میکنند و تغیر میدهند، و (به طور استهزاء) میگویند: شنیدیم (سخن ترا ای محمد) ولی نافرمانی کردیم، و بشنو (ای پیغمبر و) ناشنیده بگیر، و (می گویند:) حال ما را مراعات کن، و سخن را در زبانهای خود میپیچانند، تا در دین طعنه زنند، و اگر میگفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، و تو بشنو و به ما نظر كن، البته برای آنها خیر بود و درستتر بود، و لیکن الله آنها را به سبب كفرشان از رحمت خود محروم کرده است، پس ایمان نمیآرند مگر اندک.
47ای اهل کتاب! به آنچه نازل کردهایم و تصدیق کنندۀ آن کتابی که با شما است، ایمان آورید، پیش از اینکه چهرهها را محو و مسخ سازیم و پیش از اینکه آنها را به شکل عقب (مانند پشت سر) برگردانیم، یا اصحاب آن چهرهها را از رحمت خود دور سازیم، طوری که صاحبان روز شنبه را از رحمت خود دور کردیم، و امر و ارادۀ الله شدنی (و یقینی) است.
48البته الله نمیبخشد این را که با او چیزی شریک قرار داده شود، و غیر از آن (شرک) را، برای کسی بخواهد میبخشد، و هر کس که (چیزی را) با الله شریک گرداند، پس در حقیقت به الله گناه بزرگی را افترا بسته است.
49آیا بهسوی آنانی که خود را پاک میشمارند، ندیدی؟ بلکه الله هرکه را بخواهد پاک میسازد، و به قدر فتیلی (رشتۀ در وسط هسته خرما) ظلم کرده نشوند.
50ببین چطور بر الله دروغ و افترا میبندند؟ و کافی است که این گناه آشکار باشد.
51آیا آنانی را که بهرهای از علم كتاب (الله) داده شدهاند، ندیدی که به بت و طاغوت (قوتهای سرکش) ایمان دارند، و راجع به کفار میگویند: این گروه نسبت به مؤمنان راه یابتراند.
52این گروه کسانیاند که الله آنها را لعنت کرده است، و کسی را که الله لعنت کند، پس برای او هیچ مددگاری نخواهی یافت.
53آیا برای آنها (یهودیان) سهمی در بادشاهی و حکومت است؟ که در آن صورت، به مردم (چیزی را) برابر شگاف هسته خرما نخواهند داد.
54یا اینکه (یهودیان) نسبت به مردمان (مسلمان) بخاطر اینکه الله به آنها از فضل خود (کتاب) داده است، حسد میورزند؟ يقينا ما به اولاد ابراهیم (شما بنی اسرائیل) کتاب و حکمت و بادشاهی بزرگ را دادیم.
55پس برخی از آنها (یهودیان) به او (محمد) ایمان آوردند، و برخی از ایشان (ایمان نیاوردند بلکه) مانع ایمان آوردن مردم شدند، و آتش شعله ور دوزخ برای آنها کافی است.
56البته آنانی که به آیات ما كفر ورزیدند؛ حتما آنها را در آتش دوزخ در خواهیم آورد، هر قدر پوستهای (بدن)شان بسوزد و پخته شود، پوستهای دیگری به عوض پوستهای (اولی)شان قرار میدهیم، تا عذاب را بچشند؛ بیگمان الله غالب باحکمت است.
57و آنانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، البته آنها را به زودی در باغهای که در زیر آنها نهرها جاری است، داخل میکنیم، آنان برای همیشه در آن میباشند، برای آنها در آنجا زنان پاکیزه است و آنها را در سایه دوامدار درمی آریم.
58البته الله به شما دستور میدهد که امانتها را به اهل آن (اصحاب آن) بسپارید و هرگاه میان مردم فیصله کردید، پس به عدل و انصاف حکم کنید، بیگمان الله شما را به آنچه نیک است پند و نصیحت میدهد؛ يقينا الله (به فیصلههای شما) شنوا و بیناست.
59ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله و پیغمبر و از صاحبان امرتان اطاعت کنید، و اگر در چیزی اختلاف کردید پس آن را به الله و رسول او (قرآن وسنت) برگردانید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، این (برای شما در دنیا) بهتر است و از نگاه عاقبت (آخرت) نیکوتر است
60آیا ندیدی بهسوی آنانی که ادعا میکنند به کتابی که بر تو نازل شده و به کتابی که پیش از تو نازل شده ایمان آوردهاند و میخواهند فيصله قضایای خود را پیش طاغوت ببرند؟ در حالیکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت كفر بورزند (حکم طاغوت را قبول نکنند) و شیطان میخواهد آنها را به گمراهی دور (از حق) دچار کند.
61و چون به آنها گفته شود بیایید به طرف آنچه الله نازل کرده است، و (بیایید) به طرف رسول، منافقان را میبینی از تو سخت روی میگردانند.
62پس چگونه وقتی به سبب آنچه با دستهای خود انجام دادهاند، مصیبتی به آنها برسد، باز (بخاطر رهایی از آن) نزد تو میآیند و به الله قسم میخورند که (هدف ما از داوری نزد طاغوت) جز نیکی و موافقت (بین دو طرف در گیر) نبود.
63این گروه آنانیاند که الله آنچه را در دل (پنهان) دارند میداند، پس از (انتقام) آنها در گذر و آنها را وعظ و اندرز ده و به آنها سخنی بگو که به دلهای آنها بنشیند، و مناسب حالشان باشد.
64و ما هیچ پیغمبری را نفرستادیم مگر اینکه به حكم الله اطاعت شود، و اگر آنها وقتی به جان خویش ظلم کردند نزد تو میآمدند، و از الله مغفرت میخواستند و پیغمبر هم برای آنها طلب مغفرت میکرد، البته الله را توبه پذیر (و) بسیار مهربان مییافتند.
65این چنین نیست، به پروردگارت قسم که آنها مؤمن (واقعی) نمیشوند تا آن که در حل اختلافشان تو را محکم و داور مقرر کنند، باز در دل خود هیچگونه دلتنگی راجع به حکم (و قضاوت) تو نیابند، و (در برابر فیصلۀ تو) کاملا تسلیم گردند.
66و اگر ما به آنها (منافقین) دستور میدادیم که خود را بکشید یا از خانههای خود بیرون روید، جز عدد کم از آنها این امر (الله) را بجا نمیآوردند، و اگر آنها به آنچه پند داده میشوند عمل میکردند، البته برایشان بهتر میبود و در ثابت قدمی (آنها بر ایمان) محکمتر میبود.
67و البته در آن صورت به آنها از نزد خود ثواب بزرگ میدادیم.
68و البته آنها را به راه راست هدایت میکردیم.
69و هر کس که از الله و رسول اطاعت کند؛ پس این گروه (در روز قیامت) با آنانی همراه خواهند بود که الله به آنها نعمتها بخشیده است، مانند پیغمبران و صادقان و شهیدان و نیکان، و این گروه چه رفقای خوبیاند.
70این مقام و مرتبه از نزد الله است، و الله (از نگاه دانائی) به احوال بندگان خود کافی است.
71ای کسانی که ایمان آوردهاید، هوشیار و بیدار باشید و آمادگی تان را (برای رویارویی با دشمن) بگیرید، پس (برای جهاد) دسته دسته یا همه یکجا بیرون شوید.
72البته از شما کسانی هست که (در بیرون شدن برای جهاد) سستی و تأخیر میکند، پس اگر مصیبتی به شما برسد (در آن وقت) میگوید: الله بر من احسان و نعمت (خود را ارزانی کرد) که با آنها (در وقت جنگ ) حاضر نبودم.
73و اگر به شما نعمتی از طرف الله برسد، البته (این منافق) میگوید: چنانکه گویا در بین شما و او هیچ دوستی نبود، ای کاش با ایشان (مسلمانان) بودم تا به کامیابی بزرگ فائز میشدم.
74پس آنانی که زندگی دنیا را به آخرت میفروشند، باید در راه الله بجنگند، و هرکه در راه الله بجنگد، پس کشته یا (بر دشمن) غالب شود، پس به زودی ثوابی بزرگ به او خواهیم داد.
75و چه شده شما را که در راه الله و در راه نجات ضعیفان نمیجنگید؟ (که اعم) از مردان و زنان و کودکاناند، آنانی که میگویند: ای پروردگار ما! ما را از این قریهای که اهل آن ظالماند بیرون کن، و برای ما از جانب خود کار سازی مقرر کن، و برای ما از نزد خود مددگاری مقرر کن.
76آنانی که مؤمناند در راه الله میجنگند و آنانی که کافراند در راه طاغوت (شیطان) میجنگند، پس (ای مؤمنان) با دوستان شیطان بجنگید، چونکه حیلۀ شیطان ضعیف است.
77آیا ندیدی آنانی را که به ایشان گفته شد (فعلا) دست از جنگ بردارید، و نماز را برپا دارید و زکات بدهید، پس چون بر آنها جنگ فرض شد ناگهان گروهی از آنها، از مردم (کفار) میترسند؛ مانند ترسشان از الله، بلکه سختتر از آن، و گفتند: ای پروردگار ما! چرا بر ما جنگ را (حالا) فرض کردی؟ چرا جنگ را تا مدتی کوتاه به تأخیر نیانداختی؟ بگو: که بهره مندی دنیا کم است، (ولی کامیابی) آخرت برای کسی که تقوا پیشه کند، بهتر است. و بر شما به اندازۀ رشتۀ پشت خستۀ خرما هم ظلم نخواهد شد.
78در هر جائی باشید مرگ به سراغ تان میآید اگر چه در قلعههای مستحکم باشید، و اگر به آنها (منافقان) خوبی و پیروزی برسد میگویند: این از طرف الله است، و اگر خساره و بدیی به آنها برسد میگویند: این از طرف تو است، بگو: که همه از طرف الله است، پس چه شده است این گروه را که هیچ سخنی را (در موقع فهم و درک) نمیفهمند.
79(ای انسان) هر چه از خوبی و فائده بتو برسد از (فضل) الله است، و هر چه از بدی و مصیبت تو برسد، پس از نفس توست، و (ای پیغمبر، تو مسؤل نیکی و بدی آنها نیستی) چون ما تو را پیغام رسان رسالت خود به مردم فرستادهایم، و گواهی الله در این مورد کافی است.
80و هرکس رسول (الله) را اطاعت کند، در حقیقت الله را اطاعت کرده است، و هرکس (از پیروی رسول الله) سرکشی کند، (پروا مکن) چون ما تو را بر آنان نگهبان (از گناه) نفرستادیم.
81و (منافقان در مجلس روزانۀ تو) میگویند: کار ما اطاعت و فرمانبرداری است، (لیکن) پس چون از نزد تو بیرون روند، گروهی از آنان در جلسههای شبانه بر خلاف سخنان تو عمل میکنند (تدبیر و چاره اندیشی میکنند) والله آنچه در جلسات شبانه (شان) میگذرد مینویسد، پس (از انتقام) آنها اعراض کن و بر الله توکل کن، (چون) کافی است که الله کارساز و پشتیبان باشد.
82آیا در مفهوم و معانی قرآن فکر و تدبر نمیکنند؟ و (در حالیکه) اگر قرآن از طرف غير الله بود البته در (احکام و معانی) آن اختلافات بسیاری مییافتند.
83و هرگاه خبری (شایعۀ) دربارۀ امن یا خوف (مسلمانان به منافقان) برسد (فورا) آن را نشر میکنند، و اگر آن شایعات را (قبل از پخش نمودن) به پیغمبر یا به صاحبان امر (رأی) برمی گرداندند البته آنانی که اهل فهم و درک و استنباطاند (نتیجه و حقیقت) آن خبر را مییافتند، و اگر فضل الله و رحمت او بر شما نبود، البته جز اندکی از شما؛ پیروی شیطان را میکردید.
84پس در راه الله بجنگ، که جز خودت کسی بر آن مکلف نیست و مؤمنان را (به جهاد) تشویق کن، امید است که الله از سختی (و گزند) کافران جلوگیری کند، و الله قوی تر، و سزایش (نیز) دردناکتر است.
85هرکس شفاعت (سفارش ) نیکی بکند، از آن سهمی میبرد. و هرکس شفاعت بد (ناجائز) بکند، از آن سهمی میبرد، و الله بر هر چیزی قادر است.
86و چون بر شما سلامی تقدیم شود، پس با کلمات بهتر از آن، یا همانند آن، جواب دهید، بیگمان الله بر هر چیز حسابگر است.
87الله ذاتی است که هیچ معبودی (برحق) جز او نیست، البته در روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست، شما را جمع میکند. و صادقتر از الله در سخن کیست.
88پس شما را چه شده که دربارۀ منافقین دو گروه شدهاید؟ در حالیکه الله آنها را به سزای آنچه کردهاند، سرنگون ساخته است، آیا میخواهید کسی را که الله گمراه ساخته است هدایت کنید؟ و حال آنکه هیچگاه برای کسی که الله او را گمراه ساخته راهی بهسوی هدایت نخواهی یافت.
89و آنان دوست دارند که شما نیز کافر شوید طوری که خودشان کافر شدهاند، تا شما و آنها (در کفر) برابر شوید، پس از آنها هیچ دوستی نگیرید، تا آن که (ایمان آورده) در راه الله هجرت کنند، پس اگر (از ایمان و هجرت) اعراض نمودند، پس هرجایی آنها را یافتید، آنها را به اسارت بگیرید و بکشید، و از آنها (کسی را) دوست و مددگار خود مگیرید.
90مگر آنانی که با قومی که بین شما و آنها پیمان است، پیوند (رابطه) دارند (نکشید)، یا آنانی که نزد شما بیایند در حالیکه سینههایشان از جنگیدن با شما، یا از جنگیدن با قوم خود، به تنگ آمده است، و اگر الله میخواست آنها را بر شما مسلط میساخت، باز حتما با شما میجنگیدند، پس اگر آنها از (جنگ با) شما دوری جستند و با شما نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح دادند، پس الله برای شما راهی (قتال عليه) آنها را قرار نداده است.
91عنقریب گروه دیگری (از مشرکین) را خواهید یافت که میخواهند هم از (ضرر) شما در امن باشند و هم از (ضرر) قوم خود. و هرگاه به فتنه (قتال عليه مسلمانان) باز گردانیده شوند، در آن سرنگون میشوند (در جنگ علیه مسلمانان سهم میگیرند)، پس اگر از جنگ با شما کناره گیری نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از جنگیدن با شما دست نگرفتند، پس در هر جایی که آنها را یافتید به اسارت بگیرید و آنها را بکشید، و این گروهی است که ما برای شما عليه آنها دلیل ظاهر (بر جواز قتل ایشان) قرار دادهایم.
92و برای هیچ مؤمنی شایسته (جائز) نیست که مؤمن دیگری را بکشد، مگر اینکه به خطا (بدون قصد باشد)، و هر کس که مؤمنی را به خطا بکشد، پس بر او (لازم) است که برده مؤمنی را آزاد کند، و به ورثه مقتول دیت بسپارد، مگر اینکه (اولیای مقتول) صدقه (= معاف) کنند، پس اگر مقتول از گروه دشمن شما باشد (و ليكن خودش) مسلمان است، پس بر او (قاتل لازم) است که یک بردۀ مسلمان را آزاد کند، و اگر (مقتول) از قومی باشد که میان شما و آنها عهدی است، پس باید به خانواده وی (مقتول) دیت سپرده شود و برده مؤمنی را آزاد کند، واگر برده نیافت، پس بر او (لازم) است که دو ماه روزه پی در پی بگیرد، (این کفاره) بخاطر (قبولیت) توبه (قاتل) از جانب الله میباشد، و الله دانای باحکمت است.
93و هرکس که مؤمنی را قصداً (بدون هیچ سببی که موجب قتل باشد) بکشد، پس سزای او دوزخ است، که همیشه در آن میباشد و مورد غضب الله قرار میگیرد، و الله او را لعنت میکند، و برای او عذاب بس بزرگی را آماده کرده است.
94ای کسانی که ایمان آوردهاید، وقتی در راه الله (برای جهاد) سفر کردید، پس به درستی تحقیق کنید (تا کافر را از مسلمان تشخیص دهید) و به کسی که به شما (كلمۀ) اسلام را تقدیم کرد، نگوید تو مؤمن نیستی (و قتل تو رواست) تا به وسیلۀ آن (کشتن مؤمن)، متاع زندگانی دنیا (مال غنیمت) را بدست آرید، و نزد الله غنيمتهای بسیار است، شما نیز پیش از آن (اسلام) همانطور بودید، پس الله بر شما احسان کرد (که مسلمان شدید)، پس به درستی تحقیق (پرس و جو) کنید، بیگمان الله به آنچه میکنید آگاه است.
95مؤمنان خانه نشین غیر معذور (و نشسته از جهاد)، با مجاهدانی که در راه الله با مال و جان خود میجنگند، برابر نیستند، (بلکه) الله آنانی را که با مال و جانهای خود جهاد میکنند درجۀ بر نشستگان (از جهاد) فضیلت داده است و الله همه (ایشان) را وعده نیک داده است، و (لیکن) الله مجاهدان را بر نشستگان به ثواب بس بزرگ برتری داده است.
96و (نیز) مراتبی بس بزرگ از طرف او (الله)، و مغفرت و رحمت را (به ایشان میدهد)، و الله بسیار آمرزنده (و) بسیار مهربان است.
97البته آنان که فرشتهها ارواحشان را قبض میکنند در حالی که (به سبب ترک هجرت) به جانهای خویش ظلم کردند، قبض کنندگان ارواح به آنها میگویند: شما در چه حال بودید؟ (در جواب) گفتند: ما در زمین ضعیف بودیم، (فرشتهها) گویند: آیا زمین الله وسيع نبود تا در آن هجرت کنید؟، پس این گروه مسكنشان دوزخ است، و (دوزخ) چه بد سر انجامی است.
98مگر مستضعفان واقعی، از مردان و زنان و کودکانِ که هیچ چاره (و وسيلۀ) ندارند و هیچ راهی (برای هجرت) نمییابند.
99پس این گروه امید است که الله آنها مورد عفو قرار دهد، و الله همیشه عفو کننده (و) آمرزنده است.
100و هر کس در راه الله هجرت کند، در زمین اقامتگاههای زیاد و کشادگی (در رزق) خواهد یافت، و هرکه از خانۀ خود به قصد هجرت به طرف الله و رسول او بیرون شود، باز مرگش فرا رسد، پس یقینا که ثواب او بر ذمۀ الله ثابت شده است، و الله آمرزندۀ مهربان است.
101چون در زمین سفر کردید، پس بر شما گناهی نیست که نماز را کوتاه کنید (نمازهای چهار رکعتی را دو ركعت بخوانید) اگر ترسیدید که کافران شما را در فتنه (و در بلا) میاندازند، چون کفار برای شما دشمن علنی و آشکاراند.
102و چون (تو ای محمد، در حالت خوف) در میان آنها (مؤمنان) بودی و برای آنها نماز برپا داشتی، پس باید گروهی از آنها همرای تو (در نماز) بایستند، و باید (هر دو گروه) سلاح خود را نیز بگیرند، پس چون این گروه سجده کردند (یک رکعت را ادا کردند)، پس آن گروه دیگر باید در پشت سر شما (در مقابل دشمن) قرار گیرند و باید آن گروه دیگر که (تاهنوز) نماز نخواندهاند، باید بیاید و با تو نماز بخوانند، و باید (آنها نیز) احتیاط و آمادگی و سلاح خود را بگیرند، چون کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و سامان خود، غافل شوید، پس یکباره بر شما حمله کنند، و اگر به سبب باران یا بیماری به زحمت بودید، پس بر شما گناهی نیست که سلاح خود را (در نماز) بر زمین بگذارید و ليكن هوشیار جان خود باشید، یقینا الله برای کافران عذاب رسواکنندهای آماده کرده است.
103وقتی نماز را ادا کردید، پس الله را (بعد از نماز هم) ایستاده و نشسته و بر پهلوهای خود یاد کنید و چون آسوده خاطر و آرام شدید، پس نماز را (به طريقۀ قبل از جنگ و در اوقاتش) ادا کنید، زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین فرض شده است.
104و (در وقت جهاد) در طلب و تعقیب قوم (کافر) سستی نکنید، اگر شما درد و رنج میبینید (در جنگ) پس آنان (کفار) نیز همانطور که شما درد و رنج میبینید، درد و رنج میبینند و (لیکن) شما (ثوابی را) از الله امید دارید که آنها امید ندارند، و الله دانای باحکمت است.
105البته ما این کتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم (که دارای احکام حق و واقعی است)، تا بوسیلۀ آنچه الله به تو آموخته، میان مردم قضاوت کنی، و برای خائنان (بخاطر ایشان با اصحاب حق) جدال و خصومت مکن.
106و از الله آمرزش بخواه؛ چونکه الله آمرزندۀ مهربان است.
107و از طرف آنانی که به خویشتن خیانت میکنند جدال (دفاع) مکن؛ زیرا الله کسی را که خائن و گنهگار باشد، دوست نمیدارد.
108ایشان (اعمال زشت خود را) از مردم میپوشانند اما از الله نمیپوشانند، (چگونه از الله میپوشانند) در حالیکه او تعالی با آنهاست؛ وقتی که در شب (در میان خود) در باره نقشهها و سخنانی که الله آن را نمیپسندد طرحریزی میکنند، و الله به آنچه میکنند (با علم خود) احاطه دارد.
109آگاه! شما آن گروهی هستید که از خیانت کاران در زندگی دنیا دفاع میکردید، پس کیست که در روز قیامت به پیشگاه الله از آنها دفاع کند؟ یا کیست که برای (دفاع) از آنها (در روز قیامت) وکیل باشد؟
110و هر کس کار بدی را (در حق دیگران) انجام دهد، یا بر خود ظلم کند، باز از الله مغفرت بخواهد (توبۀ او قبول خواهد شد چون) الله را آمرزندۀ مهربان مییابد.
111و هرکس گناهی انجام دهد، تنها آن (گناه) را به ضرر خویش مرتکب شده است، و الله دانای باحکمت است.
112و هر کس خطا یا گناهی مرتکب شود (از روی قصد یا خطا) باز آن (گناه) را به گردن بیگناهی باندازد، البته بهتان و گناه آشکار را بر دوش کشیده است.
113و اگر فضل و مهربانی الله بر تو نبود، البته گروهی از آنها (منافقین یهود) قصد داشتند که تو را (از فیصلۀ حق) گمراه کنند، اما جز خود را گمراه نمیکنند و به تو هیچ ضرری رسانده نمیتوانند و (فضل الله این است که) الله بر تو کتاب و حکمت را نازل کرد و چیزی را که تو نمیدانستی به تو آموخت، و فضل الله بر تو بسیار بزرگ است.
114در بسیاری از سخنان و مشورههای سری آنها خیر و فایدهای نیست به جز (سخن) کسی که به صدقه، یا کار نیک، یا صلح در بین مردمان حکم کند، و هرکس برای کسب رضای الله چنین (اعمال نیک) کند، پس به زودی او را ثواب بس بزرگ خواهیم داد.
115و هرکس بعد از اینکه هدایت برایش ظاهر شد، باز به مخالفت رسول الله پرداخت و راه غیر مؤمنان را (غیر دین اسلام را) پیروی کرد؛ او را به همان جهتی که روی آورده میسپاریم، و او را به دوزخ داخل میکنیم، و (دوزخ) بد سرانجامی است.
116البته الله از اینکه با او شریک قرار داده شود نمیبخشد، و پایینتر از شرک را برای کسی که بخواهد میبخشد، و هر که با الله شریک مقرر کند يقينا به گمراهی دور از حق گمراه شده است.
117(مشرکها در رفع حاجات خود) غیر از الله معبودانی را که مؤنثاند میخوانند (به نامهای مؤنث یاد میشوند، و در حقیقت) شیطان سرکش را میخوانند.
118الله او (شیطان) را از رحمت خود دور کرده است؛ وقتی گفت: من حتما از بندگان تو حصه و مقدار معینی میگیرم (تابع خود میسازم).
119(شیطان گفت:) و حتما آنان (اولاد آدم) را گمراه میسازم و به آرزوهای (خام) مشغولشان میسازم، و حتما آنها را دستور میدهم که گوشهای چارپایان را ببرند (برای مشخص ساختن آنها برای بتان و معبودان باطل) و حتما به آنها دستور میدهم که فطرت و آفرینش الله را تغیر دهند. و هر که شیطان را به جز الله دوست خود بگیرد، بیگمان زیان کردہ زیانی آشکار.
120شیطان به آنها وعدههای خام میدهد و ایشان را در آرزوها غرق میکند و شیطان جز فریب، وعدۀ دیگر به آنها نمیدهد.
121این گروه ( پیرو شیطان) سرانجامشان دوزخ است، و از آن راه گریز نیابند.
122و آنانی که ایمان آوردهاند و کارهای نیک انجام دادهاند به زودی آنها را در باغهای که از زیر آنها نهرها جاری میباشد وارد میکنیم، در آن همیشه جاودانند، (این را الله وعده داده است و) وعدۀ الله راست است، و چه کسی در سخن از الله راستگوتر است؟
123(وعدۀ الله) بر وفق آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست، (بلکه) هر کس بدی کند در برابر آن سزا داده میشود، و برای خود غیر از الله هیچ کارساز و مددگاری نمییابید.
124و هر کس که کارهای نیک کند، خواه مرد باشد یا زن، در حالیکه مؤمن باشند، پس ایشان داخل جنت میشوند و به اندازۀ شگاف خسته خرما مورد ظلم قرار نمیگیرند.
125و کیست خوبتر به اعتبار دین از آن کس که روی خود را برای الله منقاد گرداند، و نیکوکار باشد و از ملت ابراهیم پیروی کند در حالیکه از ادیان باطل نفرت داشت، و الله ابراهیم را دوست خود گرفت.
126و هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است، از الله است. و الله بر هر چیز (از نگاه علم و قدرت) احاطه دارد.
127و از تو دربارۀ زنان فتوا میطلبند، بگو: الله به شما درباره زنان فتوا میدهد و (فتوا میدهد در مورد) آنچه بر شما در قرآن (در اول این سوره) تلاوت میشود که دربارۀ زنان یتیم نازل شده که حق مقرر آنها را (از میراث و مهر) به ایشان نمیدهید، و (در عین حال) به نکاح آنها رغبت دارید. و شما را دربارۀ کودکان ضعیف (که میراث آنها را نخورید فتوا میدهد) و اینکه در حق يتيمان به عدل و انصاف رفتار کنید، و هر چه از کار نیک انجام دهید (ضایع نمیشود) بیگمان الله به آن داناست.
128و اگر زنی از بیمیلی یا نفرت شوهر خود بیم داشت، پس بر آن دو گناهی نیست که در میان خویش صلح آورند به نوعی از (انواع) صلح، و صلح (و آشتی در هرکاری) بهتر است و (طبعا) بخل در هر نفس وجود دارد، و اگر (با زنان) خوبی کنید و (از حق تلفی آنها) پرهیز کنید، (این به خیر شما است) یقینا الله به آنچه میکنید آگاه است.
129و هرگز نمیتوانید در بین زنان (تان) عدالت کنید، اگر چه بر عدالت (میان آنها) حریص باشید، پس به یک طرف کاملا تمایل نکنید تا آن زن دیگر را آویزان (و بلاتکلیف) بگذارید (که نه او را طلاق دهید و نه حقش را ادا کنید) و (اگر با زنان تان) صلح کنید و پرهیزگاری کنید (به نفع شماست)؛ بیگمان الله آمرزندۀ مهربان است.
130و اگر آن دو (زن و شوهر) از یکدیگر جدا شوند، پس الله هریک را از رحمت گشاده خود بینیاز میگرداند، و الله گشایشگر باحکمت است.
131و هر چه در آسمانها و هرچه در زمین است، از الله است، و به تاکید ما به آنانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) داده شد، و نیز به شما حکم کردیم که از الله بترسید، و اگر کافر شوید (به الله هیچ زیانی نیست)، زیرا يقينا هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از الله میباشد، و الله بینیاز (و دارای صفات کمال) ستوده است.
132و هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است، برای الله است، و کافی است که الله کارساز مخلوقات (در تدبیر و ادارۀ آسمانها و زمین) باشد.
133(ای مردم) اگر الله بخواهد شما را از بین میبرد (هلاک میسازد)، و مردمان دیگر را میآورد (ایجاد میکند)، و الله بر این کار قادر است.
134و هرکس ثواب دنیا را بخواهد؛ پس (بداند که) ثواب دنیا و آخرت نزد الله است، و الله شنوای بیناست.
135ای کسانی که ایمان آوردهاید، همیشه بر پا کنندۀ عدل باشید و برای الله گواهی دهید، اگر چه (آن گواهی) به ضرر خودتان، یا والدین، یا خویشاوندان تان باشد، و اگر (یک جانب دعوا) مال دار یا تنگ دست باشند، پس الله نسبت به آنها اولیتر است، پس از هوای نفس پیروی مکنید تا (تجاوز نکنید و) به انصاف رفتار کنید، و اگر (در گواهی دادن) زبان بپیچانید (و درست گواهی ندهید) یا (از گواهی دادن به حق) اعراض نمائید، پس (بدانید که) الله به آنچه میکنید خبردار است.
136ای کسانی که ایمان آوردهاید، به الله و رسول او و به کتابی که بر پیغمبرش نازل کرده است، و به کتابی که پیشتر نازل کرده، ایمان محکم و جازم آورید. و هر که به الله و فرشتههای او و کتابهای او و پیغمبران او و به روز آخرت کفر ورزد، پس یقینا به گمراهی دور از حق گمراه شده است.
137البته آنانی که ایمان آوردند باز کافر شدند، باز ایمان آوردند، باز کافر شدند، باز بر کفر خود افزودند؛ الله آنها را هرگز نمیبخشد، و آنها را (به راه حق) هدایت نمیکند (چون که منافق اند).
138منافقان را مژده ده که برای آنها عذاب دردناک است.
139کسانی که کفار را به جای مؤمنان دوست خود قرار میدهند، آیا عزت را نزد آنان میجویند؟ بیگمان همه عزت از الله است.
140و البته الله بر شما در قرآن (این حکم را) نازل کرده است که چون شنیدید که آیات الله مورد کفر و تمسخر قرار میگیرد پس با آنان منشینید (در مجالسشان شرکت نکنید) تا آن که به سخن دیگر شروع کنند، و گرنه شما هم (در کفر و استهزا) مثل آنها خواهید بود؛ البته الله همه منافقین و کفار را در دوزخ یکجا جمع میکند.
141آنانی که انتظار آمدن حوادثات را بر شما میکشند، پس اگر از طرف الله به شما فتحی برسد میگویند: آیا ما با شما نبودیم؟ واگر سهمی (از غلبه و پیروزی) نصيب کفار باشد، میگویند: آیا ما (برای محافظۀ شما) بر شما احاطه نکرده بودیم، و آیا شما را از ضرر مؤمنان منع نکردیم؟ پس الله در روز قیامت میان تان (شما مؤمنان و منافقان) فیصله خواهد کرد، و هرگز الله برای کافران، بر (ضرر) مؤمنان راه غلبه قرار نداده است.
142البته منافقین (به گمان خود) با الله نیرنگ میکنند، در حالیکه الله (با تدبیر خود) به آنها نیرنگ میزند، و چون (منافقان) بهسوی نماز برخیزند؛ با کسالت برمی خیزند، به مردم (تظاهر نموده نیکی و صلاح خود را) نشان میدهند، و الله را یاد نمیکنند مگر بسیار کم.
143در میان ایمان و کفر حیران و متردداند، نه به طرف اینها (مؤمنان)اند و نه به طرف آنان (کفار) و هرکس را که الله گمراه کند پس هرگز راهی (هدایت) برای او نخواهی یافت.
144ای کسانی که ایمان آوردهاید، کافران را دوست نگیرید به جای مؤمنان، آیا (کفار را دوست گرفته) میخواهید در پیشگاه الله دلیلی واضح عليه خود قرار دهید؟.
145يقينا منافقین در طبقه زیرین دوزخاند، و (ای مخاطب) برای آنها هیچ مددگاری نخواهی یافت.
146مگر آنانی که توبه کردند و (عمل خود را) اصلاح کردند و به دین الله چنگ زدند، و دین (عبادت) خود را برای الله خالص کردند، پس این گروه همرای کسانیاند که ایمان آوردهاند، و زود است که الله به مؤمنان ثواب بزرگ دهد.
147اگر شکر (الله را) کنید و ایمان آورید، الله به عذاب (دادن) شما چه میکند؟ و الله قدردان (نیکیها و) داناست (از نیکی بندگان آگاه میباشد).
148الله فریاد کشیدن به بدزبانی (دشنام و فحش ) را دوست ندارد مگر از کسی که بر او ظلم شده است، و الله شنوای داناست.
149اگر نیکی را ظاهر کنید، یا آن را بپوشانید، یا از بدی کسی بگذرید (عفو کنید)، پس یقینا الله عفو کننده قادر است.
150البته آنانی که به الله و پیغمبرانش کفر میورزند و میخواهند که (در ایمان آوردن) بين الله و پیغمبرانش جدایی آورند، و میگویند: به بعضی (از پیغمبران) ایمان داریم، و بعضی دیگر را انکار میکنیم، و میخواهند در بین آن دو (کفر و ایمان) راه دیگری را برای خود بگیرند.
151این گروه به حق کافران (واقعی)اند و برای کافران عذاب رسواکننده آماده کردهایم.
152و آنانی که به الله و پیغمبران او ایمان آوردهاند و (در ایمان آوردن) بین یکی از آنها فرق نمیگذارند، این گروه زود است که الله اجر (و ثواب)شان را دهد، و الله آمرزندۀ مهربان است.
153اهل کتاب از تو میخواهند که یکباره (و یکجا) کتابی از آسمان برای آنها نازل کنی، (ليکن تو مرنج) چون از موسی بزرگتر از این را طلب کردند، و گفتند: الله را به ما آشکارا نشان بده، پس آوازی سخت آنها را گرفت به سبب ظلمشان (و هلاک شدند). باز گوساله را معبود خود قرار دادند، (و این) بعد از آن که معجزههای واضح برای آنها آمد، پس آن (جرم آنها) را هم معاف کردیم و به موسی حجت واضح و آشکار دادیم.
154و کوه طور را برای عهد گرفتن از ایشان، بالای سرشان برداشتیم، و به آنها گفتیم: سجده کنان از دروازه داخل شوید، و به آنها گفتیم: در روز شنبه تجاوز نکنید، (ماهی را شکار نکنید) و از آنها پیمان محکم گرفتیم.
155پس به سبب عهد شکنی و کفرشان به آیات الله و کشتن پیغمبران به ناحق و گفتن این سخن که بر دلهای ما پرده است (لذا ما نمیفهمیم؛ ما آنان را عذاب کردیم) بلکه الله به سبب كفرشان، بر دلهایشان مهر نهاده است و ايمان نمیآرند مگر اندکی (از ایشان).
156و به سبب کفر آنها و سخنان آنها که بهتان بزرگی بر مریم بستند (مورد غضب ما قرار گرفتند).
157و به خاطری (مورد لعنت و عذاب ما قرار گرفتند) که گفتند: ما مسیح؛ عیسی پسر مریم را که رسول الله بود کشتیم، در حالیکه آنان او (عیسی) را نکشتند و نه (او را) به دار کشیدند، بلکه کار بر آنان مشتبه شد (و کسی مشابه عیسی را کشتند)، یقینا آنانی که در بارۀ او (عیسی) اختلاف کردند البته تا هنوز در شکاند، و هیچ دلیل و علم يقينی (راجع به قتل او) ندارند جز پیروی از گمان، و به یقین او را نکشتند.
158بلکه الله او را به نزد خود بالا برد، و الله غالب باحکمت است.
159وهیچ فردی از اهل کتاب نیست، مگر این که قبل از مرگش به (نبوت) عیسی ایمان میآورد، و او (عیسی) روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود.
160پس به سبب ظلمی که یهودیان مرتکب آن شدند و (به سبب آن که) مردم را از راه الله باز میداشتند، چیزهای پاکیزهای را که قبلا بر ایشان حلال بود، حرام کردیم.
161و به سبب سودخوردن آنها، در حالیکه از (خوردن) آن منع شده بودند، و خوردنشان مال مردم را به ناحق، (چیزهای پاکیزه را بر آنان حرام کردیم) و برای کافران ایشان عذاب دردناک را آماده کردهایم.
162مگر آنانی که در علم راسخاند از یهودیان و مؤمنان، به آنچه بر تو و آنچه قبل از تو نازل شده است، ایمان دارند. مخصوصا برپاکننده گان نماز و ادا کنندگان زکات و ایمان آورندگان به الله و به روز آخرت، این گروه را به زودی ثواب بزرگ میدهیم.
163(ای محمد) البته ما به تو وحی فرستادیم طوری که به نوح و پیغمبرانی که بعد از او بودند، وحی فرستادیم، (همچنین) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، و بهسوی نبیرگان اسحاق و به عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان، وحی کردیم. و به داود زبور دادیم.
164و به پیغمبرانی که قصۀ آنها را پیش از این (داستان) بر تو بیان کردیم، وحی کردیم، و به پیغمبرانی که قصۀ آنها را بر تو بیان نکردهایم نیز وحی کردیم. و الله با موسی (به وسیلۀ وحی) سخن گفت؛ سخنی خاص.
165پیغمبرانی را (فرستادیم) که مژده دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از آمدن پیغمبران برای مردم در برابر الله دلیلی (یعنی بهانه ای) نباشد، و الله غالب باحکمت است.
166(گرچه کافران بابهانه جوییهایشان قرآن را قبول نمیکنند) لیکن الله (به حق بودن) آنچه بر تو نازل کرده، گواهی میدهد، (چون) آن را به علم خود بر تو نازل کرده، و ملائکه (نیز) به (حق بودن آن) گواهی میدهند و گواهی الله (برای تو) کافی است.
167البته آنانی که کفر ورزیدند و دیگران را از راه الله منع نمودند، یقینا گمراه شدند به گمراهی دور (از حق).
168هر آئینه آنانی که کافر شدند و ظلم کردند، الله بر آن نیست که آنها را ببخشد و به راهی هدایتشان کند.
169به جز راه دوزخ، که در آن تا ابد برای همیشه بمانند، و این (عذاب) بر الله آسان است.
170ای مردم! یقینا پیغمبر از سوی پروردگارتان با (دین) حق پیش شما آمده است، پس (به آن) ایمان آورید که به خير شماست، و اگر کفر ورزید (پس بدانید که) هر چه در آسمانها و در زمین است از الله است، و الله دانای حکیم است.
171ای اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و دربارۀ الله نگویید مگر سخن حق (و مناسب شأن او)، جز این نیست که مسیح؛ عیسی پسر مریم، رسول الله و (پیدا شده از) کلمه اوست (کلمۀ «کن») که به مريم القا کرد و روحی است از جانب الله، پس به الله و پیغمبران وی ایمان آورید و نگویید: (معبود کائنات) سه است؛ (از عقیده تثلیث) باز آیید که به خیر شماست، جز این نیست که معبود برحق فقط الله هست و بس، پاک و منزه است از اینکه فرزندی داشته باشد، هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است، تنها از اوست، و الله برای کارسازی و تدبیر عالم کافی است.
172(چرا از بنده بودن عیسی انکار میکنید؟ در حالیکه) مسیح هرگز از اینکه بندۀ الله باشد ابا (و تكبر) نورزیده، و نه فرشتههای مقرب (درگاه الهی) از بندگی او ابا میورزند. و هر کس از بندگی الله ابا داشته باشد و تكبر بورزد، پس به زودی الله همه (مردم) را یکجا به دربار خویش جمع خواهد کرد (و سزای متکبران را خواهد داد).
173پس آنانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادهاند، ثواب آنها را تمام و کامل میدهد، و آنها را از فضل خود بیشتر خواهد داد، و اما آنانی که از عبادت الله ابا ورزیده و تکبر نمودند، پس به عذاب دردناک گرفتارشان میکند و غیر از الله برای خود هیچ دوست و مددگاری نمییابند.
174ای مردم! یقینا به شما از طرف پروردگارتان برهانی (قاطع) آمده است و (آن برهان این است که) ما بهسوی شما نوری تابناک (کتابی که ظاهر کنندۀ حق از باطل است) نازل کردیم.
175پس کسانی که به الله ایمان آوردند و به (دین) او چنگ زدند، پس زود است که آنها را در جوار رحمت و فضلی از جانب خود داخل کند، و آنها را بهسوی خود؛ به راه راست هدایت کند.
176از تو فتوا میطلبند (دربارۀ کلاله) بگو: الله دربارۀ کلاله به شما چنین فتوا میدهد که اگر مردی وفات کند و فرزندی نداشته باشد (و نه پدر) و او خواهری داشته باشد، پس نصف ترکه به خواهر میرسد، و آن برادر از او (خواهر) میراث میبرد اگر (خواهر کلاله باشد) او فرزند نداشته باشد (و نه پدر)، و اگر خواهران (در صورت کلاله بودن برادر) دو تن باشند، پس برای آنان دو سوم ترکه، از آنچه برادر از خود گذاشته میرسد، و اگر آنان (ورثۀ کلاله) برادر و خواهر باشند، پس برای هر مرد، سهمی مانند سهم دو زن میرسد، الله برای شما (احکام را) بیان میکند تا گمراه نشوید، و الله به هر چیزی داناست.