التوبة
The Repentance • 129 ayahs • Medinan
1[این آیات،] اعلام بیزارى [و پایان تعهد] از طرف الله و پیامبرش نسبت به مشركانى است كه [شما مسلمانان] با آنان پیمان بستهاید.
2پس [اى مشركان، فقط] چهار ماه [فرصت دارید که با امنیت كامل] در زمین بگردید و بدانید كه [هرگز] نمىتوانید الله را ناتوان سازید [و از عذابش بگریزید] و الله رسواكنندۀ كافران است.
3و [این،] اعلامی است از جانب الله و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر [= عید قربان] که: «الله و پیامبرش از مشرکان بیزارند؛ پس اگر توبه کنید، برای شما بهتر است و اگر روی بگردانید [و سرپیچی کنید] بدانید که شما [هرگز] نمیتوانید الله را ناتوان سازید [و از عذابش بگریزید]؛ و [تو ای پیامبر،] کسانی را که کفر ورزیدند، به عذاب دردناکی بشارت بده.
4مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستهاید و چیزى از [تعهدات خود نسبت به] شما فروگذار نكردهاند و کسی را علیه شما پشتیبانی نکردند؛ پیمان آنان را تا پایان مدتشان به پایان برسانید [که] بیتردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد.
5وقتی ماههای حرام سپرى شد، مشركان را هر كجا یافتید، بکُشید و آنان را دستگیر كنید و در محاصره بگذارید و در هر گذرگاهی به كمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات پرداختند، رهایشان کنید [چرا که] بیتردید الله آمرزندۀ مهربان است».
6و [ای پیامبر،] اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش بده تا سخن الله را بشنود؛ سپس او را به محل امنش برسان. این [اماندادن به مشرکان،] به سبب آن است که آنان گروهی نادانند.
7چگونه مشرکان میتوانند نزد الله و پیامبرش [عهد و] پیمانی داشته باشند؟ مگر [در مورد] کسانی که با آنان نزدیک مسجدالحرام [در حدیبیه] پیمان بستهاید. پس تا [مشرکان در مورد آن عهد،] با شما پایدارند، شما [نیز] با آنان پایدار باشید؛ [چرا که] بیتردید، الله پرهیزگاران را دوست دارد.
8چگونه [پیمان مشرکان ارزش دارد] با اینكه اگر بر شما پیروز [و مسلط] شوند، دربارۀ شما نه [حقِ] خویشاوندى را مراعات مىكنند و نه هیچ پیمانی را؟ آنان شما را با زبان خود راضی میکنند و حال آنكه دلهایشان امتناع مىورزد و بیشتر آنان نافرمانند.
9آیات الله را به بهای ناچیزی فروختند و [مردم را] از راهِ او بازداشتند. به راستى چه بد اعمالى انجام مىدادند!
10اینان در حق هیچ مؤمنی، نه [حق] خویشاوندی را مراعات میکنند و نه پیمانی را؛ و اینانند که تجاوزکارند.
11پس [با این حال،] اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات پرداختند، برادران دینیِ شما [مسلمانان] هستند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که میدانند، به تفصیل بیان میکنیم.
12و اگر [تعهد و] سوگندشان را پس از پیمان خویش شکستند و در دینتان طعنه زدند، با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنان را [نسبت به پیمانهایشان] هیچ تعهدی نیست؛ باشد که [از رفتار خود] دست بردارند.
13[ای مؤمنان،] چرا با گروهى نمىجنگید كه سوگند [و پیمان] خود را شكستند و در بیرون راندنِ پیامبر [از مکه] کوشیدند؟ آنان بودند كه نخستین بار [با یاری کردن قبیلۀ بَکْر در برابر خُزاعه، جنگ را] با شما آغاز كردند. آیا از آنان مىترسید؟ در حالی که اگر ایمان دارید، الله سزاوارتر است که از او بترسید.
14با آنان بجنگید تا الله آنان را به دست شما عذاب كند و خوار سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و دلهای مؤمنان را آرام بخشد.
15و [با شکست کافران،] خشم دلهای آنان [= مؤمنان] را برطرف کند؛ و الله از هر کس بخواهد درمیگذرد؛ و الله دانای حکیم است.
16آیا پنداشتهاید كه [بدون امتحان الهی] به حال خود رها مىشوید؟ در حالى كه الله هنوز كسانى از شما را كه جهاد كردهاند و جز الله و پیامبر و مؤمنان [کسی را به دوستی و] همرازى نگرفتهاند معلوم نکرده است؟ و الله به آنچه میکنید آگاه است.
17سزاوار نیست که مشرکان، مساجدِ الله را آباد کنند، در حالی که آنان [عملاً] به کفرِ خویش گواهند [و آن را اظهار میکنند]. آنانند كه اعمالشان تباه گشته است و خود در آتش [دوزخ] جاودانند.
18مساجدِ الله را فقط کسانی [باید] آباد کنند که به الله و روز آخرت ایمان آوردهاند و نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و از غیر الله نمیترسند. امید است که اینان از هدایتیافتگان باشند.
19[ای مشرکان،] آیا آبدادن به حاجیان و آبادکردن مسجد الحرام را با [ایمان و عملِ] كسى كه به الله و روز واپسین ایمان آورده و در راه الله جهاد كرده است برابر میدانید؟ [این دو هرگز] نزد الله برابر نیستند؛ و الله ستمکاران [مشرک] را هدایت نمىكند.
20كسانى كه ایمان آوردند و هجرت كردند و در راه الله با اموال و جانهای خویش جهاد کردند، نزد الله مقام برتری دارند؛ و اینان همان رستگارانند.
21پروردگارشان آنان را از جانب خویش به رحمت و خشنودى و باغهایی [در بهشت] مژده مىدهد كه در آنها نعمتهایی پایدار دارند.
22همواره در آن جاودانند. به راستی که پاداش بزرگ [فقط] نزد الله است.
23ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر پدران و برادرانتان كفر را بر ایمان ترجیح دهند، [آنان را] به دوستى نگیرید؛ و هر کس از شما که آنان را به دوستى بگیرد، آنان همان ستمكارانند.
24[ای پیامبر، به مؤمنان] بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خویشاوندانتان و اموالی که به دست آوردهاید و تجارتی که از [بیرونقی و] کسادیاش میترسید و خانههایی که به آن دلخوش هستید، نزد شما از الله و پیامبرش و جهاد در راه او محبوبترند، منتظر باشید تا الله فرمان [عذاب] خویش را نازل کند؛ و الله گروه نافرمان را هدایت نمیکند».
25بیتردید، الله شما [مؤمنان] را در موقعیتهای زیادی یاری کرده است و نیز در جنگ حُنَین، آنگاه که فراوانی تعدادتان، شما را [شاد و] شگفتزده کرد؛ ولی هیچ سودی به حالتان نداشت و زمین ـ با همۀ گستردگی ـ بر شما تنگ آمد؛ آنگاه [به دشمن] پشت کردید [و گریختید].
26سپس الله آرامش خویش را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که شما نمیدیدید [به یاریتان] فرستاد و کسانی را که کفر ورزیده بودند عذاب کرد؛ و جزای کافران چنین است.
27سپس الله بعد از آن [عذاب خفتبار،] توبۀ هر کس را بخواهد میپذیرد؛ و الله آمرزندۀ مهربان است.
28ای کسانی که ایمان آوردهاید، مشرکان قطعاً پلیدند؛ پس نباید بعد از امسال به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر [به خاطر قطع تجارت با آنان] از تنگدستی بیم دارید، [بدانید که] اگر الله بخواهد، شما را از بخشش خویش بینیاز میسازد. بیتردید، الله دانای حکیم است.
29با کسانی [از اهل کتاب] که به الله و روز قیامت ایمان نمیآورند و آنچه را الله و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیشمارند و دین حق را نمیپذیرند بجنگید تا آنگاه که با شکست و خواری به دست خویش جِزیه دهند.
30و یهود گفتند: «عُزَیر پسر الله است» و نصاری گفتند: «مسیح پسر الله است». این سخن [باطلى] است كه بر زبان مىآورند و به گفتار كسانى كه پیش از این كفر ورزیدند شباهت دارد. الله آنان را نابود کند! چگونه [از حق] منحرف میشوند؟
31[این مشرکان،] علما و راهبان خود و [همچنین] مسیح ـ پسر مریم ـ را به جای الله [به عنوان] معبودان خویش تلقی کردند؛ حال آنكه دستوری جز این نداشتند که فقط الله یگانه را عبادت کنند كه معبودى [بهحق] جز او نیست. او تعالی از آنچه [با وی] شریک قرار میدهند، منزه است.
32آنان مىخواهند نورِ الله را با سخنان خویش خاموش كنند؛ ولی الله جز این نمیخواهد که نورِ خویش را کامل کند؛ هر چند کافران خوش نداشته باشند.
33اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند؛ هر چند مشركان دوست نداشته باشند.
34ای کسانی که ایمان آوردهاید، بیتردید، بسیارى از علما[ی یهودی] و راهبان، اموال مردم را به ناحق مىخورند و [آنان را] از راه الله باز مىدارند؛ و كسانى كه زر و سیم مىاندوزند و آن را در راه الله انفاق نمىكنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت بده.
35روزى كه آن [گنجینهها] را در آتش دوزخ سرخ كنند و پیشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند [و بگویند:] «این است آنچه براى خویش مىاندوختید؛ پس بچشید آنچه را كه مىاندوختید».
36شمار ماهها نزد الله، [از] روزی که آسمانها و زمین را آفریده است، در کتاب الله [= لوح محفوظ] دوازده ماه است که [جنگ و درگیری در] چهار ماه از آن، حرام است؛ [ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب]. این است آیینِ استوار [و راهِ حق]؛ پس در این [چهار ماه،] بر خود ستم نكنید و با همۀ [انواع] مشركان [و کافران] بجنگید، چنان كه آنان با همۀ شما مىجنگند؛ و بدانید كه الله همراه پرهیزگاران است.
37بیتردید، به تأخیر انداختن [ماههای حرام و بر هم زدن ترتیب اصلىِ آنها، موجب] افزایش کفر است [و] کسانی که کفر ورزیدند با این کار، به گمراهی کشیده میشوند. آن [ماه] را یک سال حلال مىشمارند و یک سالِ [دیگر] حرام مىدانند تا با تعداد ماههایی كه الله حرام كرده است یکسان سازند؛ پس [به این سبب،] آنچه را که الله حرام كرده است [بر خود] حلال میکنند؛ زشتىِ اعمال آنان برایشان آراسته شده است؛ و الله گروه كافران را هدایت نمىكند.
38اى كسانى كه ایمان آوردهاید، شما را چه شده است كه چون به شما گفته مىشود: «در راه الله رهسپار [جهاد] شوید»، سستی به خرج مىدهید [و در خانههایتان مینشینید]؟ آیا به جاى آخرت، به زندگى دنیا دل خوش كردهاید؟ [پس بدانید که] کالای زندگى دنیا در برابر آخرت، جز اندكى نیست.
39[ای مؤمنان،] اگر رهسپار [جهاد] نگردید، [الله] شما را به عذابى دردناک گرفتار مىكند و به جاى شما گروهى دیگر را مىآورَد و [شما با نافرمانی، هرگز] به او تعالی زیانى نمیرسانید؛ و الله بر هر چیزى تواناست.
40[ای اصحاب پیامبر،] اگر شما او را یارى نكنید، قطعاً الله [او را ياری میكند، همان گونه كه قبلاً] یارىاش نمود؛ هنگامى كه کافران او را [از مكه] بیرون كردند، در حالی که او دوّمین نفر بود [و یک نفر بیشتر همراه نداشت]؛ آنگاه که آن دو در غار [ثور پناه گرفته] بودند، به یار خود [= ابوبکر] گفت: «غم مخور [كه] بیتردید الله با ماست»؛ پس الله آرامشِ خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانى كه آنها را نمىدیدید، تأیید [و تقویت] كرد و سخن كسانى را كه كفر ورزیدند پستتر گردانْد؛ و سخن الله است كه برتر است؛ و الله شكستناپذیرِ حكیم است.
41سبكبار و گرانبار [به هر حالتی، برای جهاد] رهسپار شوید و با اموال و جانهایتان در راه الله جهاد كنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است.
42[ای پیامبر،] اگر مالی در دسترس و سفری [آسان و] کوتاه در پیش بود، قطعاً [منافقان] به دنبال تو مىآمدند؛ ولى آن راهِ پر مشقت [= شام] بر آنان دور [و دشوار] نمود؛ و به زودى به الله سوگند خواهند خورد كه: «اگر مىتوانستیم، حتماً با شما رهسپار میشدیم». [آنان با نافرمانی و سوگند دروغ،] خود را به هلاكت افکندند و الله مىداند كه آنان یقیناً دروغگو هستند.
43[ای پیامبر،] الله از تو درگذرد! چرا پیش از آنكه [حال] راستگویان بر تو روشن گردد و دروغگویان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى [که در جهاد شركت نكنند]؟
44كسانى كه به الله و روز واپسین ایمان دارند، در جهاد با اموال و جانهایشان از تو اجازه [معافیت] نمىخواهند؛ و الله به [حال] پرهیزگاران داناست.
45تنها كسانى از تو اجازه [معافیت از جهاد] مىخواهند كه به الله و روز واپسین ایمان ندارند و دلهایشان به تردید آلوده است و در تردید خود سرگردانند.
46و اگر [به راستى] ارادۀ رهسپاری [به قصد جهاد] داشتند، قطعاً ساز و برگی برایش فراهم مىکردند؛ ولى الله رهسپاریِ آنان را [برای جهاد در رکاب تو] نپسندید؛ پس آنان را منصرف نمود و [به آنان] گفته شد: «با خانهنشینان بمانید».
47[ای مؤمنان،] اگر [منافقان] همراه شما رهسپار میشدند، [به سبب بزدلی و فرار از میدان جنگ،] جز فتنه و فساد برایتان به بار نمیآوردند و در میانتان نفوذ مىنمودند و در حق شما فتنهجویی میکردند و در جمع شما جاسوسانی دارند؛ و الله به [حال] ستمکاران آگاه است.
48یقیناً پیش از این [نیز منافقان، بسیار] فتنهجویى کردند و كارها را بر تو [وارونه و] آشفته جلوه دادند تا آنکه حق آمد و فرمان الله آشكار گردید، در حالى كه آنان کراهت داشتند.
49و از میان آنان کسی هست که میگوید: «به من اجازه بده [که جهاد نکنم] و مرا در فتنه نینداز». آگاه باشید! [منافقان] هم اکنون نیز در فتنه افتادهاند و بیتردید، دوزخ بر کافران احاطه دارد.
50[ای پیامبر،] اگر به تو نیکی برسد، آنان را ناراحت میکند و اگر مصیبتی به تو رسد، میگویند: «ما پیش از این چارۀ کار خود را اندیشیدهایم» و شادمان [نزد خانوادههایشان] بازمیگردند.
51بگو: «هرگز [مصیبتی] به ما نمیرسد، جز آنچه الله برایمان مقرر کرده است. او [دوست و] کارسازِ ماست و مؤمنان باید بر الله توکل کنند».
52[به منافقان] بگو: «آیا برای ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار دارید؟ در حالى كه ما انتظار مىكشیم الله از جانب خویش یا به دست ما، شما را به عذابى [سخت] گرفتار کند. پس انتظار بكشید كه بیتردید، ما [نیز] با شما منتظریم».
53[به منافقان] بگو: «چه با رغبت چه با کراهت انفاق كنید، هرگز از شما پذیرفته نمیشود [چرا که] بیتردید، شما گروهى نافرمان بودهاید».
54و هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشد، جز اینكه آنان به الله و پیامبرش كفر ورزیدند و جز با کسالت [و سستی] نماز نمىگزارند و جز به كراهت [و بیمیلی] انفاق نمىكنند.
55پس [ای پیامبر،] اموال و فرزندانشان تو را شگفتزده نکند. بیتردید، الله مىخواهد آنان را در زندگى دنیا به این وسیله عذاب كند و در حالی که کافرند جانشان برآید.
56و آنان [= منافقان] به الله سوگند یاد میکنند که از شما [مؤمنان] هستند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه آنان گروهی هستند که میترسند [و به این سبب سوگند میخورند].
57اگر پناهگاه یا غار یا گریزگاهى پیدا كنند، شتابان به سوى آن روى مىآورند.
58و برخی از آنان در [تقسیم] صدقات [و غنایم] بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن [اموال] به آنان داده شود راضی مىگردند و اگر چیزی از آن به آنان داده نشود، خشمگین میشوند.
59و [قطعاً برایشان بهتر بود] اگر به آنچه الله و پیامبرش به آنان دادهاند راضی مىگشتند و مىگفتند: «الله برایمان کافی است؛ به زودى الله و پیامبرش از فضل و بخشش خود به ما مىدهند و ما به الله [امیدوار و] مشتاقیم».
60زکات اختصاص دارد به فقیران و مستمندان و کارگزاران [جمعآوری و توزیعِ] آن و دلجوییشدگان [تازه مسلمان] و برای [آزاد کردن] بردگان و [پرداختِ وام] بدهکاران و [جهادگران] در راهِ الله و [کمک به] درراهماندگان. [این] فریضهای [مقررشده] از جانب الله است؛ و الله دانای حکیم است.
61و برخی از آنان [= منافقان] هستند که پیامبر را میآزارند و میگویند: «او زودباور [و سراپا گوش] است»؛ [ای پیامبر،] بگو: «او براى شما [فقط] شنوندۀ سخنِ خیر است. [وی] به الله ایمان دارد و [سخن] مؤمنان را باور دارد و براى كسانى از شما كه ایمان آوردهاند رحمتى است»؛ و كسانى كه رسول الله را میآزارند، عذابى دردناک [در پیش] دارند.
62[ای مؤمنان، منافقان] برایتان به الله سوگند یاد میکنند تا شما را راضی سازند؛ در حالی که اگر ایمان داشتند، شایستهتر [این] بود که الله و پیامبرش را راضی سازند.
63آیا نمیدانند هر کس با الله و رسولش مخالفت [و دشمنی] کند، مسلماً آتش جهنم برای اوست [و] جاودانه در آن خواهد بود؟ این همان رسوایی بزرگ است.
64منافقان بیم دارند كه [مبادا] سورهاى دربارۀ آنان [بر پیامبر] نازل شود و آنان [= مؤمنان] را از آنچه در دلهای آنان [= منافقان] است آگاه سازد. [ای پیامبر، به آنان] بگو: «[هر چه میخواهید،] مسخره كنید [که] بىتردید، الله آنچه را كه [از آن میپرهیزید و] هراس دارید، افشا خواهد كرد».
65و اگر از آنان بپرسی: [«چرا تمسخر میکردید؟»] مسلّماً میگویند: «ما جدی نمیگفتیم و [شوخی و] بازی میکردیم». بگو: «آیا الله و آیات او و پیامبرش را مسخره میکردید؟»
66عذر نیاورید. به راستی که شما پس از ایمانتان کافر شدهاید. اگر گروهی از شما را [به خاطر توبهشان] ببخشیم، گروهی دیگر را [به سببِ سرکشی و ترک انفاق] عذاب خواهیم کرد؛ چرا که بیتردید، آنان تبهکار بودند.
67مردان و زنان منافق، [مانند یکدیگر و] از یک گروهند: به کارهای زشت فرمان میدهند و از نیکیها بازمیدارند و دستهای خویش را [از انفاق] فرومىبندند [و] الله را فراموش کردند؛ پس [الله نیز] آنان را به فراموشی سپرد [= رحمت و توفیقش را از آنان سلب نمود]. در حقيقت، اين منافقانند كه فاسق [و سرکش و گناهکار] هستند.
68الله به مردان و زنان منافق و [همچنین به] کافران، آتش دوزخ را وعده داده است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. همان [آتش] برایشان كافى است و الله لعنتشان كرده است و عذابى پایدار [در پیش] دارند.
69[شما منافقان] همانند کسانی [هستید] که پیش از شما بودند [بلکه] آنان از شما نیرومندتر بودند و اموال و فرزندان بیشتری داشتند. پس، از بهرۀ خویش [در دنیا] برخوردار شدند؛ و شما [نیز] از بهرۀ خود برخوردار شدید چنانکه کسانی که پیش از شما بودند [نیز] از بهرۀ خویش برخوردار شدند؛ و شما [در گناه تکذیب حق و توهین به پیامبر خود] فرو رفتید، همان طور كه آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گشت و آنانند که زیانكارند.
70آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند به آنان نرسیده است؟ [کسانی همچون] قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مَدیَن [= قوم شعیب] و شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] که پیامبران آنان دلایل روشن برایشان آوردند [ولی آنان نپذیرفتند]؛ پس الله بر آن نبود که [با نزولِ عذاب] به آنان ستم کند؛ بلکه خود بر خویشتن ستم میکردند.
71و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند؛ [مردم را] به نیکی فرمان میدهند و از کارهای ناپسند بازمیدارند و نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و از الله و پیامبرش اطاعت مینمایند. اینانند که الله آنان را مورد رحمت قرار خواهد داد. بیتردید، الله شکستناپذیرِ حکیم است.
72الله به مردان و زنان مؤمن، باغهایی [از بهشت] وعده داده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و [نیز] خانههای پاکیزهای در بهشتهای جاودان [به آنان وعده داده است]؛ و رضایت الله [از همۀ اینها] برتر است. این همان [رستگاری و] کامیابیِ بزرگ است.
73ای پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سختگیر باش؛ و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامی است!
74[منافقان] به الله سوگند یاد میکنند که [سخنان ناپسندی دربارۀ الله و پیامبرش] نگفتهاند و به راستی که سخن کفر گفتهاند و پس از اسلام آوردنشان [باز] کافر شدند [و با دسیسه برای قتل پیامبر،] تصمیم به کاری گرفتند كه در آن موفق نشدند. و به عیبجویی [و مخالفت] برنخاستند مگر پس از آنکه الله و پیامبرش [با بخشیدنِ غنایم،] آنان را از فضل خویش بینیاز کردند؛ پس اگر توبه کنند، برایشان بهتر است و اگر روی بگردانند، الله آنان را در دنیا و آخرت، به عذابی دردناک دچار میسازد و در زمین هیچ کارساز و یاوری نخواهند داشت.
75بعضی از آنان با الله [عهد و] پیمان بستند که: «اگر [الله] از فضل خود [نصیبی] به ما دهد، قطعاً صدقه [و زکات] خواهیم داد و از نیکوکاران خواهیم بود».
76اما وقتی [الله] از فضل خود به آنان [نصیبی] بخشید، نسبت به آن بُخل ورزیدند و [از آن پیمان] روی گرداندند و [از حق] سرپیچی کردند.
77پس به سزاى آنكه با الله خُلفِ وعده كردند و به خاطر آن كه دروغ مىگفتند، [الله نیز] تا روزى كه او را [در قیامت] ملاقات میکنند، در دلهایشان داغ [و ننگِ] نفاق نهاد.
78آیا ندانستهاند كه الله راز و نجوایشان را [که در محافل خویش بیان میشود، به خوبی] مىداند و الله دانای رازهای نهان است؟
79[منافقان] كسانى [هستند] كه بر مؤمنانى عیب مىگیرند كه داوطلبانه صدقات [مستحبی زیادی، علاوه بر صدقه واجب] مىدهند و [همچنین فقرا و] افرادی را كه بیش از توان مالی خویش چیزی [برای صدقه] نمىیابند مسخره میکنند. الله آنان را به تمسخر مىگیرد و برایشان عذابى دردناک [در پیش] خواهد بود.
80[ای پیامبر،] چه برای آنان آمرزش بخواهی، چه آمرزش نخواهی، [سودی به حالشان ندارد. حتی] اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهی، الله هرگز آنان را نمیآمرزد؛ چرا که به الله و پیامبرش کفر ورزیدند، و الله گروه نافرمان را هدایت نمیکند.
81واگذاشتهشدگان [از غزوۀ تبوک] پس از [مخالفت با] رسول الله، از خانهنشینیِ خود شادمان شدند و از اینكه با اموال و جانهایشان در راه الله جهاد كنند كراهت داشتند و [به افراد سستایمان] میگفتند: «در این گرما، رهسپار [جهاد] نشوید». [ای پیامبر، به آنان] بگو: «آتش دوزخ [از این بسیار] سوزانتر است»، اگر میفهمیدند.
82به سزای آنچه میکردند، باید [در دنیا] كم بخندند و [در آخرت] بسیار بگریند.
83و اگر الله تو را به سوى گروهى از آنها بازگردانْد و از تو براى همراهی [در جهادی دیگر] اجازه خواستند بگو: «[از این پس،] هرگز با من رهسپار [جهاد] نخواهید شد و هرگز همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید كرد؛ زیرا شما نخستین بار به خانهنشینی رضایت دادید؛ پس [اکنون نیز] با بازماندگان [از جهاد] بنشینید».
84و هرگز بر هیچ مُردهای از آنان نماز نخوان و [برای دعا خواندن و طلب آمرزش] بر سر قبرش نایست؛ [چرا که] بیتردید، آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدهاند و در حالی مُردند که نافرمان بودند.
85و [ای پیامبر، افزونیِ] اموال و فرزندانشان تو را شگفتزده نکند. به راستی جز این نیست که الله میخواهد به این [وسیله] آنان را در دنیا عذاب کند و در حالی که کافرند جانشان برآید.
86و هنگامی که سورهای نازل شود [و امر میکند] که «به الله ایمان بیاورید و همراه پیامبرش جهاد کنید»، ثروتمندانشان [برای نرفتن به جهاد] از تو اجازه میخواهند و میگویند: «بگذار ما با خانهنشینان باشیم».
87آنان راضی شدند که با خانهنشینان باشند و بر دلهایشان مُهر [نفاق] نهاده شده است؛ پس [خیر و صلاح خویش را] درنمییابند.
88اما پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند، با اموال و جانهایشان [در راه الله] جهاد کردند. آنانند كه همۀ نیکیها برایشان است و آنان همان رستگارانند.
89الله برایشان باغهایی [از بهشت] مهیّا کرده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است [و] جاودانه در آن میمانند. این [همان رستگاری و] کامیابی بزرگ است.
90و بهانهجویان [و عذرتراشانِ] بادیهنشین [نزد تو] آمدند تا به آنان اجازه [معافیت از رفتن به جهاد] داده شود و كسانى كه [در ادعاى ایمان خود] به الله و پیامبرش دروغ مىگفتند [بدون هیچ عذر و اجازهاى، به جای جهاد،] خانهنشین شدند. به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذابی دردناک خواهد رسید.
91بر ناتوانان [= زنان و کودکان] و بیماران و بر كسانى كه چیزى نمىیابند [تا در راه جهاد] هزینه كنند ـ اگر براى الله و پیامبرش خیرخواهى كنندـ گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند]. بر نیكوكاران[شان نیز] هیچ راهی [برای سرزنش و مجازات] نیست؛ و الله آمرزندۀ مهربان است.
92و [همچنین] گناهى نیست بر كسانى كه چون نزدت آمدند تا آنان را [برای رفتن به جهاد، بر چهارپایی] سوار كنى، [به آنان] گفتى: «چیزى پیدا نمىكنم که شما را بر آن بنشانم». آنان بازگشتند در حالی که چشمانشان از این اندوه، اشکبار بود كه چیزى نمىیابند تا [در راه جهاد] هزینه كنند.
93راه [سرزنش و مجازات] تنها بر كسانى [گشوده] است كه با آنکه توانگرند [و امکان جهاد دارند]، از تو اجازه مىخواهند [که در جهاد شركت نكنند]. آنان به این رضایت دادهاند كه با خانهنشینان باشند و الله بر دلهایشان مُهر [نفاق] زده است؛ پس [خیر و صلاح خویش را] درنمییابند.
94وقتی [از غزوۀ تبوک] به سویشان بازگردید، برایتان عذر مىآورند. [ای پیامبر،] بگو: «عذر نیاورید؛ ما هرگز [سخن] شما را باور نمیکنیم. در حقیقت، الله ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی الله و پیامبرش رفتارتان را خواهند دید [که آیا توبه میکنید یا بر نفاق میمانید]. آنگاه به سوی [الله] دانای پنهان و آشکار بازگردانده میشوید و او شما را از آنچه میکردید آگاه میکند».
95[ای مؤمنان، پس از جنگ] وقتی به سوی آنان [= منافقان] بازگردید، برایتان به الله سوگند یاد میکنند تا از [گناهِ] آنان چشمپوشی کنید. پس از آنان روی بگردانید؛ [چرا كه] بیتردید، آنان پلیدند و به [سزاى] آنچه میکردند، جایگاهشان دوزخ است.
96برایتان سوگند یاد میکنند تا از آنان راضی شوید. [حتی] اگر شما از آنان راضی شوید، الله هرگز از گروه نافرمان راضی نمیگردد.
97کفر و نفاق اعراب [بادیهنشین، از دیگران] شدیدتر است و سزاوارترند كه حدودِ آنچه را كه الله بر پیامبرش نازل كرده است ندانند؛ و الله دانای حکیم است.
98و برخی از اعراب [بادیهنشین] هستند كه آنچه را [در راه الله] هزینه مىكنند، خسارتى [براى خود] مىدانند و پیشامدهای بد را برایتان انتظار میکشند [تا از شما رهایی یابند]. پیشامدِ بد بر خودشان باد؛ و الله شنواى داناست.
99و برخی [دیگر] از اعراب [بادیهنشین] هستند كه به الله و روز واپسین ایمان دارند و آنچه را که انفاق مىكنند باعث نزدیکی به الله و [نتیجه] دعاهاى پیامبر [در حق خویش] مىدانند. آگاه باشید! [این انفاق،] مایۀ نزدیکی آنهاست. الله [در قیامت] آنان را در جوارِ رحمتِ خویش درخواهد آورد. بیتردید، الله آمرزندۀ مهربان است.
100و پیشگامان نخستین ـ از مهاجران و انصارـ و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردند، الله از آنان راضی گشت و آنان [نیز] از او راضی شدند؛ و باغهایی [در بهشت] برایشان مهیّا کرده است که جویبارها از زیر [درختان] آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. این همان [رستگاری و] کامیابی بزرگ است.
101و برخی از اعراب [بادیهنشین مدینه] که پیرامون شما هستند، [گروهی] منافقند و از اهل مدینه [نیز] گروهی به نفاق خو گرفتهاند. [ای پیامبر،] تو آنان را نمیشناسی [ولی] ما آنان را میشناسیم. آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد، سپس به سوی عذابی بزرگ [در قیامت] فرستاده میشوند.
102و گروهی دیگر به گناهان خود [دربارۀ فرار از جهاد] اعتراف کردهاند. [آنان] كار شایسته و ناشایست را به هم آمیختهاند. امید است که الله توبۀ آنان را بپذیرد؛ [چرا كه] بىتردید، الله آمرزندۀ مهربان است.
103از اموال آنان [= توبهکاران] صدقه [و زکات] بگیر، تا به وسیله آن، آنان را [از گناه] پاک گردانی و درجاتشان را بالا ببری؛ و برایشان دعا کن [چرا که] یقیناً دعای تو [رحمتی برایشان و] مایه آرامش برای آنان است؛ و الله شنوای داناست.
104آیا نمیدانند الله است که توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را میستانَد؛ و بیتردید، الله است که توبهپذیرِ مهربان است.
105و [ای پیامبر، به متخلفان از جهاد و توبهکاران] بگو: «به عمل بكوشید [و آنچه را که از دست دادهاید جبران کنید] که الله و پیامبرش و مؤمنان، کارهای شما را خواهند دید؛ و به زودی به سوی [الله] دانای پنهان و آشکار بازگردانده میشوید، سپس او [در قیامت] شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میسازد».
106و گروهی دیگر [از متخلفانِ تبوک هستند که سرنوشت آنان] به فرمان الله موکول است: یا آنان را عذاب مىكند و یا توبهشان را مىپذیرد؛ و الله داناى حکیم است.
107و کسانی [از منافقان هستند] که به هدف زیان رساندن [به مسلمانان] و [تقویت] کفر و تفرقهافکنی میان مؤمنان، مسجدی ساختند [تا] کمینگاهی باشد برای کسانی که با الله و پیامبرش از پیش در جنگ بودند؛ و البته آنان سوگند یاد میکنند که قصدی جز نیکی [و خدمت] نداشتهایم؛ و[لی] الله گواهی میدهد که آنان قطعاً دروغگو هستند.
108[ای پیامبر،] هرگز در آن مسجد [به نماز] نایست؛ [زیرا] شایستهتر است در مسجدی [به نماز] بایستی که از روز نخست، بر پایه پرهیزگاری بنا شده است. [آری، مسجد قُباست] که در آن، مردانی هستند که دوست دارند [از گناه و آلودگی] پاک و پاکیزه گردند؛ و الله پاکیزگان را دوست دارد.
109آیا كسى كه بنیان [كار] خویش را بر پایه پرهیزگاری و رضایت الله بنا نهاده بهتر است یا كسى كه بنیان خویش را بر لبۀ پرتگاهى در آستانۀ ریزش [و سقوط] بنا نهاده است و با آن در آتش دوزخ سرنگون مىگردد؟ و الله گروه ستمکاران را [به سبب کفر و نفاقشان] هدایت نمیکند.
110آن بنایی که آنان بنیان نهادهاند، پیوسته در دلهایشان مایۀ تردید [و نفاق] خواهد بود مگر آنکه دلهایشان پارهپاره شود [و بمیرند]؛ و الله دانای حکیم است.
111بیتردید، الله از مؤمنان، جانها و اموالشان را به [بهاى] اینكه بهشت براى آنان باشد، خریده است؛ همان كسانى كه در راه الله مىجنگند و [کافران را] مىكُشند و [یا خود به دست آنها] كشته مىشوند. [این پاداش،] به عنوان وعدهای راست و درست در تورات و انجیل و قرآن بر عهدۀ اوست؛ و کیست که از الله به پیمان خویش وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان،] به معاملهاى كه با او كردهاید شادمان باشید؛ و این همان [رستگاری و] كامیابى بزرگ است.
112[کسانی که چنین پاداشی دارند، همان] توبهکنندگان، عبادتکنندگان، سپاسگزاران، روزهداران، رکوعکنندگان، سجدهکنندگان، فرماندهندگان به کارهای پسندیده و بازدارندگان از کارهای ناپسند و پاسدارانِ حدود [و احکام] الهی هستند؛ و آن مؤمنان را [که چنین هستند، به بهشت] بشارت بده.
113برای پیامبر و کسانی که ایمان آوردند سزاوار نیست که برای مشرکان ـ پس از اینکه برایشان آشکار شد که آنان اهل دوزخند ـ آمرزش بخواهند؛ هر چند از نزدیکان [شان] باشند.
114آمرزشخواهیِ ابراهیم براى پدرش [آزر]، جز به خاطر وعدهاى كه به او داده بود صورت نگرفت؛ اما وقتی برایش آشکار شد كه وى دشمن الله است، از او بیزارى جست [و برایش دعا نکرد]. به راستی که ابراهیم، بسى نیایشگر و بردبار بود.
115و الله هرگز بر آن نیست كه گروهی را پس از آنکه هدایتشان کرده است گمراه بگذارد؛ مگر آنکه چیزی را که باید [از آن] پرهیز کنند برایشان روشن کرده باشد [و آنان به آن عمل نکرده باشند]. بیتردید، الله به هر چیزی داناست.
116در حقیقت، فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ الله است. [اوست که] زنده میکند و میمیرانَد؛ و شما به جز الله هیچ کارساز و یاوری ندارید.
117بیگمان، الله بر پیامبر و مهاجران و انصار كه در هنگام دشواری [غزوۀ تبوک] از او پیروى كردند رحمت آورد؛ بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنان بلغزد [و به سبب سختیهای فراوان، جهاد را ترک كنند] سپس [باز هم] توبۀ آنان را پذیرفت. بیتردید، او تعالی [نسبت] به آنان دلسوز [و] مهربان است.
118و [همچنین توبه] آن سه نفری [را قبول کرد] که امرشان به تأخير انداخته شد؛ آنگاه که [مسلمانان از آنان بریدند و] زمین با همۀ فراخیاش بر آنان تنگ شد و از خود [نیز] به تنگ آمدند و دانستند که از الله، جز به سوی خودِ او پناهگاهى نیست؛ پس [الله با بخشایشِ خویش] به آنان بازگشت تا توبه کنند [و از آنان درگذشت]. یقیناً الله است که توبهپذیرِ مهربان است.
119ای کسانی که ایمان آوردهاید، از الله پروا کنید و با راستگویان باشید.
120سزاوار نیست که اهل مدینه و اعراب [بادیهنشینِ] پیرامونِ آنان، از [همراهى با] رسول الله بازمانند و حفظ جان خویش را بر او مقدّم شمارند؛ زیرا در راه الله هیچ تشنگى و رنج و گرسنگیای به آنان نمىرسد و در هیچ مكانى كه كافران را به خشم مىآورد قدم نمىگذارند و به دشمن هیچ [گزند و] دستبردی نمیرسانند، مگر اینكه به [پاداشِ] آن، کاری شایسته برای آنان [در نامههای اعمالشان] ثبت مىشود. به راستی که الله پاداش نیكوكاران را ضایع نمىگردانَد.
121و هیچ مال کوچک یا بزرگی را [در راه الله] انفاق نمیکنند و [در راه جهاد] از هیچ سرزمینی نمیگذرند مگر اینکه [پاداش آن] برایشان ثبت میشود تا الله بر اساس نیکوترین [طاعت و] کردارشان به آنان پاداش دهد.
122و سزاوار نیست که مؤمنان همگی رهسپار [جهاد] شوند. پس چرا از هر گروهی از آنان، عدهای رهسپار نمیشوند [و عدهای نیز همراه پیامبر نمیمانند] تا [به سبب آنچه از او فرامیگیرند] در دین آگاهی بیابند و قوم خود را ـ وقتی به سویشان بازگشتندـ بیم دهند؟ باشد كه آنان [از كیفر الهى بترسند و] بپرهیزند.
123ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کافرانی که نزدیک [محل زندگی] شما هستند بجنگید [تا خطرشان را دفع نمایید]؛ و آنان باید در شما شدت و خشونت بیابند؛ و بدانید که الله با پرهیزگاران است.
124و هنگامی که سورهای نازل میگردد، بعضی از آنان [به دیگران] میگوید: «این [سوره]، به ایمانِ کدامیک از شما افزود؟». اما کسانی که ایمان آوردهاند، بر ایمانشان میافزاید و [به آن] شادمان میگردند.
125و اما کسانی که در دلهایشان بیماری [شک و نفاق] است، پلیدیای بر پلیدیشان میافزاید و در حالی که کافرند میمیرند.
126آیا آنان نمیبینند که هر سال، یک یا دو بار آزمایش میشوند؟ اما نه توبه میکنند و نه پند میپذیرند.
127و هنگامی که سورهای نازل میشود [که احوال منافقان را بیان نموده است]، بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه میکنند [و میگویند:] «آیا کسی شما را میبیند؟» سپس [مخفیانه از مجلس پیامبر] بازمیگردند. الله دلهایشان را [از خیر و هدایت] بازگردانده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که نمیفهمند.
128یقیناً پیامبری از [میان] خود شما به سویتان آمد که رنجدیدنتان بر او [گران و] دشوار است و بر [هدایت] شما سخت اصرار دارد و [نسبت] به مؤمنان، دلسوز [و] مهربان است.
129پس [ای پیامبر،] اگر [مشرکان و منافقان از حق] رویگردان شدند، بگو: «الله برای من کافی است. هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ تنها بر او توکل کردم و او پروردگارِ عرش بزرگ است».