البقرة
The Cow • 286 ayahs • Medinan
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
1الف. لام. میم. (مفهوم این حروف به الله متعال معلوم است).
2این کتابی است که هیچگونه شکی در (حقانیت) آن نیست، راهنمایی برای پرهیزگاران است.
3آنانکه به غیب ایمان میآورند و نماز را برپا میکنند و از آنچه به آنها روزی دادهایم (در راه الله) انفاق میکنند.
4و آنانکه به آنچه بهسوی تو فرستاده شده است و به آنچه پیش از تو فرستاده شده است ایمان میآورند و آناناند که به روز قیامت يقين دارند.
5همين کسان (که صفاتشان ذکر شد) بر هدایتی از جانب پروردگارشان قرار دارند، و تنها ایشان رستگار و نجات یافته گاناند.
6البته کسانی که کفر ورزیدند برایشان برابر است، چه آنها را بترسانی و چه آنها را نترسانی، ایمان نمیآورند.
7(پس به سبب کفر شان) الله بر دلها و گوشهایشان مهر نهاده است، و بر چشمهای آنها پردۀ است، و برای آنها عذاب بس بزرگ است.
8و از مردم کسی هست که میگوید به الله و به روز آخرت ایمان آوردهایم، و آنها (در واقع) هرگز مؤمن نیستند.
9(بلکه به گمان خود) الله و مؤمنان را فریب میدهند و (در حقیقت) فریب نمیدهند مگر خودشان را و (لیکن) درک نمیکنند.
10(چون) در دلهایشان بیماری (نفاق) است، پس (به سبب گناهانشان) الله شک آنها را زیاد کرد، و به سزای دروغی که میگفتند عذاب دردناک در پیش دارند.
11و چون به آنها گفته شود در زمین فساد مکنید، گویند: ما بجز اصلاح دیگر کاری نمیکنیم.
12آگاه باشید که آنها يقينا فسادگرانند، و ليكن (فساد خود را) درک نمیکنند.
13و چون به آنها گفته شود (از دل) ایمان آورید طوریکه مردم دیگر (صحابه) ایمان آوردهاند، گویند: آیا ما هم مانند نادانان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید که خود آنها ناداناند، و لیکن (نادانی خود را) نمیدانند.
14و چون با مؤمنان روبرو شوند میگویند: ما (هم) ایمان آوردهایم، و چون با شیطانهای خود در خلوت روند، گویند: البته ما باشماییم، جز این نیست که ما آنها (مؤمنان) را مورد استهزاء قرار میدهیم.
15الله آنان را مسخره مینماید و آنان را در سرکشیشان میگذارد تا (در فسق و فجور) حیران و سرگردان بمانند.
16این گروه کسانیاند که گمراهی را به عوض هدایت خریدند، پس تجارت آنها فائده نکرد (چون در این تجارت خود) راهیاب نبودند.
17حالت منافقان مانند حالت کسی است که آتش افروخت، پس چون آتش اطراف آن را روشن کرد، الله آن روشنی را از آنها بُرد، و آنها را در تاریکیهای رها کرد که چیزی را دیده نمیتوانند.
18آنها )در بارۀ دین اسلام( کرند (از شنیدن حق)، و گنگند (از نطق حق) و کورند (از دیدن نور هدایت)؛ پس (آنها از نفاق خود به راه راست) باز نمیگردند.
19یا حالت آنها مانند حالت کسانی است که به باران تندی گرفتار شده باشند که از آسمان فرو میریزد و در آن، تاریکیها و رعد و برق باشد و از ترس صدای صاعقهها و مرگ انگشتان خود را در گوشهایشان میگذارند ولی الله بر کافران احاطه دارد.
20نزدیک است که برق چشمهایشان را برباید، و هر گاه بر آنها روشنی بخشد پیش روند، و چون راهشان را تاریک کند ایستاد شوند، و اگر الله میخواست چشمها و گوشهای آنها را میبرد، چون الله به هر چیز قادر و تواناست.
21ای مردم! پروردگارتان را عبادت کنید که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفریده است، تا پرهیزگار شوید.
22آن ذاتی که زمین را برایتان فرشی و آسمان را سقفی قرار داد و از آسمان آب فرستاد و با وسیله آن انواع میوهها را بیرون آورد تا برای تان روزی باشد، پس برای الله شریکانی مقرر نکنید در حالیکه شما میدانید (که الله شریک ندارد).
23و اگر شما در آنچه بر بندۀ خود نازل کردهایم شک دارید، پس یک سوره مانند آن را بیارید، و مددگاران خود -غیر از الله- را طلب کنید، اگر راست میگویید.
24پس اگر چنین نکردید و هرگز نتوانید کرد، پس از آتشی که هیزم آن مردم و سنگها هستند بترسید که برای کافران آماده و مهیا کرده شده است.
25و مژده ده آنانی را که ایمان آوردند و اعمال نیک انجام دادند که برای آنها باغهایی است که از زیر آن نهرها روان است، هرگاه به آنها میوه داده شود، گویند: این همان است که پیشتر به ما داده شد، و همانند آن برای آنها آورده شود، و برای آنها در جنت زنان پاکیزه است و آنها در آن برای همیشهاند.
26البته الله حیا نمیکند از اینکه هر مثلی را بزند، پشۀ باشد یا کوچکتر از آن، پس کسانی که ایمان آوردهاند میدانند که آن حق است و از جانب پروردگارشان است. و اما کسانی که کفر ورزیدهاند میگویند: الله از این مثال چه قصدی داشته است؟، (الله) با آن بسیاری را گمراه کرده و با آن بسیاری را هدایت میکند ولی جز فاسقان را با آن گمراه نمیکند.
27همان کسانی که عهد الله را پس از بستن آن میشکنند و آنچه را الله دستور به پیوستن آن داده است قطع کرده و در زمین فساد میکنند، ایشان زیان کاراناند.
28چگونه انکار میکنید (وجود و وحدانیت الله را؟) درحالیکه شما مرده و معدوم بودید پس زنده (و ایجاد) کرد شما را، باز شما را میمیراند، و باز شما را زنده میکند، و باز بسوی او باز گردانیده میشوید.
29او ذاتی است که آنچه در زمین وجود دارد برایتان آفرید، باز بهسوی آسمان قصد کرد و آن را هفت آسمان ساخت و او به هر چیزی داناست.
30و یادآور شو وقتی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینی قرار میدهم، (فرشتگان) گفتند: آیا در آن کسی را میگماری که در آن فساد میکند و خونها را میریزد، در حالی که ما به حمد تو تسبیح میگوییم و ستایش و پاکی تو را بیان میداریم؟! گفت: من چیزی را میدانم که شما نمیدانید.
31و الله به آدم همهای نامها را آموخت، باز آن را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: نامهای این اشیا را به من خبر دهید اگر صادق هستید.
32فرشتهها گفتند: منزهی تو، ما نمیدانیم جز آنچه به ما آموخته ای، همانا تو دانا و حکیم هستی.
33الله فرمود: ای آدم! آنها را از نامهای این چیزها خبر ده. و چون او نامهای اشیاء را به آنان خبر داد، الله فرمود: آیا به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را میدانم و آنچه را آشکار میسازید و آنچه را پنهان میکنید میدانم؟
34و یاد آور شو وقتی را که به فرشتهها گفتیم برای (تعظيم) آدم سجده کنید، پس فرشتهها همه سجده کردند بجز ابلیس که انکار کرد و تکبر ورزید، و از جملۀ کافران (منکران حكم الهی) شد.
35و گفتیم: ای آدم، تو با همسرت در بهشت سکونت گزین، واز نعمتهای فراوان آن هر طور که میخواهید بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید، که از ظالمان خواهید شد.
36پس شیطان هر دو را از جنت لغزانید، پس بیرون کرد هر دو را از آن نعمتی که در آن بودند، (بعد از این﴾ برای آنها گفتیم که از جنت پایان شوید، (چون) شما دشمن یکدیگر اید، (البته) برای شما در زمین قرارگاه و جای بهره مندی است تا وقت مقرر.
37باز آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود، و (الله) توبۀ او را پذیرفت، چون الله بسیار توبه پذیر مهربان است.
38(تاکیداً) گفتیم همۀ شما از جنت فرود آیید، پس اگر هدایتی از جانب من به شما آمد، پس کسانی که از راهنمایی من پیروی کنند نه ترسی بر آنان خواهد بود و نه غمگین میشوند.
39و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند همین گروه دوزخیاند و همیشه در دوزخ میباشند.
40ای فرزندان یعقوب! به یاد آورید نعمت من را که بر شما ارزانی داشتم، و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم، و تنها از من بترسید.
41و به آنچه که من نازل کرده ام و تصدیق کننده چیزی است که با شما است، ایمان بیاورید، و نخستین کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای حقیر نفروشید، و تنها از من بترسید.
42و حق را با باطل خلط نکنید و حق را کتمان نکنید در حالی که شما میدانید.
43و نماز را بر پا کنید و زکات را بدهید و با نمازگزاران نماز بخوانید.
44آیا مردم را به نیکی امر میکنید و خود را فراموش میکنید حال آنکه شما کتاب را میخوانید؟! آیا نمیاندیشید؟.
45و از صبر و نماز یاری بجویید و به راستی که آن دشوار است مگر بر فروتنان.
46آنانکه يقين دارند که پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و یقین دارند بهسوی او باز میگردند.
47ای فرزندان يعقوب! یاد آور شوید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم و نیز اینکه شما را بر جهانیان (هم عصرتان) فضیلت دادم.
48و از روزی بترسید که کسی نمیتواند برای کسی کاری را انجام دهد، و از کسی شفاعت پذیرفته نمیشود، و از کسی بدل و عوض گرفته نشود و نه یاری میشوند.
49و یادآور شوید هنگامی را که شما را از آل فرعون نجات دادیم که میچشاندند به شما عذابی سخت را، پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده میگذاشتند و در این آزمایش بزرگ از جانب پروردگارتان بود.
50و یادآور شوید وقتی که دریا را برایتان شگافتیم و آل فرعون را غرق کردیم و شما نظر میکردید.
51و یادآور شوید این را که چون با موسی چهل شب وعده گذاشتیم باز بعد از رفتن او گوساله را معبود گرفتید در حالیکه شما ظالم بودید.
52باز شما را عفو کردیم تا شکر گزار باشید.
53و یاد آور شوید وقتی که موسی را کتاب آسمانی و فرقان دادیم تا هدایت شوید.
54و هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! شما با پرستش گوساله بر خود ظلم کردید، پس به درگاه خالق تان توبه کنید، (باینطور که) خودتان را بکشید، این نزد خالق تان برایتان بهتر است، همانا او توبه پذیر مهربان است.
55و یادآور شوید هنگامی که شما گفتید: ای موسی! تا الله را آشکارا نبینیم هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، پس صاعقه شما را فرا گرفت در حالیکه شما نظر میکردید.
56باز شما را بعد از مردن تان زنده کردیم تا شكر الله را بجا آورید.
57و ابر را بر شما سایه بان کردیم و برایتان «من» و «سلوا» نازل کردیم، از نعمتهای پاکیزۀ که به شما روزی دادهایم، بخورید، و بر ما ظلم نکردند بلکه آنها بر خود ظلم میکردند.
58و یادآور شوید چون گفتیم: وارد این قریه شوید و از هر کجای آن خواستید به خوشی و فراوانی بخورید و از دروازه آن سجده کنان وارد شوید و بگویید: گناهان ما را بیامرز، تا گناهان شما را بیامرزم و به نیکوکاران پاداش بیشتر خواهیم داد.
59پس تبدیل نمودند آن ظالمان (فرمودۀ الله را) به سخن دیگر غیر از آنچه به آنها گفته شده بود، پس بر آن ظالمان به سبب اینکه کارهای فاسقانه میکردند عذابی از آسمان نازل کردیم.
60و چون موسی برای قومش آب خواست، پس ما گفتیم: با عصایت به آن سنگ بزن، پس از آن دوازده چشمه روان شد که هر قبیله جای آب خود را میدانست. بخورید و بنوشید از روزی الله، و همچون تباهکاران در زمین فساد و تباهی نکنید.
61و چون گفتید: هرگز ما بر یک طعام صبر کرده نمیتوانیم، پس از پروردگارت درخواست کن تا از آنچه زمین میرویاند از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برای ما بیرون بیاورد. گفت: آیا چیزی را که پستتر است جانشین چیزی میکنید که بهتر است؟! به قریه وارد شوید که آنچه میخواهید در آنجا برایتان است. و مهر خواری و فقر بر آنها زده شد و سزاوار خشم الله گردیدند. این به آن سبب بود که آنها به آیات الله كفر میورزیدند، و پیغمبران را به ناحق میکشتند، این به آن خاطر بود که آنها نافرمان و متجاوز بودند.
62البته آنانکه ایمان آوردهاند «مسلمانان» و کسانی که یهودی و صابئی و نصرانی بودهاند هر کس که به الله و روز قیامت ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد اجرشان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنها است و نه غمگین میشوند.
63و چون از شما پیمان محکم گرفتیم و بالای شما کوه طور را برداشتیم (و گفتیم) بگیرید به قوت و کوشش آن کتابی را که به شما دادهایم و یاد کنید آنچه در آن است تا پرهیزگار شوید.
64باز شما بعد از آن پیمان رویگردان شدید، پس اگر فضل الله و مهربانی او بر شما نبود، البته از زیانکاران میشديد.
65و البته کسانی را از شما که در روز شنبه تجاوز کردند خوب شناختید، پس ما به آنها گفتیم: بوزینههای خوار و ذلیل باشید.
66پس آن عقوبت را عبرتی برای حاضران و آیندگان و پندی برای پرهیزگاران قرار دادیم.
67و یاد آور شوید هنگامی که موسی به قومش گفت: البته الله به شما دستور میدهد تا گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مورد استهزاء قرار میدهی؟ موسی گفت: پناه میبرم به الله از اینکه از جاهلان باشم.
68گفتند: از پروردگارت درخواست کن که برای ما بیان کند آن گاو چگونه است؟ گفت: او میگوید آن گاوی است نه پیر و نه جوان بلکه میان آن دو است. پس آنچه به شما فرمان داده میشود، بجا آورید.
69(باز) گفتند: از پروردگارت درخواست کن که برای ما بیان کند رنگ آن چگونه است؟ گفت: او میفرماید: آن گاوی است زرد رنگ که بینندگان را شاد میکند.
70(بار دیگر به موسی) گفتند: از پروردگارت برای ما بخواه تا برای ما بیان کند که آن چگونه است، چون گاو بر ما مشتبه شده است و اگر الله بخواهد ما حتما راهیاب خواهیم شد.
71موسی گفت: الله میفرماید: آن گاوی است که نه رام است که زمین را قلبه کند، و نه آبیاری کند کشتزار را، بیعیب و یک رنگ است. گفتند: اکنون سخن حق را بیان کردی، پس آن را ذبح کردند و نزدیک بود این کار را نکنند.
72و (سبب امر به ذبح گاو این بود که) وقتی فردی را کشتید و در (بارۀ قاتل) آن اختلاف کردید و الله ظاهر کنندۀ چیزی بود که آنرا پنهان میکردید.
73پس حکم کردیم که بزنید جسم مقتول را به یک حصۀ از گوشت گاو، این چنین الله مردهها را زنده میکند و به شما نشانههای قدرت خود را نشان میدهد تا بفهمید.
74پس از آن، دلهای شما سخت شد، مانند سنگ یا سختتر (از سنگ). و بعضی از سنگهاست که از آن نهرها جاری میشود، و بعضی از آنها است که میشگافد و آب از آن بیرون میآید، و بعضی از آنها است که از ترس الله زیر میافتد، و الله از آنچه میکنید غافل نیست.
75پس آیا شما (مسلمانان) طمع دارید که یهودیان به شما ایمان آورند در حالیکه گروهی از ایشان کلام الله را میشنوند. باز آن را پس از فهمیدنش، تحریف میکنند با آنکه حق را میدانستند؟.
76و چون با مؤمنان روبرو شوند، گویند: ایمان آوردهایم و چون با همدیگر به خلوت روند، گویند: آیا آنچه را الله برایتان (در باره محمد در تورات) آشکار کرده است با آنان در میان میگذارید تا در پیشگاه الله با آن بر شما حجت آورند، آیا نمیفهمید؟
77آیا نمیدانند که الله آنچه را پنهان میکنند و آنچه را آشکار میکنند میداند؟.
78و بعضی از آنان ناخوان هستند که کتاب الله را جز آرزوهای خود نمیدانند و تنها از گمان کار میگیرند.
79پس وای بر کسانی که کتاب را با دستهای خود مینویسند باز میگویند: این از جانب الله است، تا آن را به بهای اندکی بفروشند، پس وای بر آنها از آنچه دستهایشان نوشت و وای بر آنان از آنچه (از این راه) بدست میآورند.
80و گفتند: آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمیرسد. بگو: آیا از الله عهدی گرفتهاید که الله هرگز در وعده خود خلاف نخواهد کرد یا اینکه بر الله چیزهایی را نسبت میدهید که به آن علم ندارید؟.
81بلی! هر که کار بد کند و او را گناهانش احاطه کند، پس همین گروه یاران دوزخاند که در آن تا ابد میباشند.
82و آنانکه ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند، همین گروه اهل جنتاند که در آن همیشه میباشند.
83و یاد آور شو این را که از اولاد يعقوب عهد محکم گرفتیم که به جز الله چیزی را عبادت نکنید، و با پدر و مادر و با خویشاوندان و با یتیمان و ناتوانان نیکی کنید، و با مردم سخن نیک بگویید، و نماز را برپا کنید، و زکات را بدهید، اما شما (با آنکه عهد بستید) جز عده کمی از شما همه پشت گردانیدید.
84و یاد آور شوید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از سر زمینتان بیرون نکنید باز شما (به این پیمان) اقرار کردید، در حالیکه خود بر آن گواهید.
85باز این شما هستید که یکدیگر را میکشید و گروهی از خودتان را از سرزمین و خانههایشان بیرون میکنید و علیه آنها به گناه و تجاوز یکدیگر را مدد میکنید. و اگر به اسارت پیش شما بیایند فدیه میدهید و آنان را آزاد میکنید حال آنکه بیرون کردن آنها بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی دیگر آن کفر میورزید؟ برای کسی از شما که در دنیا چنین کند جز خواری و رسوایی نیست و روز قیامت به سختترین شکنجه و عذاب برگردانیده میشوند، و الله از آنچه انجام میدهید غافل نیست.
86این گروه همان کسانی هستند که زندگی دنیا را به عوض آخرت خریدند، پس عذاب آنان تخفیف نمییابد و مدد نخواهند شد.
87و البته به موسی کتاب دادیم و در پی او پیغمبرانی را فرستادیم، و به عیسی پسر مریم معجزات و دلایل روشنی دادیم و او را به وسیله روح القدس (جبرئیل) تایید کردیم، آیا هرگاه پیغمبری پیش شما (احکامی) به خلاف میل و آرزویتان آورد سرکشی کردید، پس گروهی (از پیغمبران) را تکذیب کردید و گروهی را کشتید؟.
88و گفتند که دلهای ما دارای غلاف و پرده است، (که حق را نمیفهمیم؛ حال آنکه در دلهایشان پرده نیست) بلکه الله آنها را به سبب كفرشان از رحمت خود دور کرده است، پس بسیار کم از آنها ایمان میآرند.
89و چون کتابی از جانب الله پیش آنها آمد که تصدیق کنندۀ کتابی بود که با خود داشتند در حالیکه پیش از آن بر کافران طلب فتح میکردند، پس وقتی پیش آنها آمد، آنچه را که از قبل شناخته بودند انکار کردند، پس لعنت الله بر کافران باد.
90بد است آنچه که خود را به آن فروختند و آنچه را الله نازل کرده بود به سبب حسد انکار کردند، (و این به آن خاطر بود که میگفتند:) چرا الله فضل خود را بر هرکس که بخواهد نازل میکند؟ پس به خشمی بر خشم دیگر گرفتار شدند و برای کافران عذاب رسواکنندهای است.
91و چون به آنها گفته شود به آنچه الله نازل کرده است ایمان بیاورید، گویند: به آنچه بر ما نازل شده است ایمان میآوریم، و به غیر آن کفر میورزند، حال آنکه آن (چه الله بر پیغمبر نازل کرده است) حق، و تصدیق کننده چیزی است که با آنهاست. بگو: پس چرا پیش از این پیغمبران الله را میکشتید، اگر مؤمن هستید؟.
92و البته موسی با معجزات روشن پیش شما آمد، باز پس از او گوساله را پرستیدید، در حالی که ظالم بودید.
93و یاد آور شوید وقتی که از شما پیمان محکم گرفتیم و کوه طور را بر سرتان بلند کردیم. آنچه را به شما دادهایم محکم بگیرید و بشنوید. گفتند: شنیدیم (مگر) نافرمانی کردیم و به سبب كفرشان محبت گوساله در دلهایشان جای گرفته بود. بگو: ایمانتان شما را به بد چیزی امر میکند اگر مؤمن هستید.
94بگو: (ای یهودیان!) اگر دار آخرت (جنت) در نزد الله خالص برای شما باشد بدون (شراکت) اهل دیگر ادیان، پس مرگ را آرزو کنید اگر در دعوای خود صادق هستید (تا که به جنت زود برسید).
95و هرگز مرگ را آرزو نکنند به سبب گناهانی که بدست خود تقدیم کردهاند، و الله به حال ظالمان داناست.
96و آنها (یهود) را حریصترین مردم بر زندگی دنیا خواهی یافت، حتی حریصتر از مشرکین، هر یک از آنان دوست دارد که هزار سال عمر کند، با اینکه اگر چنین عمری به وی داده شود او را از عذاب نجات نمیدهد و الله به آنچه میکنند بیناست.
97بگو: هرکس که دشمن جبرئیل باشد، همانا او قرآن را به اذن الله بر قلب تو نازل کرده است، در حالیکه تأیید کننده کتابهایی است که در پیش آنان است و برای مؤمنان هدایت و بشارت است.
98هرکس که دشمن الله و فرشتهها و پیغمبران و جبرئیل و میکاییل باشد پس البته الله دشمن کافران است.
99و البته آیتهای روشن و بیانگر حق را بر تو نازل کردیم، و از آن آیات انکار نمیکند مگر فاسقان (نافرمانان).
100چرا هرگاه که عهد محکم بستند (باز) گروهی از آنها آن را به دور انداخته و شکستند؟ بلکه بیشتر ایشان ایمان نمیآرند.
101و چون پیغمبری از جانب الله نزد آنها آمد که تصديق کننده چیزی بود که با خود داشتند، گروهی از اهل کتاب، کتاب الله (قرآن) را پشت سرشان انداختند گویا (از آن هیچ) نمیدانند.
102و پیروی کردند از آنچه شیاطین در روزگار فرمانروایی سلیمان میخواندند، و سلیمان کفر نورزید، (و سحر و جادو نیاموخت) بلکه شیاطین کفر ورزیدند که به مردم جادو میآموختند و (نیز از) آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پیروی میکردند. و این دو هیچ کسی را چیزی نمیآموختند مگر آنکه میگفتند: ما وسیله آزمایش شما هستیم، پس کافر مشو. و مردم از آنان چیزی میآموختند که با آن بین مرد و همسرش جدایی میافگندند و آنان به کسی زیانی نمیرساندند مگر به اذن الله و چیزی را میآموختند که به آنها زیان میرساند و به آنها سودی نمیرساند. و به خوبی میدانستند که هرکس خریدار آن باشد در آخرت بهرۀ ندارد، و چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر میدانستند.
103و اگر آنها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میکردند يقينا ثوابی که نزد الله هست برایشان بهتر بود، اگر این را میدانستند.
104ای کسانی که ایمان آوردهاید، پیغمبر را به لفظ «راعنا» (ما را رعایت کن) خطاب نکنید (بلکه)، بگویید (در خطاب خود) «انظرنا» (ما را نظر کن) و بشنوید (گفته او را چون کلمه توهین آمیز در مقابل پیغمبر کفر است( و برای کفار عذاب دردناک است.
105کافران اهل کتاب و مشرکین دوست ندارند که خیری از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، و الله هر کسی را که بخواهد به رحمت خویش اختصاص میدهد و الله دارای فضل بزرگ است.
106هر آیهای را که نسخ کنیم یا آن را (از حافظۀ تو) فراموش گردانیم بهتر از آن یا مانند آن را میآوریم، آیا نمیدانی که الله بر هر چیز قادر است؟.
107آیا نمیدانی (ای مخاطب) که پادشاهی آسمانها و زمین از الله است و برای شما جز او هیچ کارساز و مددگاری نیست.
108آیا از پیغمبرتان همان را میخواهید که پیش از او از موسی خواسته شد؟ و هر کسی کفر را جانشین ایمان گرداند به راستی که از راه راست گمراه شده است.
109بسیاری از اهل کتاب به خاطر حسدی که در دل دارند دوست دارند که شما پس از ایمان آوردنتان کافر شوید پس از اینکه حق برایشان روشن گردید، پس گذشت و چشم پوشی کنید تا الله فرمان خود را بیاورد. البته الله بر هر چیزی تواناست.
110و (در اصلاح خود کوشیده) نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و آنچه شما از خوبی و خیر برای خودتان پیش میفرستید، آن را نزد الله خواهید یافت. چون الله به آنچه میکنید بیناست.
111و گفتند: (یهود و نصارا) هرگز کسی وارد بهشت نمیشود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این آرزوی آنهاست، بگو دلیل خود را بیاورید اگر در دعوای خود صادق هستید.
112بلی! هر کس که مخلصانه روی به الله کند (و منقاد اوامر او گردد) در حالیکه نیکوکار باشد، پس پاداش او نزد پروردگارش است، و نه ترسی بر آنهاست و نه اندوهگین میگردند.
113ویهودیها گفتند که نصارا بر چیزی (از حق) نیستند (که قابل اعتماد باشد) و نصارا گفتند که یهودیها بر چیزی (از حق) نیستند (که قابل اعتماد باشد) در حالیکه هر دو کتاب الله را تلاوت میکنند و (می دانند که عقیدۀ هر دو خلاف كتاب الله است) همچنین آنانکه (کتاب آسمانی را) نمیدانند مانند سخن آنها را گفتند، پس الله حكم خواهد کرد در میان ایشان در روز قیامت در باره چیزی که در آن اختلاف میکردند.
114و کیست ظالمتر از کسیکه نگذارد در مساجد الله نام او برده شود و در ویرانی آن بکوشد؟ همان گروه را لایق نبود که داخل شوند در مسجدها مگر اینکه ترسان باشند (از عقوبت الهی)، (پس ) برای آنها در دنیا رسوائی است و در آخرت عذاب بزرگ در پیش دارند.
115(با بند کردن مساجد، عبادت الله بند نمیشود زیرا) برای الله است جانب مشرق و جانب مغرب، پس به هر طرف که روی کنید (برای عبادت الله) همانجاست روی الله؛ همانا الله دارای فضل گشاده و داناست.
116و گفتند: الله فرزندی برای خود برگزیده است، او پاک و منزه است. بلکه آنچه در آسمانها و زمین است از اوست، و همه فرمانبردار او هستند.
117به وجود آورنده آسمانها و زمین )از عدم و بدون هیچ نمونه( است و چون ایجاد چیزی را فیصله کند، به آن میگوید: «باش»، پس میشود.
118و آنان که نمیدانند، گفتند: چرا الله با ما سخن نمیگوید یا معجزۀ روشنی برای ما نمیفرستد؟ کسانی که پیش از آنها بودند مانند سخن آنها را گفتند، دلهایشان شبیه همدیگر است. به راستی که آیات را برای قومی روشن ساختهایم که یقین دارند.
119يقينا ما تو را به حق مژده دهنده و بیم دهنده فرستادیم، و دربارۀ دوزخیان از تو پرسیده نخواهد شد.
120و یهود و نصارا هرگز از تو راضی نخواهند شد تا اینکه از دینشان پیروی کنی. بگو: البته هدایت الله هدایت حقیقی است. و اگر از خواهشات و آرزوهایشان پیروی کنی پس از اینکه علم و آگاهی به تو آمده است، هیچ مددگار و یاوری از جانب الله برایت نخواهد بود.
121کسانی که به آنها کتاب دادهایم آن را طوری که حق خواندنش است تلاوت میکنند، ایشان به آن ایمان میآورند و هر کس به آن کفر ورزد پس آنان زیانکاراناند.
122و ای فرزندان يعقوب! یاد کنید نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم و اینکه شما را بر جهانیان (همعصرتان) برتری دادم.
123و (نیز) بترسید از روزی که کسی به داد کسی نمیرسد و بدلی از آن پذیرفته نمیشود و شفاعت به او سودی نمیرساند، و نه آنها یاری خواهند شد.
124و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی امتحان کرد و آن را به طور کامل انجام داد. الله فرمود: تو را پیشوای مردم قرار میدهم، گفت: و از اولاد من (نیز پیشوایان مقرر کن) فرمود: عهد من به ظالمان نمیرسد (یعنی: این منصب صرف به صالحان اولاد تو خواهد رسید).
125و باز یاد آور شوید وقتی که خانه کعبه را محل اجتماع مردم و جای امنی برایشان قرار دادیم و گفتیم از مقام ابراهیم جای نماز بگیرید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم تا خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و ركوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه گردانید.
126و یاد آور شوید وقتی ابراهیم گفت: ای پروردگارم! اینجا (مکه) را شهر امن بگردان و از اهلش هر آن کس که به الله و روز آخرت ایمان آورد از میوهها به او روزی ببخش. الله فرمود: و هر کس که کفر ورزد او را مدت اندکی بهرهمند میگردانم، باز او را به عذاب آتش ناچار میسازم و بد جای بازگشت است دوزخ.
127(و یاد آور شوید) وقتی که ابراهیم و اسماعيل اساس و پایههای خانه کعبه را بلند میکردند گفتند: ای پروردگار ما! (بنای کعبه را) از ما قبول کن، چون تو شنوا و دانایی.
128ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خود بگردان، از فرزندان ما ملتی فرمانبردار پدید آور و به ما طرز عبادت ما را نشان ده، و توبه ما را قبول کن، چون تویی قبول کننده توبه (و) بسیار مهربان.
129ای پروردگار ما! در میان اولاد من پیغمبری از جنس خودشان بفرست که آیات را بر آنها تلاوت کند و به آنها کتاب آسمانی و حکمت (علم و دانش آن( را بیاموزد و آنها را پاک سازد، يقينا تویی بسیار غالب و با حکمت.
130و کیست که روی گرداند از دین ابراهیم بجز آنکه خود را خوار دانسته و نشناسد، و البته برگزیدیم ابراهیم را در دنیا، و يقينا او در آخرت نیز از نیکان خواهد بود.
131(به یاد آور وقتی را که) پروردگارش حکم کرد که فرمان بردار (اوامرم) شو، ابراهیم گفت: فرمان بردار شدم برای پروردگار جهانیان.
132و ابراهیم و يعقوب پسرانشان را به آن وصیت کردند که ای فرزندان! الله دین را برایتان برگزیده است پس نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید.
133آیا شما حاضر بودید وقتی که مرگ يعقوب فرا رسید؟ وقتی به پسران خود گفت که بعد از من چه چیز را عبادت میکنید؟ گفتند: معبودت را، و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را میپرستیم که معبودی یگانه است و ما فرمانبردار او هستیم.
134آنها امتی بودند که در گذشتند و اعمالشان به سود خودشان است و اعمال شما، به سود خودتان است و شما مسؤول اعمال آنها نخواهید بود.
135(و اهل کتاب) گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت شوید، بگو: بلکه دین ابراهیم (را انتخاب میکنم) که از ادیان باطل رویگردان و یکتاپرست بود و از مشركان نبود.
136شما بگوید که ما ایمان آوردیم به الله و به آنچه نازل شده به ما، و به آنچه نازل شده به ابراهیم و اسماعیل و اسحق و يعقوب، و به نوادگان يعقوب، و ایمان آوردیم به آنچه که به موسی و عیسی داده شده، و به آنچه پیغمبران از جانب پروردگارشان دریافت کردهاند، و (در ایمان آوردن) میان هیچ یک از آنان فرق نمیگذاریم و ما تنها به او تعالی منقاديم و بس.
137پس اگر ایمان آورند (اهل کتاب) مثل ايمان شما (اصحاب پیغمبر) پس یقینا راهیاب شدهاند، و اگر اعراض نمودند پس جز این نیست که آنها در مخالفت و ستیز قرار دارند، پس الله تو را (از شر آنها) کفایت میکند و الله شنوای داناست.
138(و بگویید) این است رنگ آمیزی الهی (که برترین رنگهاست)، و کیست از الله زیباتر باعتبار رنگ (دین فطرت)؟ و ما تنها او را عبادت میکنیم.
139(ای پیغمبر به اهل کتاب) بگو! آیا در باره الله با ما مجادله میکنید؟ در حالیکه که او رب ما و رب شما هم است، و اعمال ما به سود ماست و اعمال شما به سود شماست، و ما برای او تعالی اخلاص میورزیم (او را با اخلاص میپرستیم).
140آیا (شما اهل کتاب میگویید که) ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و نبیرگان او (همه) یهودی یا نصرانی بودند؟ بگو: آیا شما داناتر هستید یا الله؟ و کیست ظالمتر از کسی که شهادتی را که از جانب الله نزد او است کتمان کند؟، و الله غافل نیست از چیزیکه شما میکنید.
141آنها امتی بودند که گذشتند، اعمال آنها به سود خود آنهاست و اعمال شما به سود خودتان است و شما دربارۀ اعمال آنها بازخواست نمیشوید.
142زودا که مردمان بیخرد بگویند چه چیزی باز گردانید مسلمانان را از قبلۀ که بر آن بودند؟ (یعنی از بیت المقدس) بگو: تنها برای الله است جانب مشرق و مغرب (و همه جوانب)، هر کسی را که بخواهد به راه راست هدایت میکند.
143و این چنین شما را امت میانه رو گردانیدیم تا شما گواه باشید بر مردمان و پیغمبر (نیز) گواه باشد بر شما، و ما لازم نگردانیدیم قبله را که تو بر آن بودی (بیت المقدس ) مگر اینکه بدانیم (با تغییر دادنش) چه کسی از پیغمبر پیروی میکند و چه کسی به عقب بر میگردد، و اگر چه آن خصلت (پیروی رسول) بسیار دشوار است مگر بر کسانی که الله آنان را هدایت نموده، و الله ایمانتان (یعنی نماز تان) را ضایع نمیگرداند، همانا الله نسبت به مردم (مسلمان) مشفق و مهربان است.
144البته ما میبینیم متوجه شدن ترا به طرف آسمان، پس حتما متوجه گردانیم ترا بهسوی قبله که تو از آن راضی شوی، پس بگردان روی خود را (در نماز) به طرف مسجد الحرام، (کعبه) و شما (مسلمانان هم) هر جا که باشید پس بگردانید (در نماز) رویهای خود را به طرف آن (کعبه) و البته آنان را که کتاب داده شده میدانند که آن (تحویل قبله) حق است از طرف رب شان، و الله از آنچه میکنند غافل نیست.
145واگر به اهل کتاب تمامی آیات و معجزات (مطلوبۀ آنها را( بیاوری باز هم از قبلۀ تو پیروی نمیکنند، و نه تو از قبلۀ آنها پیروی میکنی، و نه آنها متابعت میکنند قبلۀ یکدیگر را، و اگر تو (بالفرض) از خواهشات آنها پس از آگاهی و علمی که به تو رسید، پیروی کنی، البته در آن صورت از جمله ظالمان خواهی بود.
146آنانی که کتاب را به ایشان دادهایم، او (محمد) را میشناسند چنانکه فرزندانشان را میشناسند، و همانا گروهی از آنان حق را پنهان میکنند در حالی که میدانند.
147حق (در تحویل قبله تنها) از سوی پروردگارت میباشد، پس از شک کنندگان مباش.
148و برای هر یک جهت و قبلۀ است که بهسوی آن روی میآورد، پس در کارهای خیر شتاب کنید، و هر جایی که باشید الله همۀ شما را یکجا جمع مینماید، همانا الله به هر چیز قادر است.
149از هر جا (و از هر شهر و نقطه) که بیرون شوی، پس (به هنگام نماز،( روی خود را به طرف مسجد الحرام بگردان، و البته (قبله بودن آن) حق است از جانب پرورد گار تو، و الله از آنچه که شما میکنید غافل نیست.
150و از هر جای که تو بیرون شوی (در سفر) پس بگردان روی خود را بهسوی مسجد الحرام، و در هر جای که شما باشید (ای مردم) پس بگردانید رویهای خود را بهسوی آن (یعنی کعبه) تا نباشد برای مردم اعتراضی بر شما، مگر آنانکه ظلم کردهاند از آنها (اهل کتاب) پس از آنها نترسید و از من بترسید (تحویل قبله یکی برای خوشی پیغمبر بود و دیگر برای اینکه) تا تمام کنم نعمت خود را بر شما، و تا راهیاب شوید.
151همانطور که فرستادیم در میان شما (برای هدایت تان) پیغمبری از جنس خود شما که تلاوت میکند بر شما آیات ما را و پاک میسازد شما را )از عقائد و اخلاق فاسد) و به شما کتاب و حکمت را میآموزد و آنچه را که نمیدانستید به شما تعليم میدهد.
152پس شما مرا (به عبادت) یاد کنید، تا من شما را (به اجر و ثواب) یاد کنم، و شکر مرا را بجا آورید و (نعمتهای) مرا کفران مکنید.
153ای کسانی که ایمان آوردهاید، (در مشکلات و مصائب خود) به وسیلۀ صبر و نماز مدد جویید؛ که (رحمت و نصرت) الله با صابران است.
154و کسانی را که در راه الله کشته میشوند مرده نخوانید. بلکه آنان (در نزد الله) زندهاند، ولی شما (آن زندگی برزخی را) نمیدانید.
155البته شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و نقصان مالی و جانی و نقصان میوهها میآزماییم، و مژده بده صبر کنندگان را (در برابر این مصائب).
156آنانی را که چون برسد به آنها مصیبتی گویند: يقينا ما از الله هستیم (و به حکم او به دنیا آمدهایم) و ما بهسوی او باز میگردیم.
157این گروه درود و رحمت الله شامل حالشان است و ایشاناند هدایت شدگان.
158يقينا صفا و مروه (که جای صبر هاجر است) یکی از نشانههای دین اللهاند، پس هرکس که (اراده کند) حج بیت الله یا عمره را، پس نیست گناهی بر او که طواف (سعی) کند در میان این هر دو، و هرکسی (داوطلبانه) کاری نیک انجام دهد، پس یقینا الله قدركننده (نیکی او و) داناست.
159البته کسانی که دلایل روشن، و هدایتی را که ما فرستادهایم پنهان میکنند، بعد از آن که آن را در کتاب برای مردم بیان نمودهایم، آن گروه مورد لعنت الله و لعنت کنندگان قرار میگیرند.
160مگر آنانکه توبه کردهاند، و (عمل خود را) اصلاح کردهاند، و دلائل و هدایت ما را بیان داشتهاند، پس توبه آنها را قبول میکنم، و منم قبول کنندۀ توبه، (و) بینهایت مهربان.
161البته آنانکه کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، لعنت الله و فرشتگان و تمام مردم برایشان باد.
162در آن لعنت همیشه باقی میمانند، نه عذاب آنها تخفیف میگردد و نه به آنان مهلتی داده میشود (که از عذاب بیرون شوند).
163و معبود شما معبودی یگانه است، معبود به حقی جز او وجود ندارد، بخشندۀ مهربان است.
164البته (دليل وحدانیت الله این است که) در ایجاد کردن آسمانها و زمین، و در اختلاف شب و روز، و در کشتیهای که به نفع مردم در بحر میروند، و در آنچه که نازل کرده است از آسمان از آب، تا زمین را بعد از خشکیدنش با آن زنده کند و انواع جانوران را در آن منتشر سازد، و در بهحرکت درآوردن بادها، و در ابری که مسخر کرده شده در بین آسمان و زمین، نشانهها (و دلائل واضح) است (بر قدرت و وحدانیت او تعالی) برای مردمی که بفهمند (و از عقل کار گیرند).
165و از مردم کسانی هستند که غیر از الله شریکهایی میگیرند و آنها را دوست میدارند مانند دوست داشتن الله، و (اما) آنانکه ایمان آوردهاند محبتشان به الله شدیدتر است (از محبت مشرکین با شریکهای مقرر کرده خود)، و اگر ظالمان عذاب را ببینند در مییابند که همه قوت به دست الله است، و )این را هم در مییابند که( الله سخت عذاب دهنده است.
166وقتی عذاب را مشاهده کنند، پیشوایان (کفر) از پیروان خود بیزاری جویند و پیوند میانشان گسسته شود.
167و پیروان گویند: اگر بار دیگر به دنیا برگردانده شویم، تا از آقایان و رؤسای خود بیزاری جوییم، طوریکه اکنون از ما بیزار شدهاند، این چنین الله نشان میدهد به آنها اعمالشان را که موجب حسرت ایشان باشد و آنها (پیروان و پیشوایان) از دوزخ بیرون نخواهند شد.
168ای مردم، از آنچه که در زمین حلال و پاکیزه است بخورید، و از گامهای شیطان پیروی مکنید؛ همانا او برای شما دشمن آشکار است.
169جز این نیست که شیطان شما را به کارهای بد و به بیحیایی فرمان میدهد، و (فرمان میدهد به) اینکه آنچه را که (عاقبت بد آن را) نمیدانید به الله نسبت دهید.
170و هنگامی (به مشرکین) گفته شود که پیروی کنید آن (دینی را) که الله نازل کرده است، (در جواب) گویند: بلکه پیروی میکنیم از آنچه که پدران خود را بر آن یافتهایم، (آیا پیروی میکنند پدران خود را) اگر چه پدرانشان چیزی را نمیفهمیدند و راه یاب نبودند؟.
171مثال کفار مانند حیوانی است که وقتی صدایش کنند نشنود مگر فریاد و آواز را (گویا کافران) کران و گنگان و کوراناند، پس (حق و گمراهی را) نمیدانند.
172ای کسانی که ایمان آوردهاید، بخورید از چیزهای پاکیزۀ که به شما روزی دادهایم، و شكر الله را بجا آورید، اگر تنها او را عبادت میکنید.
173جز این نیست که الله حرام کرده است بر شما (حیوان و پرندۀ) خود مرده و خون و خوک را و آنچه را که نام غیرالله بر او برده شده، پس هر که مجبور شود (به خوردن این چیزها) بدون آنکه (به خوردن آن) علاقه مند و تجاوزکار باشد، پس بر وی گناهی نیست، بدون شک الله آمرزندۀ مهربان است.
174همانا کسانی که آنچه را الله از کتاب (آسمانی) نازل کرده، پنهان میکنند و آن را به بهای حقیر (دنیا) میفروشند، در شکمهایشان جز آتش چیزی را فرو نمیبرند و الله در روز قیامت با آنها سخن نمیگوید و آنها را پاکیزه نمیگرداند و برای آنها عذاب دردناک است.
175آنها همان کسانی هستند که گمراهی را به عوض هدایت و عذاب را به عوض آمرزش خریدند، پس چقدر در برابر آتش صبر و تحمل دارند!.
176این عقوبت به سبب آن است که الله كتاب را به حق نازل کرده است و کسانی که در کتاب اختلاف کردند در ستیزۀ عمیق قرار دارند.
177نیکی (تنها) این نیست که روی خود را به طرف مشرق و یا به طرف مغرب بگردانید، لیکن نیکوکار کسی است که به الله و روز قیامت و فرشتگان و کتابهای الله و پیغمبران ایمان آورد، و مال (خود) را (در راه الله) با وجود دوست داشتن آن به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و مسافران و گداها، و در آزاد نمودن بردهها (یا قرض داران) دهد، و نماز را برپا کند و زکات را بدهد، و وفا کنندگان به عهد خود چون عهد کنند، و صبر کنندگان در وقت تنگدستی و سختی و در وقت جهاد، این گروه کسانیاند که (در دعوای ایمان خود) راست گفتند و همین گروه پرهیزگارانند.
178ای کسانی که ایمان آوردهاید! در مورد کشته شدگان، قصاص بر شما مقرر شده است، آزاد در مقابل آزاد، و برده در مقابل برده، و زن در مقابل زن، پس هرکسی که از جانب برادرش برای او چیزی بخشوده شد، به خوبی پیروی کند و به نیکی دیه را به او بپردازد. این تخفیف و رحمتی از جانب پروردگارتان برای شماست، پس هرکس بعد از این (پس از گرفتن خونبها) تجاوز کرد، پس برای او عذاب دردناک است.
179و برای شما در اجرای قصاص زندگانی است ای خردمندان، تا پرهیزگار شوید (و از قتل یکدیگر اجتناب ورزید).
180بر شما فرض شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسید اگر مالی باقی بگذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به طور شایسته وصیت کند، و این حقی بر پرهیزگاران است.
181پس هرکس آن (وصیت) را پس از شنیدنش تغییر داد، پس گناهش تنها بر کسانی است که آن را تغییر میدهند. يقينا الله شنوای داناست.
182پس کسیکه بخاطر ترس از خطا یا ظلم وصیت کننده (وصیت را تبدیل و اصلاح کند) تا صلح را در میان آنها برقرار کند پس بر وی گناهی نیست، بیگمان الله آمرزندۀ مهربان است.
183ای کسانی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما فرض شده است طوریکه فرض شده بود بر آنانکه پیش از شما بودند، تا پرهیزگار شوید.
184(روزه در) روزهای معدود (بر شما فرض است)، پس هر کسی از شما مریض یا در سفر باشد پس بر او شمردن روزهای دیگر (قضای روزه) لازم است، و بر آنانکه طاقت روزه گرفتن را ندارند، فديه لازم است به اندازه خوراک یک مسکین، پس هر کس به خوشی خود کار نیک بکند پس آن برای او بهتر است، و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید (ثواب آن را).
185ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است، کتابی که هدایتگر مردم است و متضمن نشانههای آشکار هدایت و فرقان است. پس هر کس از شما در ماه رمضان حاضر و مقيم باشد، آن را روزه بگیرد، و هر کس که بیمار یا مسافر باشد، پس تعدادی از روزهای دیگر را روزه بگیرد، الله برای شما آسانی میخواهد و برای شما دشواری نمیخواهد، تا شمار روزها را کامل کنید و الله را به سبب آنکه شما را هدایت کرده است به بزرگی یاد کنید، و باشد که شکر گزار باشید.
186و چون بندگانم درباره من از تو سوال کنند، پس (به ایشان بگو) من به آنها نزدیک ام و دعای دعاکننده را هرگاه مرا بخواند قبول میکنم، پس باید آنها (نیز) فرمان مرا قبول کننده، و باید به (وحدانیت) من یقین داشته باشند تا راه یابند (و کامیاب شوند).
187همبستری با زنانتان در شب روزه برای شما حلال شد، شما لباس آنها هستید و آنها لباس شما هستند، الله میدانست که شما در حق خود خیانت میکردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. پس اکنون با آنها همبستری کنید و آنچه را که الله برایتان مقرر نموده طلب نمایید، و بخورید و بیاشامید تا رشته سفید از رشته سیاه برایتان روشن شود، باز روزه را تا شب کامل کنید، و در حالیکه در مساجد به اعتکاف نشستهاید با زنان مقاربت نکنید. این حدود الله است، پس به آن نزدیک نشوید. این چنین الله آیات خود را برای مردم بیان میکند تا پرهیزگار شوند.
188و مالهای یکدیگرتان را در میانتان به ناحق نخورید و آن را به حکام تقدیم نکنید تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالیکه شما (هم) میدانید.
189دربارۀ (اوضاع مختلف) هلالهای ماه از تو میپرسند، بگو: «اوضاع هلالها) برای شناختن اوقات مردم است، و (خصوصا برای معرفت وقت) حج است، و نیکی این نیست که (مانند عهد جاهلیت در حالت احرام) از پشت خانهها وارد منازل شوید و لیکن نیکی، نیکی کسی است که تقوی پیشه کند، و به خانهها از دروازههای آن وارد شوید، و از الله بترسید (و کارها را بر عکس فرموده الله انجام ندهید) تا کامیاب شوید.
190و در راه الله با کسانی که با شما میجنگند، بجنگید و تجاوز نکنید، چرا که الله تجاوز کنندگان را دوست نمیدارد.
191و آنان (مشرکان) را در هر جایی که بیابید بکشید، و آنها را از همان جای که شما را بیرون کرده بودند بیرون کنید، و فتنه (کفر و شرک) از قتل بدتر است، و با مشرکان در نزد مسجد الحرام نجنگید تا آنکه ایشان با شما بجنگند، پس اگر با شما (در آنجا) جنگ کردند پس آنها را بکشید، اینچنین است سزای کافران.
192پس اگر (از شرک و جنگ) دست برداشتند (الله توبۀ آنها را قبول میکند) چون الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است.
193و با آنها بجنگید تا فتنه (کفر و شرک) باقی نماند و دین همه برای الله باشد (و مردم تنها الله را عبادت کنند)، پس اگر از کفر و شرک خود دست برداشتند (با آنها کاری نداشته باشید چرا که) روا نیست تجاوز مگر بر ظالمان (و ایشان از ظلم خود دست برداشتند).
194(جنگ در) ماه حرام در مقابل (جنگ در) ماه حرام (جائز) است، چونکه از بیحرمتی مقدسات قصاص گرفته میشود، پس هرکس بر شما تجاوز کرد به مانند آنچه که به شما تجاوز کرده است به او تجاوز کنید و از الله بترسید، و بدانید که (مدد) الله با پرهیزگاران است.
195و در راه الله انفاق کنید و خود را با دستهایتان (به وسیله بخل) در هلاکت میندازید، و نیکی کنید، زیرا الله نیکی کنندگان را دوست میدارد.
196و حج و عمره را برای الله به اتمام برسانید، و اگر بازداشته شدید، هر آنچه از قربانی میسر است، ذبح کنید و سرهایتان را نتراشید تا وقتی که قربانی به جایگاه خود برسد، و هر کس از شما بیمار باشد یا آزاری در سر داشته باشد، و سر خود را بتراشد بر اوست که فدیهای بدهد، از قبیل روزه یا صدقه یا قربانی، و چون امنیت و آسایش یافتید، پس هرکس پس از عمره قصد حج کند بر اوست که هر آنچه میسر است قربانی کند و کسی که قربانی نیافت سه روز در حج، و هفت روز وقتی که برگشتید روزه بگیرد؛ این ده روز کاملی است. این (حج تمتع) برای کسی است که خانواده او اهل مسجدالحرام نباشد. (یعنی ساکن مکه نباشد). و از الله بترسید و بدانید که الله عقوبت سخت دارد.
197(برای ادای) حج ماههای معلوم و معین است، پس هر که در آن ماهها ادای حج را بر خود فرض گرداند پس (بداند که) برای او جماع و گناه و جنگ و جدال در ایام حج جائز نیست (زیرا اینها منافی حج اند) و هر چه میکنید از کارهای نیک الله آن را میداند، و (در سفر حج با خود) توشه گیرید، و بهترین توشه پرهیزگاری است و از (عذاب) من بترسید ای صاحبان خرد.
198بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) از پروردگار خود فضل و رزق طلب کنید (تجارت کنید)، پس چون از عرفات بازگشتید الله را نزد مشعر الحرام (مزدلفه) یاد کنید، او را یاد کنید چنانکه شما را هدایت کرده است، هرچند که پیش از آن از جملۀ گمراهان بودید.
199باز از همان جا که مردم روانه میشوند، شما نیز روانه شوید و از الله آمرزش بخواهید چرا که الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است.
200پس چون مناسک حج تان را ادا کردید پس الله را یاد کنید همانطور که پدران تان را یاد میکنید، بلکه بیشتر از آن. پس، از مردمان کسانی هستند که میگویند: ای پروردگار ما! به ما در این دنیا نعمت و نیکی بده و در آخرت برای او هیچ سهمی نیست.
201و (نیز) از (میان) مردمان (حاجیان) کسانی هستند که میگویند: ای پروردگار ما در این دنیا به ما خیر و خوبی بده و در آخرت نیز خیر و خوبی بده، و ما را از عذاب دوزخ نگهدار.
202این گروه از آنچه که کردهاند حصه و بهره میبرند، و الله زود حساب گیرنده (اعمال بندگان خود) است.
203و الله را در روزهای معین (شمرده شده در منی) یاد کنید، پس هرکسی عجله کند (و اعمال را) در دو روز انجام دهد بر او گناهی نیست، و کسیکه تاخیر کند (تا روز سوم) پس گناهی بر او نیست (بلکه او را ثواب زیاد است)، این (به جا آوردن ذكر الله) برای کسی است که تقوا اختیار کند، و از الله بترسید و بدانید که به دربار او جمع خواهید شد.
204و از مردمان کسی هست که سخنان او راجع به زندگانی دنیا تو را در تعجب میاندازد، و الله را بر آنچه که در دل دارد گواه میگیرد (قسم میخورد)، در حالیکه او سرسختترین دشمنان (و خصومت گران) است.
205و چون (از مجلس پیغمبر) باز گردد میکوشد تا در زمین فساد برپا کند، و زراعت و نسلهای مردم را برباد سازد، و الله فساد (و فسادکاران را) دوست ندارد.
206و چون به او گفته شود (بطور نصیحت) که از الله بترس، غرور و تکبر میورزد و به گناه (دیگر) وادارش میکند پس دوزخ برای او کافی است، و البته دوزخ بدجایی است.
207و از مردمان کسی هست که جان خود را برای حصول رضای الله میفروشد، والله به (همچنین) بندگان خود بسیار مشفق است.
208ای کسانی که ایمان آوردهاید، بطور کامل در اسلام داخل شوید (در تطبيق همه احکام آن ادامه بدهید)، و از گامهای شیطان پیروی نکنید، بیگمان او برای شما دشمن آشکار است.
209پس اگر بعد از اینکه دلائل واضح (و بیانگر حق) به شما آمد، بلغزید، پس بدانید که الله غالب است (بر همه مخلوقات و) حکیم است (در تأخیر عذاب مجرمان).
210آیا (کفار) انتظار دارند که الله با فرشتگان، در سایه بانهایی از ابر سفید به نزدشان بیاید و معاملۀ مردم فیصله شود (و قضاوت صورت گیرد)؟ و تمام امور (معاملات و قضایای بشری) به بارگاه الله باز گردانیده میشود.
211از بنی اسرائیل بپرس که چه بسیار نشانههای روشن به آنها دادیم. و هر کس که نعمت الله را - پس از آنکه پیش او آمد - (به كفران) بدل کند، پس البته الله سخت عقوبت دارد.
212زندگانی دنیا برای کافران آراسته شده است، و مؤمنان را مسخره میکنند. و پرهیزگاران در روز قیامت از آنها برترند، و الله کسی را که بخواهد بدون حساب روزی میدهد.
213مردم (در آغاز) امت واحد بودند، پس الله پیغمبران مژده دهنده و بیم دهنده را فرستاد، و با آنها کتاب را (به حق) نازل کرد تا در میان مردم در آنچه اختلاف کردند به حق حکم کنند، و در آن اختلاف نورزیدند جز کسانی که (کتاب) به آنها داده شد. (و این اختلاف شان) بعد از آمدن دلائل ظاهر بود و آنها از روی ستم و حسد در میان خود اختلاف ورزیدند، پس الله به فرمان خود مؤمنان را در آنچه مردم اختلاف کردند به حق هدایت کرد، و الله هرکس را که بخواهد، به راه راست هدایت میکند.
214آیا گمان میکنید که (به آسانی) وارد جنت میشوید؟! در حالیکه هنوز آنچه که بر سر گذشتگان آمده بود بر سر شما نیامده است. آنها دچار سختیها و مشقتها شدند، و چنان متزلزل و مضطرب شدند، حتی که پیغمبرشان و آنانکه با او ایمان آورده بودند میگفتند: پس مدد الله کی خواهد آمد؟ (گفته شد) آگاه باشید که مدد الله نزدیک است.
215(مسلمانان) از تو میپرسند چه چیزی انفاق کنند (و به چه کسی بدهند؟) بگو: هر مالی را که انفاق میکنید (از مال حلال)، پس برای والدین و خویشاوندان و یتیمان و فقیران، و در راه ماندگان انفاق کنید، و هر نیکی انجام دهید پس یقینا الله به آن داناست.
216جنگ (جهاد) بر شما فرض شد و آن برای شما ناخوشایند (و مشکل) است و (لیکن) بسا (اوقات) چیزی را نمیپسندید در حالیکه به خیر شما میباشد و بسا چیزی را دوست دارید ولی به ضرر شما است، و الله میداند (نفع و زیان شما را) و شما نمیدانید.
217تو را دربارۀ جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو جنگ در آن (گناه) بزرگ است و (لیکن) منع کردن از راه الله، و منع کردن از مسجد الحرام، و بیرون کردن اهل مسجد الحرام از آن، نزد الله (گناه) بزرگتر است، و فتنه (شرک و شکنجه کردن مسلمانان در ماه حرام) بزرگتر و بدتر است، و پیوسته کفار با شما میجنگند تا اگر بتوانند شما را از دین تان بازگردانند، و هر که از شما از دین خود بازگردد و در حالت کفر بمیرد پس اعمال او در دنیا و در آخرت ضائع و تباه میشود، و آن گروه اصحاب دوزخاند و در آن جا همیشه خواهند بود.
218البته آنانکه ایمان آوردند و آنانکه (بعد از ایمان) هجرت کردند و در راه الله جهاد کردند، آن گروه امید رحمت الله را دارند، و الله بسیار آمرزنده (و) مهربان است (و از رحمت و مغفرت خود آنها را محروم نمیسازد).
219از تو دربارۀ شراب و قمار میپرسند، بگو: در هر دو گناه بزرگ است، و برای مردم منافعی (دنیوی) هم دارند، و گناهشان از نفعشان بیشتر است. و از تو میپرسند کدام مال خود را انفاق کنند؟ بگو: اضافه از ضرورت تان را انفاق کنید، این چنین الله آیات را برای شما بیان میکند تا تفکر کنید.
220(این چنین الله نشانهها را برای شما بیان میکند تا ) در دنیا و آخرت (تفکر کنید) و از تو درباره اموال يتيمها میپرسند، بگو اصلاح نمودن (اموال) آنها بهتر است (برای شما و برای آنها)، و اگر خلط سازید مال آنها را با مال خود حرجی نیست؛ چون آنها برادران شما اند؛ و الله مفسد را از مصلح میداند، و اگر الله میخواست شما را در مشقت میانداخت، و یقینا الله غالب (و) باحکمت است.
221و نکاح نکنید با زنان مشرک تا آنکه ایمان آورند، و البته کنیز مؤمن بهتر است از زن آزادی که مشرک باشد، اگرچه (حسن و جمال) زن مشرک شما را در تعجب اندازد، و زنان مسلمان را به نکاح مردان مشرک ندهید، تا آنکه ایمان آورند، البته غلام مؤمن بهتر است از مرد آزاد مشرک اگرچه (مال و جمالش) شما را در تعجب اندازد؛ آنها (زنان و مردان مشرک) مردم را به طرف دوزخ دعوت میدهند، و الله به فرمان خود بندگان را بهسوی بهشت و آمرزش دعوت میدهد، و آیات (و احکام) خود را برای مردم بیان میکند تا یادآور شوند.
222و از تو دربارۀ حیض میپرسند، بگو: آن رنج و زیان است، و در حالت حیض از (مقاربت با) زنان دوری جویید، و با آنها هم بستری مکنید تا آنکه پاک شوند، پس وقتی پاک شدند با آنان مقاربت کنید، از آنجا که الله شما را دستور داده است، چون الله توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.
223زنان شما کشت زار شمااند، پس هر گونه که بخواهید به کشتزار خود در آیید، و برای خود (توشۀ) پیش بفرستید، و از الله بترسید، و بدانید که شما با او روبرو خواهید شد، و مژده بده (ای پیغمبر، به نجات آن روز) مؤمنان را.
224و نام الله را در معرض قسمهای خود قرار ندهید به غرض اینکه از نیکی و تقوا و اصلاح در بین مردم اجتناب کنید (چون الله به این سه کار امر کرده است پس نام او را برای منع از این کارها چگونه استعمال میکنید) و الله شنوا و دانا است.
225الله شما را به قسمهای غير قصدی (بیهوده) تان مؤاخذه نمیکند، بلکه شما را به آنچه دلهایتان قصد کرده است بازخواست میکند، و الله بسیار آمرزنده (و) بردبار است.
226برای کسانی که قسم میخورند با زنان خود آمیزش جنسی نکنند (ایلاء) چهار ماه انتظار و (مهلت) است، پس اگر (از قسم یاد شده) رجوع کنند (مورد عفو قرار میگیرند زیرا) به يقين الله آمرزنده (و) مهربان است.
227و اگر اراده طلاق کنند (یعنی رجوع نکردند) پس یقینا الله شنوای دانا است (بر اینکه به زبان چه گفتند و در دل چه داشتند).
228و زنان طلاق داده شده باید به مدت سه حیض (سه بار عادت ماهانه) انتظار بکشند، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارند به آنان جایز نیست که آنچه الله در رحمهایشان آفریده است بپوشانند (یعنی در صورت حمل به دروغ نگویند که عدت من گذشته است)؛ و شوهرانشان در باز گردانیدن آنها (به نکاح خود در وقت عدت) سزاوارترند، اگر قصد اصلاح دارند، و زنان بر مردان حقی دارند مثل آن حقی که مردان بر زنان دارند که باید بطريقة شایسته ادا نمایند (و لیکن) مردان بر زنان درجه برتری دارند، والله غالب باحکمت است.
229طلاق (که بعد از آن امکان رجوع است) دوبار است، پس از آن نگاه داشتن (زن) یا به خوبی است، یا به نیکی رها کردن است، و برای شما حلال نیست که چیزی از آن مالی (مهری) که به زنان داده بودید بگیرید، مگر اینکه (زن و شوهر) بترسند از اینکه احكام الله را برپا نمیتوانند (در صورت باقی داشتن نكاح)، پس اگر ترسیدید از اینکه (زن و شوهر) احکام الله را برپا نمیدارند پس گناهی بر آنها نیست که زن فديه دهد (به شوهر خود برای خلاصی از نکاح او)، این حدود الله است، پس از آن تجاوز نکنید، و هر کس که (با مخالفت فرمان الهی) از حدود الله تجاوز کند، پس همان گروه ظالماناند.
230و اگر (بار سوم) آن را طلاق داد، پس برای او حلال نیست مگر اینکه با شوهری دیگر ازدواج کند، پس اگر (شوهر دوم) او را طلاق داد، گناهی بر آنها نیست که دوباره به یکدیگر باز گردند، البته در صورتی که مطمئن باشند که حدود الهی را رعایت خواهند کرد. این حدود الله است آن را برای قومی که میدانند بیان میکند.
231و چون زنان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خود نزدیک شدند، پس یا آنها را به خوبی (طريقۀ شرعی) نگاه دارید، و یا به خوبی (طريقۀ شرعی) رها کنید و هرگز آنان را برای ضرر رسانیدن به آنها نزد خود نگاه نکنید تا (در حق آنها) ظلم و از حد گذری کنید، و هرکه چنین کند پس يقينا به خویشتن ظلم کرده است، و آیات (احکام) الله را مورد استهزاء و تمسخر قرار ندهید، و یاد کنید نعمتی را که الله بر شما انعام کرده است، و (یاد کنید) آنچه را که الله از کتاب و حکمت (سنت پیغمبر) بر شما نازل کرده است. الله شما را به وسیله آن (کتاب) پند میدهد و از الله بترسید و بدانید که الله به هر چیز داناست.
232و چون زنان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خود رسیدند، آنها را از اینکه با شوهران (قبلی) خود ازدواج کنند - چنانچه در میانشان به طرز پسندیده توافق برقرار گردید - منع نکنید، این همان چیزی است که هرکس از شما که به الله و روز آخرت ایمان داشته باشد، به آن پند داده میشود. آن برایتان پاکتر و بهتر است، و الله میداند و شما نمیدانید.
233و مادران اولاد خود را تا دو سال کامل شیر دهند، این حکم برای کسی است که بخواهد مدت شیر خوارگی را تمام کند، و بر کسی که اولاد داده شده (پدر) انفاق زنان شیرده، و لباس آنها به طريقة مشروع و پسندیده لازم است، هیچ کس مکلف ساخته نمیشود مگر به قدر توان او، و هیچ مادری نباید به سبب فرزندش ضرر بیند، و نه هیچ پدری به سبب فرزندش ضررمند شود، و بر وارث فرزند چنین چیزی (نفقه) لازم است، پس اگر پدر و مادر به رضا و مشورۀ یکدیگر جدایی طفل را از شیر بخواهند پس گناهی بر آنها نیست، و اگر بخواهید که برای اولاد خود دایهای بگیرید، پس گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه آنچه را که مقرر کردهاید، بطور شایسته پرداخت کنید، و از الله بترسید و بدانید که الله به آنچه که میکنید بیناست.
234و کسانی از شما که وفات میکنند و زنانی را بجا میگذارند (باید آن زنان) تا مدت چهار ماه و ده روز انتظار بکشند، پس چون مهلت (عدت) خود را به پایان رساندند پس بر شما گناهی نیست در آنچه که آنان به طور شایسته دربارۀ خود انجام دهند، و الله به آنچه که شما میکنید آگاه است.
235و بر شما گناهی نیست که به طور تعریض یا کنایه از زنان خواستگاری کنید، و یا در دلهایتان پنهان نمایید، الله میداند که شما آنها را یاد میکنید، مگر به آنها وعده پنهانی (نکاح) ندهید به جز آنکه سخنی نیک گویید و قصد عقد نکاح نکنید تا آنکه میعاد عدت به پایان برسد و بدانید که الله آنچه را که در دلهای شما است میداند، پس از او بترسید، و بدانید که الله آمرزنده (و) بردبار است.
236برشما گناهی نیست اگر زنان را قبل از اینکه با آنها همبستری نکرده باشید یا برای آنها مهری تعیین نکرده باشید، طلاق دهید، آنان (زنان مطلقه) را به طور پسندیده، (به نوعی) بهره مند سازید، ثروتمند به اندازۀ خودش و تنگدست به اندازه خودش (ایشان را بهره مند سازند و این کاری است) شایسته بر ذمۀ نیکوکاران.
237و اگر زنان را پیش از اینکه با آنها همبستری کرده باشید طلاق دادید در حالیکه مهری برای آنها مقرر کردهاید. پس (بر ذمۀ شما پرداخت) نیم آنچه مقرر کردهاید لازم است، مگر اینکه (آن را به شما) ببخشند یا کسی که عقد نکاح در دست اوست (آن را) ببخشد، و اگر ببخشید (عفو کنید) به تقوا نزدیکتر است، و احسان را در میان خود فراموش نکنید، بیگمان الله به آنچه میکنید بیناست.
238بر ادای نمازها محافظت (و پایبندی) کنید و (خصوصا) نماز میانه (نماز عصر)، و منقاد (فروتنانه) برای الله بایستید.
239پس اگر (در میدان جهاد از ایستادن نماز) ترسیدید (باز هم نماز را ترک نکنید بلکه) پیاده یا سواره نماز را ادا کنید، پس وقتی ایمن شديد، الله را یاد کنید (همانطور که) به شما چیزهایی آموخت که خود نمیدانستید
240و کسانی از شما که وفات میکنند و (بعد از وفات خود) زنانی را بر جای میگذارند (باید) برای همسران خود وصیت کنند که (وارثان شوهر) آنها را تا یکسال (در خانه شوهر شان) بگذارند تا نفع ببرند و آنها را از خانه بیرون نکنند، و اگر خودشان بیرون رفتند، پس در آنچه آنها به طور شایسته درباره خود انجام میدهند گناهی بر شما نیست، و الله غالب با حکمت است.
241و برای زنان طلاق داده شده هدیه شایسته است (یعنی نفقه و سکنی) این حقی است بر مردان پرهیزگار.
242این چنین الله آياتش را برای شما بیان میکند تا بفهمید.
243آیا نشنیدی داستان آنان را که از ترس مرگ از خانههای خود برآمدند در حالیکه هزارها نفر بودند؟ پس الله به آنها گفت: بمیرید (و مردند)، باز آنها را زنده کرد، واقعا که الله بر مردم احسان و کرم دارد، و لیکن اکثر مردم شكر (احسان) الله را به جا نمیآورند.
244و در راه الله بجنگید (جهاد کنید و از مرگ نترسید) و بدانید که الله شنوا و داناست.
245کیست آنکه به الله قرض نیکو بدهد (در راه او انفاق کند) تا (الله) آنرا برای او چندین برابر کند؟ و الله (در رزق بندگان) تنگی و گشایش میآورد و به بارگاه او باز میگردید.
246آیا از (داستان) اشراف بنی اسرائیل که بعد از موسی بودند خبر نیافتی، وقتی به پیغمبر خود گفتند که برای ما پادشاهی مقرر کن تا (در زیر فرمان او) در راه الله بجنگیم، پیغمبرشان گفت: ممکن است بر شما جنگ فرض گردد باز شما جنگ نکنید؟ گفتند: ما را چه شده که در راه الله جنگ نکنیم؟ در حالیکه از سرزمین و فرزندان ما بیرون رانده شدیم؟ (لیکن) وقتی جنگ بر آنها لازم شد، جز عدۀ اندکی اعراض کردند، و الله به (احوال) ظالمان داناست.
247و پیغمبرشان به آنها گفت که البته الله طالوت را پادشاه شما فرستاده است، گفتند: چگونه او پادشاه ما باشد در حالی که ما نسبت به او سزاوار فرمانروایی هستیم و به او مال فراوان داده نشده است؟ (پیغمبرشان) گفت: همانا الله او را بر شما برگزیده و در جسم و دانش بر شما برتری بخشیده است و الله ملک (سلطنت) خود را به هر کسی بخواهد میدهد، و الله گشایشگر داناست.
248و پیغمبرشان برای آنها گفت که البته علامت پادشاهی او این است که آن صندوق (عهد) پیش شما بیاید، که در آن سکون و آرامش از جانب پروردگارتان میباشد، و در آن (صندوق) باقی ماندۀ آنچه است که آل موسی و آل هارون بر جای گذاشتهاند، در حالیکه فرشتهها آن صندوق را حمل میکنند، يقينا در این دلیل (حقانیت طالوت) است برای شما اگر مؤمن هستید.
249پس وقتی طالوت با لشکر خود (از مردم و منطقۀ خود) جدا شد گفت: البته الله شما را به وسيلۀ (آب) نهر آزمایش میکند، پس هر کس از آن بنوشد پس او از من نیست، و هر کس از آن نچشد پس او از من است، به جز کسیکه به اندازۀ یک کف دست گرفته بنوشد، پس همه جز تعداد کمیشان از آن نوشیدند، پس وقتی که طالوت و مؤمنان همراهان او از نهر عبور کردند، (افرادی از آنان) گفتند: امروز طاقت جنگ با جالوت و لشکر او را نداریم، و کسانی که یقین داشتند که الله را ملاقات خواهند کرد، گفتند: چه بسا گروه کم بر گروه زیاد به اذن الله غالب میگردد و الله با صابران است.
250وقتی (طالوت و همراهان او) با جالوت و لشکر او روبرو شدند، گفتند: ای پروردگار ما! بر ما صبر و شکیبایی فروریز و ما را ثابت قدم بدار و ما را بر قوم کافر پیروز گردان.
251پس جالوت و لشکر او را به اذن الله شکست دادند، و داود جالوت را کشت، و الله داود را بادشاهی و پیغمبری داد، و به او از آنچه میخواست چیزهایی آموخت؛ و اگر الله بعضی از مردم را بوسیلۀ بعضی دیگر دفع نمیکرد، یقینا زمین تباه (و از فساد پر) میشد، و لیکن الله لطف و احسان بسیار بر همه عالم دارد.
252این آیات، آیات (کتاب) الله است که آن را بر تو تلاوت میکنیم و یقینا تو از جملۀ پیغمبران هستی.
253اینها پیغمبرانی هستند که بعضی آنها را بر بعضی دیگر فضیلت دادهایم، از آنها کسی هست که الله با او سخن گفت، و مراتب برخی (از ایشان) را بلند کرده است، و به عیسی پسر مریم معجزات واضح (و بیانگر حق) دادیم، و او را به وسيله روح القدس (جبرئیل) تقویت نمودیم و اگر الله میخواست آنانکه بعد از آنها بودند بعد از اینکه دلائل روشن به آنها آمد، با یکدیگر جنگ نمیکردند و لیکن اختلاف کردند (که آن سبب قتال گردید)، پس برخی از آنان ایمان آوردند، و برخی از آنان کفر را اختیار کردند، و (تأكيداً گفته میشود که) اگر الله میخواست با یکدیگر جنگ نمیکردند، و ليكن الله آنچه را بخواهد انجام میدهد.
254ای کسانی که ایمان آوردهاید، از آنچه که به شما روزی دادهایم انفاق کنید پیش از اینکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروشی است و نه دوستی و نه سفارشی، و کافران همان ظالمان حقیقیاند.
255الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی میآید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمیباشد) هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است میداند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمییابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمیسازد، و او عالیتر و بزرگتر است.
256در (قبول کردن دین اسلام) اجباری نیست (چون) به راستی که هدایت از گمراهی جدا شده است، پس هر کس که به طاغوت كفر ورزد، و به الله ایمان بیاورد، به راستی که به دستاویز محکمی چنگ زده است که قطع شدنی نیست، و الله شنوای داناست (به اقوال و افعال مردم).
257(البته) الله کارساز مؤمنان است که بیرون میآرد آنها را از تاریکیهای معاصی به نور اطاعت، و آنانکه کفر ورزیدند کارساز آنها شیطان سرکش است که بیرون میآرد ایشان را از نور فطرت بهسوی تاریکهای کفر، این گروه یاران آتشاند و در آن همیشه خواهند بود.
258آیا از (حال) کسی که الله به او پادشاهی بخشیده بود و با ابراهیم در مورد پروردگارش مجادله کرد خبر داری؟ وقتی ابراهیم گفت: پروردگار من آنست که زنده میکند و میمیراند. (آن کافر) گفت: من (هم) زنده میکنم (کسی را بخواهم زنده میگذارم) و میمیرانم (کسی را بخواهم به قتل میرسانم)، ابراهیم گفت: الله آفتاب را (هر روز) از جانب مشرق میآرد پس (اگر راستگو هستی) تو آفتاب را از مغرب بیار؟ پس آن که کفر ورزیده بود، حیران شد. و الله قوم ظالم را هدایت نمیکند.
259(و) یا در داستان آن شخص بیاندیش که از کنار قريه گذر کرد در حالیکه سقفهای آن افتیده بود، گفت: الله اهل این قریه را بعد از مردن (و پوسیده شدن) چطور زنده خواهد کرد؟ پس الله او را صد سال میراند، باز او را زنده کرد، و گفت: (در این حالت) چقدر گذرانیدی؟ گفت: یک روز یا بخشی از روز. الله گفت: بلکه صد سال در این حال بودی، پس نظر کن به خوراک و نوشیدنی خود که تا حال تغیر نکرده است، و نظر کن به خر خود (که چگونه زنده میکنیم آن را)؟ (و خواستیم) که تو را نشانۀ (قدرت خود) برای مردم بگردانیم و نظر کن به استخوانهای (خر خود) که چطور آن را پیوند میدهیم باز آن را با گوشت میپوشانیم؟ پس وقتی (قدرت الله) به آن شخص روشن شد گفت: میدانم که الله بر هر چیزی تواناست.
260و به یاد آور وقتی را که ابراهیم گفت: ای پروردگارم! به من نشان ده که چطور مردهها را زنده میکنی؟ الله گفت: آیا ایمان نداری؟ ابراهیم گفت: بلی (ایمان دارم)، و لیکن میخواهم که دلم مطمئن شود، الله گفت: پس چهار پرنده را بگیر باز آنها را نزد خود قطعه قطعه کن باز هر قطعه از آنها را بر کوهی بگذار، باز آنها را بخوان، پس (میبینی که) دویده به نزد تو میآیند، و بدان که الله غالب باحکمت است.
261مثال کسانی که مالهایشان را در راه الله انفاق میکنند مانند دانه ایست که برویاند هفت خوشه را و در هر خوشه آن صد دانه باشد، و الله برای کسی که بخواهد، چندین برابر میدهد و الله دارای فضل گشاده (و) دانا است.
262آنانکه مالهای خود را در راه الله انفاق میکنند، باز بعد از (انفاق کردن) منت نمیگذارند و نه اذیت میرسانند، پاداششان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میگردند.
263سخن نیک (به محتاجان) و گذشت (از اشتباهات آنها) از صدقه که در پی آن آزار باشد بهتر است، و الله (از مخلوق خود) مستغنی (و) بردبار است (که به زودی مؤاخذه نمیکند).
264ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقههای خود را با منت گذاشتن و آزار رسانی برباد نکنید، مانند کسی که مال خود را برای تظاهر و خود نمایی در برابر مردم انفاق میکند در حالیکه به الله و روز آخرت ایمان ندارد، پس مثال آن (شخص منافق) مانند سنگ صافی است که بر بالای آن خاک (نشسته) است، پس باران شدید بر آن بارید، پس آن سنگ را سخت و صاف بر جایش گذاشت، مردمان ریاکار نیز از آنچه بدست آوردهاند (آنچه را انفاق کرده اند) هیچ سودی (ثوابی) نمیبرند، و الله قوم کافر را هدایت نمیکند.
265و مثال آنان که مالهای خود را برای خشنودی الله و به خاطر یقین و باوری که (در دل) دارند انفاق میکنند، مانند باغی است که در تپهای قرار دارد، و باران تند بر آن ببارد، پس میوه خود را دو چند دهد، و اگر باران تند بر آن نبارد پس شبنم (یا باران كم) هم به او کافی است (که میوه دهد)، و الله به اعمالی که انجام میدهید بیناست.
266آیا کسی از شما دوست دارد (می خواهد) که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد و در زیر درختهای آن جویها روان باشد و در آن باغ از هرقسم میوه برایش باشد، و در حالی که به پیری رسیده و اولاد ضعیف و ناتوان دارد، پس ناگهان باد گرمی که در آن آتش است به آن (باغ) برسد و بسوزد، این چنین الله آیات خود را برای تان بیان میکند تا باشد که فکر کنید (زیرا آتش ریا باغ نیکیها را میسوزاند).
267ای کسانی که ایمان آوردهاید، از مالهای پاکیزه که کسب کردهاید، و از آنچه که ما از زمین برایتان بیرون آوردهایم انفاق کنید، و به دادن چیزهای ناپاک قصد نکنید، در حالی که شما آن چیز ناپاک را نمیگیرید، مگر آنکه از بدی آن چشم پوشی کنید، و بدانید که الله بینیاز و ستوده است.
268شیطان شما را وعدۀ فقر و تنگدستی میدهد (از تنگ دستی میترساند)، و شما را به بیحیائی دستور میدهد، و (لیکن) الله به شما وعده آمرزش و بخشش از جانب خود میهد و الله گشایشگر (دارای فضل فراوان) و دانا است.
269حکمت (علم با عمل) را به کسی که بخواهد میبخشد، و هر کس که حکمت به او داده شود يقينا به او خیر بسیار داده شده است، و پند نمیگیرد مگر خردمندان.
270و هر مالی را که در راه الله انفاق کنید و یا نذری را که بر خود لازم کنید پس یقینا الله آن را میداند و برای ظالمان هیچ مدد گاری نیست.
271اگر صدقههای خود را علنا و آشکارا بدهید پس خوب است، و اگر دادن آن را پوشیده دارید و به فقیران بدهید برای تان خوبتر است، و الله (به سبب انفاق کردن) بعض گناهان شما را محو میکند، و الله به آنچه میکنید باخبر است.
272(ای محمد!) هدایت آنها بر ذمۀ تو نیست، بلکه الله هر کسی را که بخواهد هدایت میکند، و هرچه انفاق کنید به فائده خودتان است (چون) انفاق نمیکنید مگر برای طلب رضای الله، و هر چیز خوبی که انفاق کنید به طور کامل به شما بازگردانده میشود (ثواب آن به شما داده میشود) و به شما ظلمی نمیشود.
273(صدقهها) برای فقیرهای است که در راه الله بازماندهاند (لذا) قدرت سفر کردن در زمین (برای حصول رزق) را ندارند، و به سبب پاکیشان از سوال و گدائی، شخص نادان آنها را ثروت مند میپندارد، آنها را از سیمایشان میشناسی، با اصرار چیزی از مردم نمیخواهند و هر آنچه از خوبی (مال حلال) انفاق کنید پس يقينا الله به آن آگاه است.
274آنان که مالهای خود را شب و روز، پوشیده و آشکارا (در راه الله) انفاق میکنند، پس ثوابشان در نزد پروردگارشان است، و بر آنها (در روز قیامت) نه ترسی است و نه غمگین میشوند.
275آنانکه مال سود را میخورند از قبرهایشان برنمی خیزند مگر مانند کسی که شیطان به سبب تماس او را دچار دیوانگی کرده است، این (عذاب) به سبب آنست که گفتند: بیع (خرید و فروش) مانند سود است در حالیکه الله بيع (به غیر سود) را حلال قرار داده است و سود را حرام کرده است، پس کسی که نصیحتی از طرف پروردگارش به او آمد، باز از سودخوری اجتناب کرد، پس آنچه در گذشته به دست آورده است از خود او میباشد و معامله او با الله است، و هر کس به سود خوری بازگشت، پس ایشان دوزخیاناند و در آن همیشه و جاودانه میباشند.
276الله مال سود را از بین میبرد و صدقات را (مال حلال که از آن صدقه داده میشود) افزایش و نمو میدهد، و الله هر ناسپاس گنهگار را دوست ندارد.
277يقينا آنان که ایمان آوردند، و اعمال نیک انجام دادند، و نماز را برپا کردند، و زکات را دادند، ثواب آنها نزد پروردگارشان است، و هیچ ترسی بر آنها (در قیامت) نیست و نه غمگین میشوند.
278ای کسانی که ایمان آوردهاید، از عذاب الله بترسید و باقی مانده (معاملات) سود را ترک کنید اگر مؤمن هستید.
279پس اگر چنین نکردید (معامله سود را ترک نکردید) آگاه شوید به جنگی از طرف الله و رسول او، و اگر (از سود خواری) توبه کردید پس (اصل) سرمایه اموال تان از خودتان است، نه شما به کسی ظلم کنید و نه بر شما ظلم میشود.
280و اگر قرض دار شما تنگ دست بود پس تا فرا رسیدن آسانی، مهلت داده میشود، و اگر ببخشید (قرضدارتان را معاف کنید) برای شما بهتر است اگر میدانید.
281و از روزی بترسید که در آن روز به بارگاه الهی باز گردانیده میشوید باز هر شخص (جزای) آنچه را که کسب کرده بود به طور کامل دریافت خواهد کرد، و بر آنها هیچگونه ظلمی نمیشود.
282ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه با یکدیگر معامله دَین تا میعاد مقرر (معلوم) کردید پس آن را بنویسید، و باید نویسنده عادل و با انصاف در میان شما بنویسد، و نویسنده نباید از نوشتن آن، طوری که الله به او آموخته است ابا ورزد، پس باید بنویسید، و کسی که به ذمه او حق (دَین) است باید بنویسد و املاء کند، و از پروردگارش بترسد، و چیزی از دَین (مردم) را کم نکند، پس اگر کسی که بر ذمه او حق (دَین) است بیعقل یا ضعیف یا ناتوان یا نمیتوانست املا کند، پس باید ولی او به عدل املاء کند، و دو شاهد از مردانتان گواه بگیرید، و اگر دو مرد نبودند پس یک مرد و دو زن از شاهدانی که میپسندید (گواه بگیرید)، تا اگر یکی از آن دو (زن) فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند. و وقتی گواهان برای گواهی دادن طلب شوند نباید ابا ورزند، و از اینکه دَین را (خواه کم باشد یا بسیار) تا مدت مقرر آن بنویسید خسته نشوید، این (نوشتن) نزد الله به عدالت نزدیکتر است، و هم سبب محکم داشتن گواهی است، و هم برای آنکه (در مقدار دَین) شک نکنید، مگر این که معامله نقدی باشد که در میان خود دست به دست میکنید، پس بر شما گناهی نیست در این که نوشته نکنید، و وقتی قصد خرید و فروش کردید گواه بگیرید، و نباید نویسنده و گواه ضررمند شوند، و اگر )چنین( کردید (به یکی از ایشان ضرر رسانیدید) پس يقينا از فرمان الله سرباز زدید )و ضرر آن به شما میرسد)، و از الله بترسید و الله به شما (دین تان را) میآموزد، و الله به هر چیزی دانا است.
283و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید، پس چیزی را از (قرضدار) به طور گرو بگیرید، پس اگر یکدیگر تان را امین دانستید (و نخواستید از او گرو بگیرید) پس کسی که امین قرار داده شده باید امانتش را ادا کند، و باید از پروردگار خود بترسد، و شهادت را پنهان نکنید، و هر کس که آن را پنهان کند يقينا دلش گناهکار است، و الله به آنچه میکنید دانا است.
284هر آنچه در آسمانها و در زمین است خاص از الله است. و اگر آنچه را که در دلهای شما است اظهار کنید یا بپوشانید البته الله درباره آن با شما محاسبه میکند، (بعد از حساب) پس هر کسی را که بخواهد میآمرزد و هرکسی را که بخواهد عذاب میدهد، و الله بر هر چیزی قادر است.
285پیغمبر به آنچه که به او از طرف پروردگارش نازل شد ایمان آورد، و مؤمنان، همگی به الله و فرشتگان وی و به کتابهای وی و به پیغمبران وی ایمان آوردند (و گفتند که در ایمان آوردن) در میان هیچ یک از پیغامبران او فرق نمیآوریم، و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم (قبول کردیم احکام الله را)، ای پروردگار ما! ما از تو آمرزش میخواهیم! و بازگشت بهسوی تو است (یعنی به روز آخرت نیز ایمان داریم).
286الله هیچ کسی را مکلف نمیسازد مگر به قدر طاقت و توان او، (انسان) هرچه (از خیر) انجام داده به نفع خودش است و هرچه (از شر) انجام داده به ضرر خودش است، ای پروردگار ما! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم ما را مواخذه مکن، و ای پروردگار ما! بر ذمۀ ما بار گران را مگذار چنانکه آن (بار گران) را بر آنان که پیش از ما بودند نهادی، ای پروردگار ما! آنچه تاب و توانش را نداریم بر ما مگذار و از ما در گذر و ما را مغفرت کن و بر ما رحمتت را نازل کن (زیرا که) توئی مولی و کارساز ما، پس ما را بر قوم کافر پیروز گردان.