الإسراء
The Night Journey • 111 ayahs • Meccan
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
1پاک و منزّه است آن [پروردگاری] كه بندهاش [محمد] را شبانگاه از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى ـ كه پیرامونش را بركت دادهایم ـ سِیر داد تا برخی از نشانههاى [قدرت] خویش را به او بنمایانیم. بیتردید، او همان شنواى بیناست.
2و ما به موسی کتاب [تورات] دادیم و آن را [مایۀ] هدایتِ بنیاسرائیل ساختیم [و فرمودیم] که: «کارگزاری جز من [برای خود] برنگزینید».
3ای فرزندانِ کسانی که آنان را با نوح [در کشتی] سوار کردیم، به راستی او [= نوح] بندهای شکرگزار بود.
4و در کتاب [تورات] به بنیاسرائیل وحی کردیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً سرکشی [و طغیانِ] بزرگی خواهید نمود.
5پس هر گاه وعدۀ نخستین از آن دو [بار] فرارسید، گروهی از بندگانِ بسیار نیرومند [و پیکارجویِ] خود را بر شما برمیانگیزیم تا میان خانهها[یتان براى قتل و غارتِ شما] به جستجو درآیند؛ و این وعدهای انجامشدنی [و قطعی] بود.
6آنگاه [پس از مدتی] شما را بر آنان مسلط میگردانیم و با اموال و فرزندان یاریتان میکنیم، و [تعداد] نفرات شما را بیشتر [از دشمن] میگردانیم.
7اگر [در گفتار و رفتار] نیکی کنید، به خود نیکی کردهاید؛ و اگر بدی کنید، [باز هم به] خود کردهاید. پس هنگامی که وعدۀ دیگر فرارسید، [دشمن آنچنان شما را خوار میسازد] که آثار غم و اندوه در چهرههایتان ظاهر میشود و همان گونه که بارِ نخست وارد شدند، [این بار نیز حمله میآورند] تا به مسجد[الاقصی] داخل شوند و تا بر هر چه دست یابند [آن را] یکسره نابود کنند.
8[ای بنیاسرائیل، اگر توبه كنید] امید است كه پروردگارتان بر شما رحمت آورد و اگر [به تباهی] بازگشتید، ما نیز [به عذابکردن شما] بازمىگردیم و دوزخ را زندان [ابدیِ] كافران کردهایم.
9به راستی که این قرآن به استوارترین راه هدایت مىکند و به مؤمنانى كه كارهاى شایسته مىكنند مژده مىدهد كه پاداشى بزرگ برایشان [در پیش] است.
10و براى كسانى كه به آخرت ایمان نمىآورند، عذابى دردناک مهیّا كردهایم.
11انسان [در هنگام خشم، از روی نادانی و شتاب، نفرین میکند و] بدى را مىطلبد، همان گونه كه نیکی را درخواست میکند؛ و انسان همواره شتابزده است.
12شب و روز را دو نشانه[ی قدرت و یگانگی خویش] قرار دادیم؛ و نشانۀ شب را محو [و تیره] كردیم و نشانۀ روز را روشنىبخش قرار دادیم تا از پروردگارتان روزى بجویید و شمار سالها و حساب [وقایع] را بدانید؛ و هر چیزى را به تفصیل بیان كردیم.
13و [سرنوشتِ] رفتار هر انسانى را [تا لحظۀ حسابرسی] در گردنش بستهایم و روز قیامت نوشتهاى برایش بیرون میآوریم كه آن را گشوده میبیند.
14[به او میگوییم:] «نامهات را بخوان. کافی است که امروز خود حسابگرِ خویش باشی».
15هر کس راه [راست] یافت، جز این نیست كه به سود خویش راه یافته است و هر کس گمراه شد، یقیناً به زیان خود گمراه شده است؛ و هیچ گناهکاری، بارِ گناه دیگری را برنمیدارد؛ و ما هرگز [قومی را] مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه [میانشان] پیامبری مبعوث کرده باشیم [تا وظایفشان را بیان کند].
16و هر گاه بخواهیم [مردم] شهری را نابود کنیم، [نخست] به ثروتمندانِ سرکشِ آنجا فرمان [اطاعت از الله و پیروی از پیامبران را] میدهیم، سپس وقتی در آنجا به فساد [و مخالفت] برخاستند، وعده[ی عذاب الهی بر] آنجا محقق میگردد؛ آنگاه آنجا را به شدت در هم میکوبیم [و ساکنانش را از بین میبریم].
17و چه بسیار نسلهایی را که پس از نوح [زندگی میکردند] هلاک کردیم و [همین] کافی است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه [و نسبت به آنان] بیناست.
18هر کس خواهان [دنیاى] زودگذر است، هر چه بخواهیم [و] به هر كه بخواهیم [بهرهای] از آن مىدهیم؛ آنگاه دوزخ را نصیبش میکنیم كه در آنجا خوار و راندهشده [از رحمت الله،] وارد میگردد.
19و هر کس [زندگی] آخرت را بخواهد و برای [رسیدن به] آن با جدیّت بکوشد و مؤمن باشد، اینان کسانی هستند که از تلاششان قدردانی خواهد شد.
20همه را ـ [خواه] این گروه [بدکار] و [یا] آن گروه [نیکوکار]ـ از بخشش [و نعمتهای دنیویِ] پروردگارت بهرهمند میسازیم و بخششِ پروردگارت [از کسی] منع نشده است.
21بنگر که چگونه برخی از آنان را [از لحاظ مال و مقام] بر برخی دیگر برترى دادهایم؛ و قطعاً آخرت [در مقایسه با دنیا] از نظرِ درجات، بزرگتر و از لحاظ فضیلت، برتر است [پس مومن باید به آن اشتیاق ورزد].
22[ای انسان، هرگز هیچ] معبود دیگری را با الله [شریک] قرار نده که نکوهیده و بییاور خواهی ماند.
23و پروردگارت چنین فرمان داده است که: «جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر [تان] نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها در کنارِ تو به سن پیری رسیدند، حتی کمترین اهانتی به ایشان نکن و بر سرشان فریاد نزن و به نیکی [و مهربانی] با آنان سخن بگو.
24و از روی مهربانی، در برابرشان فروتن باش و بگو: «پروردگارا، همان گونه که [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند، [تو نیز] به آنان رحمت آور».
25پروردگارِ شما، به آنچه در دلهایتان است آگاهتر است. اگر شایسته باشید، یقیناً او در حقِ توبهکاران آمرزنده است.
26و حق خویشاوند را به او بده [= صلۀ رحِم به جای آور] و نیازمند و درراهمانده [را یاری كن] و ولخرجى و اسراف نكن.
27در حقیقت، اسرافكاران برادرانِ شیاطین هستند و شیطان نسبت به پروردگارش همواره ناسپاس بوده است.
28و اگر به امید رحمت و [گشایش روزی] از جانب پروردگارت [به ناچار] از آنان روی میگردانی، سخنی نرم به آنان بگو.
29و [هرگز] دست از انفاق نبند و [نیز] گشادهدستیِ بسیار نکن که ملامتشده و حسرتزده میگردی.
30بیگمان، پروردگارت، [نعمت و] روزی را بر هر کس که بخواهد گسترده میدارد و یا تنگ میگرداند. بیتردید، او همواره به [احوالِ] بندگانش آگاه و بیناست.
31و فرزندانتان را از بیم تنگدستى نكشید. ما به آنان و شما روزى مىبخشیم. یقیناً كشتنِ آنها همواره خطایى بزرگ است.
32و نزدیک زنا نشوید. بیتردید، آن [کار،] بسیار زشت و راهی ناپسند است.
33و كسى را كه الله [كشتنش را] حرام كرده است جز بهحق نكشید؛ و هر کس به ستم كشته شود، به قیّمِ او قدرت [و حق قصاص] دادهایم؛ او نیز نباید در [کیفرِ] قتل زیادهروى كند. بیتردید، او [= ولیّ دَم] تحت حمایت [الله و شریعت او تعالی] قرار دارد.
34و به مال یتیم ـ جز به شیوهای که نیکوتر استـ نزدیک نشوید تا آنگاه که به حدِ [رشد و] بلوغش برسد و به پیمان [خویش] وفا کنید؛ چرا که [از شما] دربارۀ پیمان پرسیده خواهد شد.
35و هنگامی که [در خرید و فروش، اجناس را] پیمانه میکنید، پیمانه را کامل [و تمام] بدهید و [آنها را] با ترازوی درست وزن کنید. این [کار] برای شما بهتر است و سرانجام نیکوتری دارد.
36و از آنچه دانشی دربارۀ آن نداری پیروی نکن. بیتردید [در قیامت،] گوش و چشم و دل، از همۀ اینها بازخواست خواهد شد.
37و در زمین با تکبر راه نرو. تو هرگز نمیتوانی [با راه رفتنِ غرورآمیزت] زمین را بشکافی و در بلندی [و گردنفرازی نیز] به کوهها نمیرسی.
38همۀ این [کارها]، گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.
39این [سفارشها] از آن حکمت[هایی] است که از جانب پروردگارت به تو وحی شده است؛ و معبودِ دیگری با الله قرار نده که نکوهیده و راندهشده [از رحمت الله] به دوزخ خواهی افتاد.
40آیا [شما مشرکان گمان میکنید كه] پروردگارتان [داشتن] پسران را به شما اختصاص داده است و خود از [میانِ] فرشتگان، دخترانى برگرفته است؟ به راستی که سخنى بسیار بزرگ [و ناروا] مىگویید.
41و بیتردید، ما در این قرآن [احکام و اندرزها را با شیوههای روشن و] گوناگون بیان كردیم تا [مردم] پند بگیرند؛ و[لى این سخنان،] جز دوری [از حق] بر آنان نمىافزاید.
42[ای پیامبر،] بگو: «اگر [بر فرضِ محال،] چنان که [مشرکان] میگویند، با او [= الله] معبودانی [دیگر] بود، در این صورت، آنان [برای تقرّب و کسبِ خشنودی پروردگار] به سوی [اللهِ] صاحبعرش راهی میجستند».
43او تعالی پاک و منزّه است و از آنچه آنان میگویند، بسی برتر است.
44آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس در آنهاست او را به پاکی میستایند؛ و هیچ چیز نیست مگر آنکه او را به پاکی یاد میکند؛ ولی شما تسبیح آنان را درنمییابید. بیتردید، او همواره بردبار [و] آمرزنده است.
45و [ای پیامبر،] هنگامی که قرآن میخوانی، میان تو و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، پردهای پوشیده قرار میدهیم.
46و پوششی بر دلهایشان قرار دادیم تا [پیام] آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینى [نهادیم تا حق را نشنوند]؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد میكنى، با نفرت پشت مىكنند [و میگریزند].
47و آنگاه كه [کافران] به تو گوش میسپارند، ما بهتر مىدانیم که به چه [منظور و چگونه] گوش مىدهند و [نیز] آنگاه كه نجوا مىکنند [ما از سخنانشان آگاهیم]؛ آنگاه که ستمکاران [مشرک به مردم] میگویند: «شما جز از مردى جادوشده پیروى نمىكنید».
48بنگر که چگونه برایت مثالها زدند، پس گمراه شدند و در نتیجه، نمیتوانند راهی [به سوی حق] بیابند.
49و [مشرکان] گفتند: «آیا هنگامی که استخوانهایی [پوسیده و] پراکنده شدیم، دوباره با آفرینشی جدید برانگیخته میشویم؟»
50بگو: «[حتی اگر] سنگ باشید یا آهن
51یا [هر] آفریدهای که در خاطرتان بزرگ مینماید، [باز هم الله میتواند شما را زنده کند]». پس خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمیگردانَد؟» بگو: «[همان پروردگاری] که نخستین بار شما را آفرید». آنگاه سرهایشان را [به نشانۀ ناباوری و تمسخر] در برابر تو تکان میدهند و مىگویند: «آن [حادثه] كى خواهد بود؟» بگو: «چه بسا نزدیک باشد.
52روزى كه [الله] شما را [به صحرای محشر] فرامىخوانَد و شما با سپاس و ستایش اجابتش مىکنید و مىپندارید كه جز اندكى [در دنیا] به سر نبردهاید».
53و [ای پیامبر،] به بندگانم بگو با بهترین [الفاظ با یكدیگر] صحبت كنند [و از بددهانی بپرهیزند؛ چرا که] بیتردید، شیطان میان آنان دشمنی میافکنَد. به راستی که شیطان برای انسان، دشمنی آشکار است.
54[ای مردم،] پروردگارتان به [احوال] شما داناتر است؛ اگر بخواهد، بر شما رحمت میآورد یا اگر بخواهد، عذابتان میکند؛ و [ای پیامبر،] ما تو را [برای آنان، نگهبان و] کارگزار نفرستادهایم.
55پروردگارت به [هر چه و] هر کس در آسمانها و زمین است داناتر است؛ و به راستی [ما] برخی پیامبران را [با افزونیِ پیروان و اعطای کتاب،] بر برخی [دیگر] برتری بخشیدیم و به داوود زَبور دادیم.
56[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «كسانى را كه به جاى او [معبود و کارسازِ خویش] پنداشتهاید فرابخوانید؛ [خواهید دید که آنها] نه مىتوانند گزندی را از شما دور کنند و نه قادرند آن را [به سوی دیگری] بگردانند».
57کسانی را که آنان [به یاری و دعا] میخوانند، خود [با عبادت و عمل صالح] وسیلهای [برای تقرّب] به پروردگارشان میجویند [و در رقابتند تا بدانند] كدامیک از آنان [به عبادت الله] نزدیکترند و به رحمتش امیدوارند و از عذابش میترسند؛ [چرا که] بیتردید، عذاب پروردگارت همواره شایستۀ پرهیز است.
58و هیچ شهرى نیست مگر اینكه [به سبب کفر و نافرمانى، مردمِ] آن را پیش از روز قیامت نابود میکنیم یا به عذابى سخت گرفتار مىسازیم. این [کیفر] در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است.
59[چیزى] ما را از فرستادن معجزات [درخواستى مشركان] بازنداشت، مگر اینكه پیشینیان آن را دروغ پنداشتند؛ و ما به ثمود [قوم صالح] آن مادهشتر را به عنوان نشانهای روشن دادیم؛ اما به آن ستم كردند و ما نشانهها [و معجزات] را جز براى بیمدادن [مردم] نمىفرستیم.
60و [به یاد آور] هنگامى كه به تو گفتیم: «یقیناً پروردگارت بر مردم احاطه دارد [و در قبضه قدرت او هستند]»؛ و آن رؤیایى را كه [در شب معراج] به تو نمایاندیم؛ و [همچنین] آن درختِ لعنتشده [زَقّوم] در قرآن را جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را بیم مىدهیم، ولى جز بر سرکشیِ بیشتر آنان نمىافزاید.
61و [یاد کن از] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید»؛ پس [همگی] سجده کردند، جز ابلیس که [از روی تکبر سر باز زد و] گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که [او را] از گِل آفریدهای؟»
62[و] گفت: «به من خبر بده آیا این همان کسی است که او را بر من [برتری دادی و] گرامی داشتی؟ اگر تا روز قیامت به من مهلت دهی، فرزندانش را ـ جز عدۀ کمی ـ [مهار زده و] ریشهکن خواهم کرد».
63[الله] فرمود: «برو که هر یک از آنان که از تو پیروی کند، یقیناً دوزخ پاداشتان خواهد بود كه پاداشی کامل است.
64و هر کس از آنان را توانستى به آواى خود برانگیز [و به سوی گناه بکشان] و با سواران و پیادگانت بر آنان بانگ بزن [تا آلودۀ گناه گردند] و در اموال و فرزندان، شریکشان شو و به آنان وعده[های واهی] بده؛ و[لى] شیطان به آنان وعده نمىدهد مگر به فریب.
65[ای شیطان،] تو هرگز تسلطی بر بندگان من نخواهی داشت»؛ و [ای پیامبر،] همین بس که پروردگارت [کارگزار و] نگهبانِ آنان [= مؤمنان] باشد.
66[ای مردم،] پروردگار شما کسی است که کشتی را در دریا برایتان به حرکت درمیآورد تا از فضلش بهرهمند گردید. بیتردید، او همواره نسبت به شما مهربان است.
67و آنگاه که در دریا گزندی به شما میرسد، هر کس را [به حاجتخواهی] مىخوانید، ناپدید [و فراموش] مىگردد مگر [ذات پاکِ] او؛ اما وقتی شما را [از خطر مرگ] رهاند و به خشکی رساند، [از عبادت الله به یگانگی] رویگردان مىشوید؛ و انسان همواره ناسپاس است.
68آیا [میپندارید] از اینکه [الله] شما را در کنارۀ خشکی [در زمین] فرو بَرد یا طوفان شن به سوی شما بفرستد [و سنگبارانتان کند] ایمن شدهاید؟ آنگاه برای خود هیچ [کارگزار و] نگهبانی نمییابید.
69یا ایمن شدهاید از اینكه بار دیگر شما را به دریا بازگردانَد و تُندبادى کوبنده به سویتان بفرستد و به سزاى كفرتان شما را غرق كند؟ آنگاه در برابر ما هیچ بازپرسی برای خود نمییابید [که دلیل کارمان را جویا شود].
70و به راستی، ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر وسایل سفر] سوار کردیم و از انواع [نعمتهای] پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از موجوداتی که آفریدهایم، برتری بسیار بخشیدیم.
71[یاد کن از] روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرامیخوانیم؛ آنگاه کسانی که نامه[ی اعمال]شان به [دست] راستشان داده میشود، اینان نامۀ خود را [با شادمانی] میخوانند و [کوچکترین] ستمی [حتی] به اندازۀ رشتۀ میان هستۀ خرما نمیبینند.
72و[لی] کسی که در این [دنیا از دیدن حق] نابینا بوده است، در آخرت [نیز] نابینا و گمراهتر است.
73[ای پیامبر،] نزدیک بود آنها تو را [با وسوسههای خود] از آنچه بر تو وحی کردهایم بفریبند تا [الفاظی] غیر از آن را [که وحی کردهایم] به دروغ به ما نسبت دهی و آنگاه تو را به دوستی بگیرند.
74و اگر [ما] تو را ثابتقدم نمیکردیم، به راستی نزدیک بود اندکی به آنان متمایل شوی [و در آنچه که بر تو پیشنهاد دادهاند و بخاطر اشتیاق زیاد بر ایمان آوردنشان با آنها موافقت کنی].
75در آن صورت، قطعاً چند برابر عذاب زندگی در دنیا و چند برابر عذاب مرگ در آخرت به تو میچشاندیم؛ و آنگاه در برابر ما یاورى برای خویش نمىیافتى.
76و نزدیک بود [که کافران با نیرنگ و دشمنی،] تو را از سرزمین [مکه] برکَنند تا از آنجا بیرونت کنند و [اگر چنین میکردند] در آن صورت، آنان [نیز] پس از تو جز [زمان] اندكى نمىماندند [و گرفتار عذاب میشدند].
77این [شیوۀ برخورد با ملتهای ناسپاس،] سنتِ [ما دربارۀ] پیامبرانی است که پیش از تو فرستادیم؛ و [هرگز] در سنت ما [دگرگونی و] تغییری نمییابی.
78نماز را از زوال خورشید [= هنگام ظهر] تا نهایت تاریکی شب [= نیمه شب] برپا دار و [به ویژه] نماز صبح را. به راستی که نماز صبح [و تلاوت قرآن در این وقت،] مورد مشاهده [و در حضورِ فرشتگانِ روز و شب] است.
79و [ای پیامبر،] پاسی از شب را [از خواب] برخیز و نماز بگزار. قطعاً [این نماز شب،] برای افزونی مقام و مرتبۀ توست [تا درجاتت را برتری بخشد]. امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایشِ [همگان] برانگیزد! [= مقام شفاعت کبری را به تو عطا فرماید].
80و بگو: «پروردگارا، مرا [در هر كارى] به درستی داخل نما و به درستی خارج ساز [چنان که موردِ رضای توست]؛ و از جانب خویش حجتی یاریکننده برای من [در برابر دشمنانم] قرار بده».
81و بگو: «حق [= اسلام] آمد و باطل [= شرک] نابود شد. به راستی که باطل نابودشدنی است».
82و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل میکنیم و [این کتاب،] بر ستمکاران [مشرک] جز زیان نمیافزاید.
83و چون به انسان نعمت [ثروت و سلامتی] میدهیم، روى مىگردانَد و [از شکرگزاری و عبادت] دورى مىکند و چون بدی [و گزندی] به او میرسد، [از رحمت الهی] ناامید مىگردد.
84[ای پیامبر،] بگو: «هر کس طبق روش خویش [و متناسب با هدایت یا گمراهیاش] رفتار میکند؛ و پروردگارتان بهتر مىداند که چه کسی هدایتیافتهتر است».
85و [ای پیامبر، کافران] از تو دربارۀ روح میپرسند؛ بگو: «روح از [جمله امور غیبی و ناشی از] فرمانِ پروردگارِ من است و جز اندکی از دانش به شما ندادهاند».
86و اگر مىخواستیم، قطعاً آنچه را به تو وحى كردهایم [از یادت] مىبردیم؛ آنگاه هیچ [کارگزار و] نگهبانی در برابر ما برای خود نمییافتی [که مانع فراموشیات گردد].
87ولی [چنین نکردیم و این لطف، به خاطرِ] رحمتی از جانب پروردگارِ توست. بیتردید، همواره بخشش او بر تو بسیار است.
88[ای پیامبر،] بگو: «اگر انس و جن [همگی] جمع شوند تا همانند این قرآن را بیاورند، [هرگز] همانندش را نخواهند آورد؛ هر چند آنان پشتیبان یکدیگر باشند».
89و به راستى ما در این قرآن از هر گونه مثال [و اندرز و داستان] برای مردم آوردیم؛ ولى بیشتر مردم [از پذیرشِ آن] خودداری کردند [و] جز سرِ انكار نداشتند.
90و گفتند: «ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم، مگر اینکه از زمین [مکه] چشمههایی برایمان جاری کنی
91یا باغی از نخل و انگور داشته باشی و میان [درختان] آن، جویها روان گردانی.
92یا چنان كه ادعا کردی، یا آسمان را پاره پاره بر [سر] ما بیفکنی یا الله و فرشتگان را در برابرمان حاضر کنی [تا به راستگوییات گواهی دهند]
93یا خانهای [آراسته] از طلا داشته باشی یا در آسمان بالا روی؛ و [البته] هرگز بالا رفتنت را باور نمیکنیم مگر آنکه نوشتهای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم». بگو: «پروردگارم منزّه است. آیا من جز بشری فرستادهشده هستم؟»
94و [چیزى] مانع ایمانآوردنِ مردم نشد ـ آنگاه كه هدایت برایشان آمد ـ جز اینكه گفتند: «آیا الله یک انسان را به پیامبری برانگیخته است؟»
95[ای پیامبر،] بگو: «اگر در زمین [به جای انسان،] فرشتگانی بودند که [همچون شما] با آرامش راه میرفتند، قطعاً از آسمان فرشتهای را [از جنس خودشان به عنوان] پیامبر بر آنان نازل میکردیم».
96بگو: «کافی است که الله میان من و شما گواه باشد. بیتردید، او همواره [نسبت] به بندگانش آگاه [و] بیناست».
97و هر کس که الله او را هدایت کند، هدایتیافته[ی واقعی] است و هر کس را که گمراه سازد، هرگز جز او [= الله] دوستانی برایشان نخواهی یافت؛ و آنان را در قیامت، نابینا و گنگ و ناشنوا محشور میگردانیم [در حالی که] بر صورتهایشان [کشیده میشوند]؛ جایگاهشان دوزخ است [که] هر گاه شعلهاش فرونشیند، شرارهای [تازه] بر آنان مىافزاییم.
98این جزای آنان است؛ چرا كه آیات ما را انكار كردند و گفتند: «آیا هنگامی که استخوانهایی [پوسیده و] پراکنده شدیم، دوباره با آفرینشی جدید برانگیخته میشویم؟»
99آیا ندانستند الله كه آسمانها و زمین را آفریده است، میتواند همانند آنان را بیافریند و اَجَلی برایشان تعیین کرده است كه هیچ تردیدی در آن نیست؟ و[لى] ستمکاران جز انكار [چیزى را] نپذیرفتند.
100[ای پیامبر، به مشرکان] بگو: «اگر شما مالک گنجینههای [بخشش و] رحمتِ پروردگارم بودید، [باز هم] از بیم خرج کردن [و تنگدستی] از انفاق خوداری میکردید؛ و انسان همواره بخیل [و تنگنظر] است».
101و به راستی، ما نُه معجزۀ روشن [را به عنوان نشانههای پیامبری] به موسی دادیم؛ پس از بنیاسرائیل بپرس آنگاه که [موسی] نزدشان آمد و فرعون به او گفت: «ای موسی، یقیناً تو را افسونشده میپندارم».
102[موسی] گفت: «تو قطعاً مىدانى كه اینها [= معجزات] را [کسی] جز پروردگار آسمانها و زمین نفرستاده است. [این معجزات،] دلایلی روشن [دربارۀ قدرت و یگانگی الله و راستگوییِ پیامبرش هستند]؛ و اى فرعون، به راستى که تو را هلاکشده [و زیاندیده] مىپندارم».
103[فرعون] خواست که آنان [= بنیاسرائیل] را از آن سرزمین [مصر] بیرون کند؛ و[لی ما] او و تمام کسانی را که همراهش بودند غرق کردیم.
104و پس از [نابودیِ] او به بنیاسرائیل گفتیم: «در سرزمین [شام] ساکن شوید و هنگامی که وعدۀ آخرت فرارسید، همۀ شما را با هم [به صحرای محشر] میآوریم».
105و این [قرآن] را بهحق نازل کردیم و بهحق [و بدون هیچ تحریف و تغییری] نازل شد؛ و [ای محمد،] تو را جز بشارتگر و بیمدهنده نفرستادیم.
106و قرآنى [گرانقدر] را با بیان استوار [و به مرور زمان] نازل كردیم تا آن را با درنگ [و آهستگی] برای مردم بخوانى؛ و آن را به تدریج [و بر حسب رویدادهای مختلف] نازل كردیم.
107[ای پیامبر، به کافران] بگو: «[چه] به آن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید [فرقی به حالتان ندارد]. بیتردید، كسانى كه قبل از [نزول] آن، دانش [کتابهای آسمانیِ پیشین را] یافتهاند، چون [آیات قرآن] بر آنان خوانده شود، سجدهكنان بر [زمین] مىافتند».
108و میگویند: «پروردگارمان پاک و منزّه است. یقیناً وعدۀ پروردگارمان انجامشدنی است».
109و [آنگاه] گریهکنان بر [زمین] مىافتند و [تلاوتِ قرآن و تدبر در آیاتش] بر فروتنیشان میافزاید.
110بگو: ««الله» را بخوانید یا «رحمان» را بخوانید؛ هر كدام را که بخوانید، نیكوترین نامها براى اوست». و [ای پیامبر،] نمازت را [آنچنان] به صدای بلند نخوان [که مشرکان بشنوند] و آن را [آنقدر نیز] آهسته نخوان [که حتی اصحابت نشوند]؛ و میان این [دو حالت،] راهى [میانه] بجوى.
111و بگو: «ستایش مخصوص الله است که فرزندی [برای خویش] برنگزیده است و در فرمانروایی، هیچ شریکی ندارد و هرگز خوار و ناتوان نمیگردد که [نیاز به دوست و] کارساز داشته باشد» و او را بزرگ بدار؛ بزرگداشتی شایسته.